よすが
رفتن به کانال در Telegram
کنجِ امن من🍵 گوشهای از هرآنچه که میزیم، میخوانم و میبینم.✨ @thisisabaatheonebot ناشناس💌 «از هیاهوی دنیا گریختم به دنیای کتاب، آنجا که کلمات آرامتر از حقیقتاند.» IG: sabasamaadi
نمایش بیشترإيران186 365دسته بندی مشخص نشده است
427
مشترکین
+324 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+4930 روز
آرشیو پست ها
427
وقتی کامل بودن هنجار باشد، پذیرش خود غیرممکن به نظر میرسد.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
ما باید با این آگاهی زندگی کنیم که بیشتر کارهایی که انجام میدهیم، از نظر کائنات مضحک هستند. زندگی ما عمیقتر از زندگی یک کرم خاکی نیست و تقریباً به همان اندازه شکننده است. اگر آنقدر مشغول و نگران خودمان نباشیم و با واقعیت کائنات همذاتپنداری کنیم میتوانیم اندکی معنا پیدا کنیم، حتی تا جایی که شاید بتوانیم با آرامش به فانی بودنمان فکر کنیم، پوچ بودنمان را به طور کامل و با سخاوت درک کرده و قدر بدانیم و از آن به عنوان سکوی پرش مهربانی، هنر و سودازدگی استفاده کنیم.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
این احساس برعکس دوست داشته شدن است، اما این لحظات انزوا و نفرت از خود آغاز عشق است. این احساسات همان چیزهایی هستند که روزی سنگ بنای شیدایی ما خواهند شد. شیدایی و سرخوشی از حضور آن یار کمنظیری که ما را پذیرفته و در آرزوی بازگشتمان است. عطوفت و مهربانی زمانی برایمان معنا خواهد داشت که پیش از این شبهای زیادی را تنها گذرانده باشیم و آنقدر زار زده باشیم تا خوابمان ببرد.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
آسان است فکر کنیم آدمی که نمیخواهد مهمانی برود، مردمگریز و گوشهگیر است، اما در واقعیت ممکن است عکس این صادق باشد. ما از بیشتر مهمانیها متنفریم چون به شکل عجیبی مشتاق ارتباط انسانی هستیم و این نوع ارتباط، آن هم در سطح عمیقی که میخواهیم را نمیتوانیم در یک جمع معمولی پیدا کنیم. ما میخواهیم تنها باشیم نه به این دلیل که واقعاً همراهی با دیگران را دوست نداریم، بلکه به این دلیل که یک چیز واقعی دوست داریم و این تصویر خیالی از همراهی که در قالب یک مهمانی شاد پیش رویمان است، انزوایمان را به یادمان میآورد و قلبمان را میشکند. ما روی سیارهی عطارد کمتر از یک مهمانی که چهل نفر محاصرهمان کردهاند، احساس میکنیم منزوی هستیم، چون چهل آدم مهمانیبروای که میتوانستند چیزهای زیادی برای ارائه به هم داشته باشند به طور دستهجمعی در یک ایدئولوژی شادی کاذب گرفتار شدهاند. در آیندهای بهتر یاد خواهیم گرفت چطور مناسبتهای به ظاهر متناقض یعنی مهمانیهای سودازده ترتیب بدهیم. دیگر شادی نمایشی در کار نخواهد بود و فقط تعدادی آدم خیلی آسیبپذیر و صمیمی دور هم مینشینند و برای هم اعتراف میکنند: انسان بودن چقدر سخت است. این همان چیزی است که در خور جشن گرفتن است.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
هیچکس نمیتواند هم آدم خوبی باشد و هم در درونش احساس کند بیگناه و پاک است. شاید بتوان گفت خوبی پیامد منحصربهفرد آگاهی دقیق فرد از ظرفیت بد بودنش است، یعنی اینکه میتواند بیفکر، ظالم و حقبهجانب باشد. بهای از صمیم قلب خوب بودن این است که آدم مدام سوءظن دارد مبادا هیولا باشد و در کنار آن با تردید به دیگران برچسب هیولاصفتی میزند. فقط آدمهایی که به معنای واقعی بد هستند؛ نگرانی اینکه چهجور آدمی هستند، شبها بیخوابشان نمیکند.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
من به اینکه کتابها میدونن باید چه زمانی سر راهم قرار بگیرن، ایمان آوردم. شما هم به این ایمان بیارین.
427
ما از تهِ دل دوست داریم با دیگران ارتباط داشته باشیم، اما روابط میدان مین هستند؛ بهخصوص در آغاز. طرف مقابل واقعاً دربارهی ما چه فکری میکند؟ آیا اجازه داریم تمایلمان را به او ابراز کنیم؟ آیا او حالش از ما بههم میخورد؟ با وجود اینها عجیب نیست که ترجیح میدهیم با کتابهایمان در خانه بمانیم.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
عاشق ماندن در خانه هستیم، خیلی خوشحال میشویم اگر بتوانیم تمام آخر هفته یا حتی چند روز را با خودمان و چند تا کتاب و لپتاپ در خانه باشیم. ما در این دنیا فقط سه نفر را دوست داریم. عاشق کاویدن گوشه و کنار ذهنمان هستیم. دوستانی که میدانند چگونه به آسیبپذیری و اضطراب خود اعتراف کنند، به ما اطمینان خاطر میدهند. دوست داریم دیگر مجبور نباشیم به مهمانی برویم. تقریباً هیچوقت از سکوت زیاد شکایت نمیکنیم. ما عاشق چشماندازهای آرام و روزهای بیحادثه هستیم و گلها را هم خیلی دوست داریم. در دنیای مدرن همهی اینها میتواند باعث سوءظن شدید دیگران نسبت به ما شود. چرا ما اینقدر کمرو و خجالتی هستیم؟ چرا نمیتوانیم با دیگران آواز بخوانیم؟ چرا برای جشن گرفتن از خانه بیرون نمیرویم؟ مدتها پیش از اینکه بپذیریم ممکن است خیلی متفاوت باشیم به این نتیجه میرسیم که عجیب و غریب و احتمالاً بیمار هستیم. درونگرای سودازده بودن به این معناست که چیزهای کوچکی که شاید دیگران نادیده بگیرند، مدام بر ما تاثیر میگذارند.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
427
طبق تعریف یک آدم سودازده احتمالاً درونگرا هم خواهد بود. جهان مدرن مدعی است که به درونگراها و تفاوتهای آنها احترام میگذارد اما در عمل همهی پاداشها و زرق و برقها دقیقاً هماهنگ با استعدادها و حساسیتهای افرادی طراحی شدهاند که در اردوگاه برونگراها هستند. یک آدم درونگرا برای اینکه شانس عادی به نظر رسیدن یا دستیابی به موفقیت را داشته باشد باید کارهای شاقی انجام دهد که انگار ذاتاً مناسب برونگراهاست. کارهایی مثل تحت تاثیر قرار دادن غریبهها، شراکت در کنفرانسها، سخنرانی کردن، گوی سبقت ربودن از رقبا، مدیریت کردنِ مردم، پیوستن به جریانها و هیجانهای غالب جامعه، انعکاس افکار عمومی، معاشرت کردن، سفر کردن و بیرون رفتنِ زیاد و قرارهای عاشقانهی گسترده.
افکار مالیخولیایی در ما | آلن دوباتن
