سایه روشن
رفتن به کانال در Telegram
«اینجا چراغی روشنه»
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
257
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+87 روز
+3630 روز
آرشیو پست ها
259
نفس خبیث درونم داره منو به سمت انتخاب یه موضوع سخت و سنگین برای پایاننامه میکشونه
ولی نمیدونم از پسش بر میام یا نه چون منابع کمی برای این تحقیق وجود داره و برای اولین بار انجام میشه
مرتبط با حوزه پساساختارگرایی و پستمدرنیسم
259
خیلی از اعضای کانالم رو میشناسم و حداقل در حد سلام و علیک باهاشون ارتباط دارم؛ این اتفاقات اخیر باعث شد چند نفر از بچهها، حساب تلگرامشون حذف بشه و متاسفانه من دیگه دسترسی بهشون ندارم
یکی از بچهها که از اولین اعضای کانال بود، متاسفانه هنوزم که هنوزه آنلاین نشده و آخرین بازدیدش «خیلی وقت پیشه» و من واقعا ناراحتم بخاطر ایشون💔
259
هوا واقعا خنک و مطبوعه
پنجره اتاقم بازه و صدای نهر آب تا صبح، تو گوشم میپیچه...
پتو رو بر دارم یخ میزنم
259
گرمابه به کام انوری بود امروز
کانجا صنمی چو مشتری بود امروز
گویند به گرمابه همین دیو بُوَد
ما دیو ندیدیم، پری بود امروز
حالا این از رباعیهای کمتر بی ادبانه انوری هست
259
امشب یه بررسی جنجالی داریم از غزل معروف حافظ که احتمالا همهتون شنیدید و خوندید:
زلف آشفته و خَوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
ابتدا باید عرض کنم که عربدهجویی از ویژگیهای معشوقِ مرد بوده و به معنی حقهباز و گولزننده هست؛ برخلاف امروز که به معنی فریادکننده و پرخاشگر هست.
مورد دوم اینه که خواجوی کرمانی ۴ غزل با همین وزن و قافیه داره که خب باز هم نشون میده «دارد غزل حافظ طرز سخن خواجو»
عطار هم غزلی در همین طرح داره:
نیمشبان سیمبرم نیممست / نعرهزنان آمد و در در شکست
شمیسا در شاهد بازی معتقده که معشوقی که نیمهشب با این ویژگیها در خانه عاشق میآمده، مسلما مرد بوده چرا که شرایط برای حضور معشوقِ زن در اون زمان که جامعه حالت بسته و سفت و سختی داشته، مهیا نبوده.
خَوی بر وزن مَی: به معنی عرقِ بدن
صراحی که میدونید به معنی ظرف شرابه
افسوس: به معنی مسخره کردن هست. فردوسی میگه:
کشانی بدو گفت با تو سِلیح / نبینم همی جز فسوس و مِزیح
حزین: در اصل به معنی غمگین ولی اینجا به معنی نرم و آرام، چرا که سعدی میگه:
چه خوش باشد آواز نرم حزین / به گوش حریفان مست صبوح
یا انوری میگه:
آهنگ، پَست کرده به صوت حزین خویش / شکّر همی فشانده ز یاقوت لعلفام
باده شبگیر: باده صبحگاهی، شرابِ صبوح
دیرینه: یعنی قدیمی و ازلی؛ برخی به همین قرینه معتقدند که حافظ این غزل رو از داستان آدم و حوا الهام گرفته به سبب انس و الفت دیرینهای که با هم داشتن
در مورد خرده گرفتن زاهد بر عاشق؛ حافظ میگه:
بدِ رندان مگو، ای شیخ و، هُش دار / که با مهر خدایی کینه داری
خَمر: پوشاننده عقل، شراب؛ ولی «خمر بهشت» خمریست که که عقل را تباه نمیکند.
بادۀ مست: دو تا معنی داره: ۱: باده مخصوص مستان ـ ۲: بادهای که خودش مسته؛ مولوی میگه:
باده از ما مست شد، نی ما ازو / قالب از ما هست شد، نی ما ازو
خندم جام: احتمالا صدایی بوده که هنگام ریختن شراب در صراحی ایجاد میشده و در شعر حافظ سابقه طولانی داره:
عارف از خنده می در طلب خام افتاد
یاد باد آنکه چو یاقوت قدح خنده زدی /در میان من و لعل تو حکایتها بود
آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی / مستان تو خواهم که گزارند نمازم👌
گرهگیر: موی پیچیده و گرهدار؛ خواجو میگه:
زهی زلفت گرهگیری پر از بند / لبِ لعلت نمکدانی پر از قند
توبه: اولین مرحله از مراحل هفتگانه عرفان زاهدانه (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل، رضا) حافظ میگه:
بشارت بر به کوی میفروشان / که حافظ توبه از زهدِ ریا کرد
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس / توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟
حافظ، امیدوار به سابقه لطفِ ازل است:
لطف خدا بیشتر از جرم ماست / نکتۀ سربسته چه دانی؟ خموش!
259
به تازگی دارم «شاهد بازی در ادبیات فارسی» رو میخونم و تلاش میکنم بخشهای مهمش رو باهاتون به اشتراک بگذارم😂
