Unlocklingo🔑🌎
رفتن به کانال در Telegram
اینجا آنلاک لینگو هست و من زهرام، قراره مهارت های زبانی شما رشد کنه✨یک معلم خلاق با ۵ سال سابقه💙 باهم قفل های زبان رو باز میکنیم 💫 برای اطلاع از دورهها و کلاسها: @unlocklingo_admin
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
413
مشترکین
-224 ساعت
-77 روز
+3530 روز
آرشیو پست ها
امروز این کتابو بالاخره تموم کردم🥲
What’s your favorite book?
کتاب موردعلاقتونو کامنت کنید برام💙
✨بجاش اینطوری میگن:
🔹 “What’s up?” (چه خبرا؟)
🔹 “How’s it going?” (اوضاع چطوره؟)
🔹 “You good?” (خوبی؟ - خیلی خودمونی)
🔹 “How’s life?” (زندگی چطوره؟)
📌نکته: “How are you?” غلط نیست، ولی رسمی و کتابیه. اگه با یه دوست آمریکایی یا انگلیسی صحبت میکنی و اینجوری شروع کنی، یکم عجیب بهنظر میاد — انگار داری با معلمت حرف میزنی 😂
@unlock_lingo
* I'm in two minds about it
معنى: شك دارم / دودلم .
مثال: .
I'm in two minds about buying this coat.
(براى خريدن اين كت دودلم.)
.. Give me a heads-up
معنى: قبلاً بهم خبر بده / منو در جريان بزار .
مثال: .
Please give me a heads-up before you come over.
(لطفاً قبل از اينكه بياى اينجا، به من خبر بده.)
It slipped my mind
معنى: كلاً از ذهنم پريد / فراموش كردم .
مثال:
I was supposed to call him, but it completely slipped my mind.
(قرار بود بهش زنك بزنم، اما كلاً از ذهنم يريد.)
• To be on the same page
معنى: هم نظر بودن / درى متقابل داشتن .
مثال:
Let's have a quick meeting to make sure we're on the same page.
(بيا يه جلسه كوتاه داشته باشيم تا مطمئن بشيم
هم نظريم.)
Play it by ear
معنى: ببينيم جى بيش مى آيد / طبق شرايط .
تصميم كرفتن
مثال: .
We don't have a fixed plan for tomorrow, so let's just play it by ear.
(ما براى فردا برنامه ثابتى نداريم، يس بذار ببينيم جى
بيش مياد.)
• Let's call it a day
معنى: براى امروز بسه / بقيهش براى بعد .
مثال:
We've been working for six hours. Let's call it a day.
(شش ساعته داريم كارمى كنيم. دیگه براى امروز بسه.)
قطعا توی مکالمه جملاتی میخواستی بگی که نمیدونستی در انگلیسی چجوری گفته میشه.. یکسری از کاربردی ترین هاشو براتون مینویسم👇🏼✨
• Park — پارک
a beautiful park
مثال: We walked through a beautiful park.
ما از میان یک پارکِ زیبا قدم زدیم.
• Museum — موزه
a modern museum
مثال: The city has a modern museum.
شهر یک موزهٔ مدرن دارد.
• Library — کتابخانه
a quiet library
مثال: I studied in a quiet library.
من در یک کتابخانهٔ آرام درس خواندم.
• Restaurant — رستوران
a cozy restaurant
مثال: We had dinner in a cozy restaurant.
ما در یک رستورانِ دنج شام خوردیم.
• Hospital — بیمارستان
a large hospital
مثال: She works in a large hospital.
او در یک بیمارستانِ بزرگ کار میکند.
• Cinema — سینما
a crowded cinema
مثال: The crowded cinema was full of excited people.
سینمای شلوغ پر از آدمهای هیجانزده بود.
• Supermarket — سوپرمارکت
a big supermarket
مثال: I bought fruit from a big supermarket.
من از یک سوپرمارکتِ بزرگ میوه خریدم.
• Bakery — نانوایی
a small bakery
مثال: There is a small bakery near my house.
نزدیک خانهام یک نانوایی کوچک هست.
• Bus station — ایستگاه اتوبوس
a busy bus station
مثال: We waited at a busy bus station.
ما در یک ایستگاه اتوبوسِ شلوغ منتظر ماندیم.
• Square — میدان
a historic square
مثال: Tourists love the historic square.
گردشگران آن میدان تاریخی را دوست دارند.
@unlock_lingo
