✐ᝰ. ᴀᴠᴀ ᴘᴀɪɴᴛᴛ 𐦂𖨆𐀪𖠋
رفتن به کانال در Telegram
✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ Just Art and everything . . .𖹭⋆.𐙚 ════════════════════ ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . ✦ . ⁺ . Girlis: @Angelaa20050 @the_Wadjet
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
730
مشترکین
-224 ساعت
-77 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝐻𝒾𝓂𝑒𝓀𝑜 𝐻𝑒𝓃𝓀𝒶 ♡OC MHA♡
+1
OC Club ✨
Finally done! 🎉 I hope you all like it!
Don't forget to forward it to your channel and tell me your thoughts. I'd love to hear your feedback! 💖
بلاخره تموم شد ..امیدوارم خوشتون بیاد ..حتما تو چنلتون فور کنید و نظرتون رو بگید🥹
#OCs #Club https://t.me/Angelaa20050
یکی از ارتای قدیمیم رندوم شبیه لینگهه اس😂✨
اسمش الکس بود. درگن لرد به حساب میومدولی کسی نمیدونس🙂↕️ با پنبه سر میبرید🙂↕️✨
#oldart
نیکسو تیمارستان میخوابونن. پنج سال تحت درمان میگیره و کاراشم وکیل میکنه. وکیلش اسمش نیکلاس. خیلی بهش کمک میکنه و از منجلاب میکشتش بیرون. بعدشم تو سایه ی یه قهرمان دیگه کار میکنه. ی چند باری هم با توشی رو ب رو میشه ولی میرینه بهش🙂↕️✨
وقتی رابطش با توشی شکل گرفت اوضاعش یکم بهتر شد. اما این بهتر شدنه ب شدت شکست. چی شد؟
ی روز نحص نیکس برمیگرده خونه و میبینه پدر و برادرش باز مشاجره دارن.
در انتهای بحث پدر نیکس میگه کاش بمیری که حوصلتو ندارم.
برادرش هم میگه، باشه بابا من ارزوتو براورده میکنم.
و همونجا خودشو با گلوله میکشه.
نیکس سعی میکنه جلوشو بگیره ولی فقط خون برادرش میریزه تو صورتش.
باباهه هم ب چپش گرفته قشنگ. ادماشو صدا میزنه که این کصافت کاریو جمع کنن. نیکس تا چند روز تو شوکه. هیچ حرفی نمیزنه هیچ حرکتی نداره. و بعد این چند روز یه قتل عام را میندازه تو خونه خودش! باباش، و تمام زیر دستای باباشو میکشه.
از بوی جنازه مردم جمع میشن و ب پلیس میگن بیاد. و پلیس نیکسو تو یه شرایط روانی وخشتناک وسط اچن همه جنازه پیدا میکنن!
حالا توشی کجاس؟ اقا ب دلایل شخصی و برای حفاظت از نیکس باهاش کات کرده برگشته ژاپن😐🙄
نیکس و توشی زمانی همو دیدن که نیکس تو بدترین شرایط روانی بود. کلا نیکس مشکل روانی هم داشت. افسردگی خیلی عمیقی داشت. اون مرگ مادرش و دیده بود. مادرش بخاطر این که نزاره پدرش ب نیکس فشار بیاره همش با باباهه دعوا میکرد باباهه هم کشتش.
نیکس اینو با چشای خودش دید.
بعد از اون از باباش وحشت داشت. همیشه تلاش میکرد مطیعش باشه اما خب خیلی اذیت میشد. اون هرروز و هرشب تمرین میکرد تا بتونه به قدرتش مسلط بشه. از دار دنیا دلخوشیش داداشش بود که خب داداشش ترنس بود. برای همین باباهه اونو لکه ننگ میدونست و اونم خیلی شکنجه میکرد.
نورا یه یتیم امریکایی بود. و ب سختی بورسیه ی ژاپن رو گرفت. وقتی اومد دبیرستان با اکیاما خیلی جفت شدن. اکیاما از این بچه هایی بود که خیلی خودشو دست بالا میگرفت و همه رو با دید حقارت میدید. ی چند باری اذیت نورا کرد نورا هم حسابی از خجالتش در اومد و اینطوری رابطشون شکلگرفت(نورا از یچگی اعصاب نداشت چون قدرتش ذهن خانی بود و ذهن بقیه رو ناخواسته میشنید شر همین. خیلی عذاب میکشید.)
خلاصه رابطشون ب ازدواج رسید. و نورا تونست با اکیاما ازدواج کنه چون قدرت فوق العاده ای داشت. وگرنه خیلی تحقیر میشد بخاطر بلوند بودن و خارجی بودن تو خانواده شوهرش.
زمانی که بچه هاشون ب دنیا اومدن، توضینوری کپی مادرش شد بلوند و چشم ابی. سر همین خیلی محبوب نبود ولی کیومی دقیقا شبیه باباش بود.
خلاصه وقتی مشخص شد توشینوری کوسه نداره خانوادش تصمیم گرفتن اونو از خط خونیشون ببرن. یا قربانیش کنن یا بدنش یتیم خونه. نورا اگن اینو میشنید خون به پا میکرد. عزیزان رسما خون ها!! اکیاما میدونست جنگ جهانی میشه. برای همین تقصیر رو خودش ب گردن گرفت و برای نجات هم نورا هم توشینوری، از نورا طلاق گرفت. نورا هیچوقت نفهمید چی شد! و رفت و پشت سرش رو هم نگاه نکرد
تو این تایم کیومی ب شدت بیمار بود. خلاصه اکیاما خط خونیشو با خانواده اش برید. کیومی رو برداشت و رفت. شغلش رو هم کنار گذاشت و رسما مثل قطره ی اب رفت تو زمین و ناپدید شد.
در نهایت هم تو تنهایی بخاطر درمان نکردن سرطان ریه اش مرد.
سر همین کیومی خیلی کینه گرفت. پدرش واقعا خوب و بیگناه بود. سو قرار بود خراب شه سر نورا ک ننوشتیم☹️😂
+2
اکیاما قدرتش شیپ شیفتر بود. قدرتمند ترین فرمش هم شیردال بود.
اکیاما از خانواده های خیلی تعصبی ژاپن بود و چون تنها پسر خانواده بود بار بقای خاندانش روی شونه هاش سنگینی میکرد.
