AID'A🪽
رفتن به کانال در Telegram
323
مشترکین
-324 ساعت
-67 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها
323
میگفت یه چن رو پیشا دو نفر عاشقانه یه جوری که میگفتن میخوان همو صادقانه از اونا که بود عشقشون خالصانه از اونا که دختر میگفت پسره پادشامه آروم جلو اومدنو نزدیکمون شدن دختره بش میگفت که من همیشه با توعم میگفت خسته نمیشم لعنتی هر چی نگات کنم میگفت هیچوقت نمیزارم بیان غریبه ها دورم .. یکیمونو چیدن به امید آرزوها با اینکه میدونن یه تئوریه واسه اونا دختره نگا کرد یهویی به آسمونا گفت آرزو میکنم هیچقوت جدا نشه راهمون فرداش با یکی دیگه دیدمش عوضیو مگه قرار نبود نبینی پسر بعد از اینو؟! قرار نبود نگه نگی آهن پرستیو قاصدکا هم دلشون میخواد واقعا مستیو وقتی آدما از خاک ولی قلبشون از فلز وقتی میرن میسازن یه قبرستون از دلت.. قیافه دختره هعی میاد جلو چشمام وقتی با یکی دیگه میکرد اون دیالوگو تکرار یکی دیگمونو چیدن از این آدما بریدم چقد لاشی بازی دیدم خدا کاش میکردی ویدم سوز ته سینم اصلا میگیری چی میگم چقد ناراحت کنندست از پیش قاصدک میرم
