fa
Feedback
باهۆز | bahoz

باهۆز | bahoz

رفتن به کانال در Telegram

ڕۆحم بە گۆرانی و شێعر دەژێت... مۆسیقا هاودەمێکی بێ منەت. @Bahoozmbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
272
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
2939 (3).mp34.92 MB

4_5769183196507807611.mp32.31 MB

4_6026070464701400937.mp32.03 MB

#مامۆستا_ناسر_ڕەزازی مەقام : #دەریای_عیشق ئاهەنگ : #یارەی_یارەی

⁨ لەناو ئەم هات و هاوارەدا.. چەند ئەستەمە بۆ ئەوانەی بە بێدەنگی لە ناوەڕاستی گۆرانییەکدا دانیشتوون و چاوەڕێی نامەی ئازیزێک دەکەن !
تەڵعەت تاهیر⁩

ز دل مهر رخ تو رفتنی نی غم عشقت به‌هر کس گفتنی نی ولیکن سوزش مهر و محبت میان مردمان بنهفتنی نی
بابا طاهر

بەڵێ بەڵێ
بەڵێ بەڵێ

تفسیر بندبه‌بند و توضیح مفهوم و فضای عاشقانه‌اش ۱. آغاز: وحشت از رفتن ترانه با یک خواهش بسیار ساده اما سنگین شروع می‌شود: نرو، من را تنها نگذار. راوی هنوز نمی‌خواهد پایان رابطه را قبول کند. در این مرحله بیشتر از اینکه دنبال حل مشکل باشد، از خودِ فقدان می‌ترسد. انگار رفتن معشوق برایش فقط پایان یک رابطه نیست؛ فرو ریختن دنیایی است که با حضور او ساخته بود. ۲. کنار گذاشتن غرور بعد، راوی حاضر می‌شود غرورش را کنار بگذارد. این قسمت خیلی انسانی است: کسی که معمولاً شاید بخواهد قوی بماند، وقتی احساس می‌کند عزیزترین آدم زندگی‌اش دارد می‌رود، دیگر نمی‌تواند نقش آدم بی‌تفاوت را بازی کند. عشق اینجا تبدیل شده به التماس برای یک فرصت دیگر. ۳. ساختن آینده‌ای خیالی راوی شروع می‌کند به تصور کردن اینکه می‌توانند دوباره همه‌چیز را از نو بسازند. نکتهٔ زیبای این قسمت این است که وعده‌ها بیشتر شاعرانه و خیالی هستند تا منطقی. او نمی‌خواهد ثابت کند همه‌چیز واقعاً درست خواهد شد؛ می‌خواهد به معشوقش دلیلی بدهد که هنوز امیدی وجود دارد. انگار می‌گوید: «فقط بمان؛ اگر بمانی، شاید بتوانیم دوباره جهانی برای خودمان بسازیم.» ۴. عشق به‌عنوان آخرین پناه هرچه جلوتر می‌رویم، احساس درماندگی بیشتر می‌شود. راوی دیگر دربارهٔ اینکه چه کسی مقصر بوده یا چه اتفاقی افتاده بحث نمی‌کند. تمام تمرکزش روی ماندن طرف مقابل است. این قسمت نشان می‌دهد وقتی آدم از دست دادن کسی را قطعی احساس می‌کند، گاهی تمام مسائل دیگر برایش بی‌اهمیت می‌شوند. ۵. تصاویر شاعرانه و غیرواقعی برل در ادامه از تصاویر بسیار شاعرانه استفاده می‌کند؛ چیزهایی که در زندگی عادی تقریباً غیرممکن‌اند، اما در ذهن عاشق ممکن به نظر می‌رسند. این تصاویر یک معنی مهم دارند: عشق برای راوی دیگر با منطق اندازه‌گیری نمی‌شود. او حاضر است واقعیت را با خیال عوض کند، فقط برای اینکه بتواند چند لحظه بیشتر به ادامهٔ رابطه امیدوار باشد. ۶. فرو ریختن کاملِ غرور در بخش‌های پایانی، راوی تقریباً هیچ سپری از غرور برای خودش باقی نمی‌گذارد. و این شاید دردناک‌ترین بخش ترانه باشد. او نمی‌گوید: «اگر رفتی، من هم می‌روم.» نمی‌گوید: «اگر قدرم را نمی‌دانی، مهم نیست.» برعکس، تمام وجودش را مقابل احتمال رفتن معشوق قرار می‌دهد. یعنی: «من هنوز تو را می‌خواهم، حتی اگر دیگر چیزی برای دفاع از خودم باقی نمانده باشد.» ۷. چرا ترانه این‌قدر تأثیرگذار است؟ چون «Ne me quitte pas» یک عاشقانهٔ معمولی نیست که در آن عاشق می‌گوید «دوستت دارم». این ترانه دربارهٔ ترس از دست دادن است. عشق در آن فقط شادی نیست؛ عشق تبدیل شده به ترس، خاطره، امید، التماس و خیال. و شاید دردناک‌ترین مفهومش این باشد: گاهی آدم نمی‌خواهد کسی را مجبور کند بماند؛ فقط آن‌قدر دوستش دارد که نمی‌تواند با رفتنش کنار بیاید. برای همین فضای ترانه از ابتدا تا انتها شبیه مقاومت آخرین لحظه در برابر جدایی است؛ یک نفر که می‌بیند رابطه از دستش می‌رود و با تمام زبان شعر، خیال و احساس تلاش می‌کند جلوی این پایان را بگیرد.

راوی با ترس از دست دادن معشوقش روبه‌روست و تقریباً تمام ترانه یک التماس عاطفی برای ماندن اوست. او می‌داند رابطه به نقطهٔ بسیار دردناکی رسیده، اما هنوز نمی‌خواهد پایانش را بپذیرد. در آغاز: از معشوقش می‌خواهد نرود و می‌گوید اگر لازم باشد، گذشته و غرورش را کنار می‌گذارد. او دنبال راهی است تا حتی کوچک‌ترین امید به ادامهٔ رابطه را حفظ کند. در بخش بعد: راوی شروع می‌کند به ساختن آینده‌ای خیالی؛ انگار می‌خواهد به طرف مقابل نشان دهد که اگر بماند، می‌توانند دنیایی تازه برای خودشان بسازند. وعده‌هایی شاعرانه و غیرواقعی می‌دهد، چون برایش مهم‌تر از واقعیت، جلوگیری از جدایی است. بعدتر: تصویرهایی از عشق و طبیعت می‌آورد؛ عشق را چیزی می‌بیند که می‌تواند دوباره زنده شود، حتی اگر اکنون شکست‌خورده و زخمی باشد. اینجا ترانه از یک درخواست ساده برای ماندن، به نوعی چنگ زدن به آخرین ذرهٔ امید تبدیل می‌شود. در قسمت پایانی: راوی تقریباً خودش را کاملاً تسلیم احساس کرده است. دیگر از غرور، منطق یا حفظ ظاهر خبری نیست؛ فقط یک خواسته باقی مانده: «نرو.» و همین نکته باعث می‌شود ترانه این‌قدر سنگین باشد: راوی صرفاً نمی‌گوید «دوستت دارم»؛ او دارد با تمام وجود تلاش می‌کند چیزی را که در حال از دست رفتن است، نگه دارد. معنای عمیق‌تر به نظرم «Ne me quitte pas» فقط دربارهٔ جدایی یک زن و مرد نیست. دربارهٔ ترس انسان از پایان چیزی است که برایش تمام دنیا بوده. راوی حاضر است غرورش را کنار بگذارد، خیال‌پردازی کند و حتی خودش را کوچک کند، فقط برای اینکه رابطه تمام نشود. به همین دلیل ترانه هم‌زمان عاشقانه، دردناک و کمی تلخ است.

2dabbbb4_e06a_4bcb_a0e1_507d94c1cbe7NA_140_audio_only_medium.m4a2.32 MB

Najmadin-Gholami_Jwane-Gyan.mp34.39 MB

08fc367d_a330_4531_993b_f29f752d80a2Sous_Le_Ciel_De_Paris_Valse_.m4a2.40 MB

French Accordion Music João Alves Freitas.m4a21.49 MB

Ah Paris mon MIXNOUT.m4a2.87 MB

کام ڕەشەبا ئێوەی فڕاند بەو زریانە وا خول ئەخۆن

427_88827852490686.mp31.88 MB

بە بەشدار بوونتان دڵخۆش دەبم https://t.me/bahozgorani

من ئڕا تمامِ بەردەیلِ جەهان لە خەڵوەتی تەنگ و تیەریکِ شەوارەیل ژاو هڵاوردم و چۊ گلاراو لە گیژاو خوەم وە لیخن لیخن بنەو گرتم لە کاسەێ گیان ئڕا نزاوێگ لە زنەی ئڕا کرامەت ئنسان ؛ ڕووحِ من هاوڕێدان بۊ هەناێ بێ وەلیفەت چنگیڕ کوتاین لە سینگِ دیوارەیلِ سەرد وە دڵنیا بۊن ک دی یە ، پلەکان ئاخرە هەناێ ئەزرەتِ خەنین گەوراتەرین ئەزرەت بۊ ، هە چۊ ئەزرەتِ نان ک هاولفِ ئازادیە دِ ئاوەختی ئاوەلەم نووزگانەێ داڵگِ جوەربارِ زەمین ؛ ژیان کراس تەسکێگ بۊ وە دنیا پازڵێگ ناجوور ئاوات یانێ زام سەر واز ئاێەم یانێ زام ناسوور
سه‌عید عباده‌تیان(بانان)