𝖡𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝖧𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾𝗇 (🇪🇸)
رفتن به کانال در Telegram
plot what plot / yap without plot he . they !! [ https://t.me/HidenChat_Bot?start=8468108487 ]
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
261
مشترکین
+524 ساعت
+107 روز
+3530 روز
آرشیو پست ها
رفتم بگم، گفتم مامان بعد که جواب داد گفتم هیچی تشنمه، یه لیوان آب خوردم برگشتم =))
به درگاه همه خدایان دعا میکنم به روی خودم آوردنش به عنوان کاتالیزگر قضیه عمل کنه نه چیزی که گند میزنه به همه چی.
قضیه کوچیکی هم نیست، یا باید الان خودم بهش بگم، یا خودش بعد کنکور میآد بهم میگه😭
امشب میخوام یه چیزی رو با مامانم در میون بذارم که هیچ ایده ای ندارم دربارش چه واکنشی داره، اگه بهش نگم اذیت میشم، بگم هم هیچ ایده ای ندارم چی میشه ک م ک
خلاصه که خیلی مراقب خودتون باشید جدا، چون بازم میگم، فقط و فقط خودمون رو داریم و اگه از دستش بدیم رسما همه چیز رو از دست دادیم
واسه من واقعا تراپی بود که از هزار جور تروما و اون اضطراب و افسردگی وحشتناکی که داشتم نجاتم داد :((
واقعا الان هزینه های تراپی طوریه که نمیتونم پیشنهادش بدم اما برای بار هزارم، تراپی جدا و جدا معجزه میکنه اگه بتونی تراپیستی پیدا کنی که کارش رو خوب و نه صرفا برای پول انجام بده ( بعد از چندین بار عوض کردن تراپیست فهمیدم که واقعا خیلیاشون اهمیتی نمیدن و صرفا به فکر خالی کردن جیب مردمن )، اگه توان مالیش رو دارید واقعا پیشنهادش میکنم چون اکثرمون توی این شرایط جدا کمک نیاز داریم و کوچیک تر از اونیم که بتونیم تنهایی از پس همه چیز بر بیایم، و تروماهایی داریم که خیلی بزرگ تر از سنمونه
فقط به خودت عشق بده و حتی اگه تلقینه به خودت بگو که حالت خوبه، چون اضطراب زندگی توی همچین کشوری هممون رو از پا در آورده و همین حالا که باید توی بهترین حالتمون و اوج جوونی باشیم روانمون فرسوده شده، رسما این جا حیف شدیم و نگران هر چیزی هستیم که نباید باشیم، پس لطفا بیشتر حواست به خودت باشه، حتی اگه اوضاع خوب نیست خودت رو با دلخوشی های کوچیک هم که شده سر پا نگه دار :(
من روز هیجده سالگی نه، ولی روز نوزده سالگیم و روز قبلش کلی بابت همین موضوع گریه کردم، این که دیگه نوزده سالم شده و هنوز هیچ کاری نکردم، این که برای هیچ کس حتی خانوادم مفید نبودم، انقدر بابتش ناراحت بودم که حتی وقتی مامانم ازم پرسید چمه دوباره گریه کردم و بهش گفتم نوزده سالم شده
ولی بعدا یه چیزی رو فهمیدم، معیار مفید بودن و ارزشمند بودن صرفا اینه که حواست به خودت باشه، تلاش کنی هر روز آدم بهتری باشی و خوشحال تر باشی، اینطور نه تنها برای خودت بلکه برای جامعه هم مفیدی، انقدر که حتی تصورش رو هم نمیکنی، و وقتی حالت خوب باشه همه چی بهتره حتی اوضاع درس خوندن، فقط و فقط حواست رو بیشتر به خودت بده و بیشتر برای خودت ارزش قائل باش، و اون موقع همه چی بهتر میشه
و درباره همه مایی که توی این وضع کنکور داریم هم واقعا تمامش همینه، بالاخره از این اضطراب بیرون میآیم و بهتر میشیم، صرفا بیاید انقدر خوب انجامش بدیم که مطمئن بشیم توی آینده از خودمون بابت حتی دو هفته تلاشی که کردیم تشکر میکنیم، بدونیم که کاری که میتونستیم رو حتی اگه کمی دیر انجام دادیم و البته که هیچ وقت برای تلاش واسه خودت دیر نیست، فقط و فقط میتونیم برای زندگی و آیندمون حتی توی این شرایط وحشتناک تلاش کنیم و جز این نمیشه کاری کرد چون برای خیلیا راه نجات صرفا همینه، دلم برای خودمون میسوزه که توی این شرایط گرفتار همچین وضعی شدیم اما جدا چاره ای به جز جمع و جور کردن خودمون نیست وقتی تنها کسی که پشتمونه خودمونیم و خودمون
ببخشید که کلی حرف زدم ولی حس کردم که لازمه، روزایی که واسه خودم سخت بود واقعا احتیاج داشتم یکی اینا رو بهم بگه و دوست داشتم تو هم بشنویش :((
