fa
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

رفتن به کانال در Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
175
مشترکین
+124 ساعت
-107 روز
-2930 روز
آرشیو پست ها
خال پیشانی او زیستن است خال پیشانی او مأمن اوست؛ دست ها گردن هم باب رفاقت دارند دست ها زیور و زینت دارند زینت و زیور شان او..؛ چشم ها آن هلال ماه آن مژه ها وای من اوست؛ ابروانش خطریست خطر مرگ به دست عجبات اوست او؛..

حالا دارد بهانه های اشک ریختنم تمام می‌شود.. محرم و صفرت تمام شد و دلخوش به ایام محسنیه بودیم تا به امشب.. از فردا در فراق و دوری و دلتنگی تو چه باید کرد حسین جان؟ حال منتظر ایام فاطمیه می‌مانم و تمام ترسم این است که:آیا زنده می‌مانم؛..

من خیلی بچم ولی بچه خودتی..

Repost from N/a
می‌نگری، رساییِ چهره‌ات حیران می‌کند.

بعد دیدارت جنونی در من شعله گرفته که رها و مهار در کارش نیست؛..

جاری باش به بسمل ها همچون گوی های گِلی در حبل تسبیح؛..

سخن با عشق میگویم که او شیر و من آهویم چه آهویم!که شیران را نگهبانم به جان تو؛

او عطر ندارد او،خود به سان رایحه دربین انفاسم؛..

در گلویم گیر کرده، زخمِ یک بغضِ آشنا؛

گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران می شوم ناز کن!عیبی ندارد..نازنین تر می شوی..؛

جوانم،نیستم؟این مرد پیر روبه‌رویم کیست؟ بگو آیینه‌ی دزد،انعکاس من کجا رفته؟

...
...

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز کآغوش که شد منزل آسایش و خوابت؛

ز دل مهر رخ تو رفتنی نیست غم عشقت به هر کس گفتنی نیست؛

میبینمش روح شعرم تازه میشود؛..

آنچه در مدت حجر تو کشیدم هیهات،هیهات؛..

مرا مگوی که سعدی! طریقِ عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند می نَنیوشم؟

همه گویندم که رهایش کن گله گر داری به خدایش کن؛ دل و دین فارغ ز جفایش کن چه کنم من گوش کری دارم؛

ای عاقبت رقیبم زد بوسه لعل جانان را..

ز خود هر چند بگریزم،همان در بند خود باشم رم آهوی تصویرم شتاب ساکنی دارم؛