Waɲt a ŧastə ♱
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
518
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-930 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+8
در 2 کانالها
سپتامبر '26
+35
در 9 کانالها
Get PRO
اوت '26
+446
در 16 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 17 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 12 کانالها
Get PRO
مه '260
در 9 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '260
در 11 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 9 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+171
در 18 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 09 اکتبر | +2 | |||
| 08 اکتبر | +1 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | +1 | |||
| 05 اکتبر | +1 | |||
| 04 اکتبر | +2 | |||
| 03 اکتبر | +1 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | بابا من تو چنل هلیا بیشتر از چنل خودم حرف میزدم | 25 |
| 3 | من در روز ۲۵ ساعت باهاش حرف میزدم و راجب حتی دیوار هم باهم غصه میخوردیم. | 27 |
| 4 | و حال هلیا خوب باشه* | 28 |
| 5 | عاشقتم | 36 |
| 6 | :) | 36 |
| 7 | واقعااااااا | 35 |
| 8 | من مطمعنم که تو هرچیزی که میخوایو دراخر به دست میاری چون لایقش هستی | 34 |
| 9 | واقعا | 35 |
| 10 | تورس، یادته قدیمها چقدر همه چیز بامزهتر بود؟ | 38 |
| 11 | اگه آدم مورد علاقم
خونه
و میلو نباشن
و کاری که الان دارم تلاش میکنم براش
راستش علاقه ای به آینده ندارم | 47 |
| 12 | :) | 46 |
| 13 | یه چیز جدید رو به فکرام اضافه مردی | 46 |
| 14 | خفه | 45 |
| 15 | اگه تو آیندهای که راجبش حرف میزنم اصلا وجود نداشته باشم چی | 49 |
| 16 | ولی بازم فقط به امید آینده دارم زندگی میکنم | 55 |
| 17 | اگه تو آینده ای که دارم راجبش حرف میزنم همه چی تغییر کنه چی؟ | 58 |
| 18 | وقتی به آینده فکر میکنم هم خیلی خوشحالم میکنه هم خیلی میترسم ازش | 58 |
| 19 | یه چیزی که برام خیلی عجیبه اینه که | 58 |
| 20 | میترسید بخوابد، چون میدانست وسط خواب ناگهان پا میشود، مینشیند، به اطراف نگاه میکند و بعد، مثل بچههای پدرمرده، در آن اتاق سیمانیِ سرد گریه میکند. با دنیایی حسرت در دل و غمی عجیب گریه میکرد؛ رنگش میپرید و دستهاش به لرزه میافتاد. | 10 |
