پژواک
رفتن به کانال در Telegram
صدای خاموش
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
246
مشترکین
-224 ساعت
-47 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
246
این چندوقت کل فکر و ذهنم شده اینکه اگه نباشی باید چکار کنم اینکه اگه از خواب بیدارت نمیکردیم چی !
اگه خدایی نکرده اتفاق بدتری میوفتاد چطوری باش کنار میومدم من اونروز با تموم وجود ترس از دست دادنتو حس کردم ، ترس اینکه اگه نباشی کی همیشه طرف من باشه ، ترس اینکه اگه نباشی وقتی فشار رومه برم باکی حرف بزنم و ارومم کنه ، ترس اینکه اگه نباشی برم تو بغل کی و هی بم بگه ارامشم ، ترس اینکه اگه نباشی صبح ها که حوصله خودمم ندارم کی سربه سرم بزاره و بام شوخی کنه من از اونروز تا الان این ترس مثل خوره تو مغزمه و دارمه مغزمو سوراخ میکنه
246
وقتی به یکی اعتماد میکنم و کوچیکترین چیزامو بهش میگم یعنی اون طرف تو امن ترین نقطه ی قلبم جا داره و اینقدر خرم که چشامو روی همه ی کاراش میبندم بعد یه طوری بهم میزنه که به خودم میام و میفهمم چه خریتی کردم و اینقدر حالم از خودم بهم میخوره که به ادم اشتباه اعتماد میکنم و اون طرف رو همونطور که خودم هستم میبینم
246
Repost from N/a
چهل روز گذشت اما خون هنوز از حافظهی این شهر پاک نشده است.
آنها برای آزادی رفتند، با دستهای خالی و سینههای بیسپر.
و گلوله، دقیقاً همانجا نشست که باید
جای بوسهی مادر میماند
چهل روز است
که هر کوچه یک شاهد خاموش است
و هر قاب عکس، کیفرخواستی علیه ظلم.
نامشان را که میگویی،جیگر آدم زیر دندان خرد میشود.
این داغ، خاموشی نیست.
آتشی است که تا عدالت
خاکستر نخواهد شد.
