223
مشترکین
-224 ساعت
-177 روز
-5930 روز
آرشیو پست ها
223
ترس را همان جا دفن کردم..
که آخرین امیدم به آدمها هنوز نفس میکشید.
از آن شب به بعد،
نه هیچ رفتنی آنقدر بزرگ بود که قلبم را بلرزاند،
نه هیچ ماندنی آنقدر عزیز
که بخواهم آن حجمی خونین ترک خورده به اصطلاح عامیانه شما "قلبم" را به پایش قربانی کنم.
223
https://t.me/EX1UL/23500
دینابانو خودت بودن به چه قیمت؟
به قیمت اینکه اذیتت کنن و از خودت دور بشی و یادت بره چه کسی بودی؟
