Crimson Chapel🩸
رفتن به کانال در Telegram
260
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-157 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
شاید تمام چیزی که آن شب نیاز داشتم سخنی از تو بود .آغوشی از تو .اما تو مانند برگی از پاییز از شاخه دستانم رها شدی و عشق مرا بر روی زمین سردی که بر آن افتادی رها کردی و رفتی .تو هرگز برای من نشدی و جای تو روی شاخه قلبم همیشه خالی خواهد ماند .سکوت و تلخی نگاهت تا همیشه در ذهن من باقی ماند اما امیدوارم هرگاه مرا به یاد میاری نگاهم به شیرینی چشم های عسلی ات و رفتارم به سان لطافت دستانت باشد .تو همیشه در ذهن من باقی خواهی ماند.انسان ها ممکن روزی بیایند و روزی هم بروند تنها چیزی که باقی خواهند ماند خاطراتی هستند که دوباره رقم نخواهد خورد .
