fa
Feedback
ماه کوچولو؛

ماه کوچولو؛

رفتن به کانال در Telegram

حرف هایم نه، اما انگار صدایم تمام شده بود. کپی؟ اصلا، دوست داشتی فور بزن:) https://t.me/HarfChatBot?start=99a9233367f8

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
288
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-207 روز
+4230 روز
آرشیو پست ها
خلاصه که تنها اومدم🫠😂

میخواستم بیام مراسم بابام گغت اسنپ نه خودمم نمیبرتم گفتم سوییچ رو برمیدارم خودم میرما گفت برو

واقعا خیلی گوگولین فکر کنم دیگه با ایرانی ها نتونم ارتباط بگیرم اینقدر اینا خوبن

دوست پیدا کنم❌ دوست خارجی پیدا کنم✅

چه شب ساکتی‌‌ست انگار هیچکس در دنیا نیست یا شاید من در دنیایِ هیچکس نیستم.

بچه های تهران میاید بریم تئاتر تنها نباشم؟:)

جدیدا ری اکت نمیدین انگور منگور میکنید منو

فکر میکردم بیرون از خونه ترسناکه، خطرناکه، آدمای اون بیرون بهم آسیب میزنن ولی نه... اینجوری نبود همه آسیبا تو خونه بود، همه چی تو خونه بود اون غریبه های تو خیابون فقط رهگذر بودن خیابون بزرگ بود و تو حتی گر بادکنک بین کلی کاکتوس هم بودی اتفاقی برات نمیوفتاد. ولی خونه... خونه کوچیک بود ریز ترین حرکات باعث میشد یه خار زخمیت کنه...

نمیدونم شایدم کلا آدمایی که بجای چیزای ارزشمند و وسیله احساسات و تجربه و خاطره کادو میدن رو دوست داشته باشم مثلا بگه بیا بریم غواصی زیبایی دنیای زیر آب و سبکی اون لحظه رو بهت کادو بده. یا مثلا بگه برای تولدت بیا بریم کمپ تو طبیعت. یا مثلا بجای کافه بگه بیا بریم نقاشی بکشیم. نمیدونم زیادی گوگولی و ارزشمنده🫠

آدمایی که گل هدیه میدن رو دوست دارم اونا دنبال این نبودن حتما یه چیزی هدیه بدن که تا ابد بمونه لبخند و ذوق اون لحظه و خاطره و برق تو چشماتو در الویت قرار میدن و برات گل مورد علاقتو میخرن:)

نمیدونم من هیچوقت حسرت نشدن چیزی رو نخوردم تا اومدم غر بزنم خدا دلیل نشدن رو بهم نشون داد، بهم نشون داد من داشتم خودمو تغییر میدادم برای شدن چیزی که شبیه معیارا و خواسته هام نیست. همیشه خداروشکر میکنم بابت این موضوع و تا ابد دعام "هرچی صلاحه پیش بیاد" باقی میمونه...

تا همین قبل عید هرکس ازم میپرسید واقعا با کار دولتی مشکلی نداری؟ کلی محدودیت داره، حقوقش کمه و تنها جوابم این بود که نه علاقمه حقوق و هیچیش برام مهم نیست باهاش کنار میام ولی الان، الان که اوضاع جدی تر شده تقریبا وارد دنیای بزرگسالی و دغدغه های بزرگسالی شدم میبینم نه علاقه داشتم ولی خودم چی؟ دختر کوچولوی درونمو باید مدام ساکت نگه میداشتم تا در چاچوب ها و محدودیت های اون قرار بگیره؟ آرزو هام یه لباس خریدن ساده یه سفر ساده یه مرخصی ساده و تعطیلات و حتی یه شام ساده رو به گور میبردم با حقوق بخور و نمیر فقط بخاطر علاقه؟ به این نتیجه رسیدم که علاقه همه چیز نیست ما خیلی چیز ها رو تو زندگیمون دوست داریم ولی باید خودمونو بابتش تغییر بدیم تغییر مثبت نه تغییر منفی اگر یه چیز برامون مفید باشه خود واقعیت رو حفظ میکنه و باعث رشد میشه هرکسی رسالتی داره و من فقط فکر میکردم رسالتم رو میتونم تو اون شغل خلاصه کنم فکر میکردم بجز اون هیچ کار دیگه ای نیست بجز اون تو هیچ کار دیگه ای دووم نمیارم بجز اون هیچی جور در نمیاد... ولی اینطور نبود با امسال نشدن و اتفاق نیوفتادنش فهمیدم بدون اون هم میتونم چشمم باز شد و فقط یه علاقه کودکانه نبود. همیشه در نشدن ها لطف و نعمته فقط کافیه چشمامونو باز کنیم:)

حداقل خودتو بنداز جلو یکی از اون بنز و بی ام وه ها دیه بگیر

اونجا که همه پولدار بودن دیگه خودکشی چرا

اینا نشونس نه؟ نباید اونجا برم سرکار

ساختمون رو به رویی اونجایی که رفتم برای مصاحبه کاری الان تو اینستا یه ریلز دیدم یه نفر میخواسته خودشو پرت کنه پایین

فقط اسلحه...

فکر کنم حتی دیگه با شعر هم مخم زده نمیشه

پیش من تا می‌نشینی دائما نِق میزنی؛ کلا اخلاق و صدایت پشتِ گوشی بهتر است...

ـ