fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

نــور | Noor

نــور | Noor

رفتن به کانال در Telegram

هر واژه نوری‌ است اگر از دل برآید.. چنل دوممون: @out_0f_life نظرات، پیشنهادات، همکاری، تبلیغات: t.me/Noor_art008?direct تعرفه تبلیغات: @Noor_tabligh (تعهدی در قبال تبلیغات نداریم.)

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است

📈 تحلیل کانال تلگرام نــور | Noor

کانال نــور | Noor (@noor_art008) بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 483 مشترک است و جایگاه را در دسته متفرقه دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 483 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 07 نوامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -458 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 484 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 15.63% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 6.33% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 2 422 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 981 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 28 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“هر واژه نوری‌ است اگر از دل برآید.. چنل دوممون: @out_0f_life نظرات، پیشنهادات، همکاری، تبلیغات: t.me/Noor_art008?direct تعرفه تبلیغات: @Noor_tabligh (تعهدی در قبال تبلیغات نداریم.)”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 08 نوامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته متفرقه تبدیل کرده‌اند.

15 483
مشترکین
+48424 ساعت
+9527 روز
-45830 روز
آرشیو پست ها
من خنده زنم بر دل دل خنده زند بر من اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه مخنده زنم بر غم غم خنده کند بر من اینجاست که می‌خندد بیگانه به دیوانه - وحشی بافقی | نــور

من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم پای تو مانده‌ام آنقدر که ویران بشوم منم و شهر حسودان، منم و این‌همه بغض بغلم کن که در آغوش تو پنهان بشوم - علی صفری | نــور

رها کردیم خالق را، گرفتارانِ ادیانیم تعصب چیست در مذهب؟ مگر نه اینکه انسانیم؟ - سیمین بهبهانی | نــور

از گونه به سمت گونه راه افتادم وانگه به اشتباه افتادم لبهاش میان چال لپهایش بود از چاله درآمدم به چاه افتادم - باباطاهر | نــور

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است - حافظ | نــور

گاهی گر از ملال محبت برانمت دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من تن نیستی که جان دهم و وا رهانمت - شهریار | نــور

صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می‌کنند دست خون‌آلود خود را پیش چشم خلق پنهان می‌کنند هیچ حیوانی بی حیوانی نمی‌دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان ‌می‌کنند - فریدون مشیری | نــور

احسان هنری نیست به امّید تلافی نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید - صائب تبریزی | نــور

تَرک آن زیبا رخِ فرخنده حال از محال‌ است، از محال است، از محال - نیما یوشیج | نــور

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده آهِ شب و گریه سحرگاهم ده در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم زِ خود بخود راهم ده - خواجه عبدالله انصاری | نــور

گدا چون پادشاه گردد، گدا سازد جهانی را - حزین لاهیجی | نــور

من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی - حامد عسکری | نــور

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانهٔ خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانهٔ خویش می برم تا که در آن نقطهٔ دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکهٔ عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو‌، ای جلوهٔ امید محال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال - فروغ فرخزاد | نــور

اگر پوسیده گردد استخوانم نگردد مهرت از جانم فراموش - حافظ | نــور

اگر ايران به جز ويران‌سرا نيست من اين ويران‌سرا را دوست دارم اگر تاريخ ما افسانه‌ رنگ است من اين افسانه‌ها را دوست دارم - حسن بختیاری | نــور

دلتنگ کسی باشی و او هیچ نداند هی شعر برایش بنویسی و نخواند لعنت به غروری که مرا از تو جدا کرد رویای مرا کشت و سپس باد هوا کرد تقدیر دلم بودی و تقصیر خودم بود زخمی‌که دلم خورد به شمشیر خودم بود - حسین وصال‌پور | نــور

ره می‌سپریم همره امید آگاه ز رنج و آشنا با درد یک مرد اگر به خاک می‌افتد، برمی‌خیزد به جای او صد مرد اینست که کاروان نمی‌ماند. - هوشنگ ابتهاج | نــور

در دایره‌ای کآمدن و رفتن ماست آن را نه بدایت، نه نهایت پیداست کس می‌نزند دمی در این معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست؟ - خیام | نــور

رفتنت آغاز ویرانی‌ست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانی‌ست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشم‌هایم بی‌ تو بارانی‌ست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر برنگردم پیش تو راه من با اینکه طولانی‌ست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانی‌ست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته‌ای محرم شوی گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن خورده‌ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی این شکستن نامسلمانی‌ست حرفش را نزن خواستم دنیا بفهمد عاشقم، گفتی به من عشق ما یک عشق پنهانی‌ست حرفش را نزن - فرامرز عرب عامری | نــور

ای که سنگی بر دل من می‌زنی چشم دل واکن که خود را نشکنی! - فریدون مشیری | نــور