شطحیات؛
رفتن به کانال در Telegram
@m_hosein_g1 مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم، ترسم که مغز استخوان سوزد! . صرفا اشتراک هرچی که نشان از دل و دلدار داره...
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
137
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
137
این جبههها به گستردگی تاریخ است، تاریخ مبارزه انبیا و مومنین با طواغیت و مستکبرین، و ما از نماز برای نبرد با دشمن قدرت میگیریم.
- شهید آوینی، گنجینه آسمانی
137
فرداى عالَم از آنِ محرومانى است كه با يقين كامل و قلبى مطمئن به رحمت آفريدگار، مسلسلها را براى مبارزه با ارباب جور و اذناب شيطان آماده كردهاند.
- شهید آوینی، کتاب نسیم حیات
137
جنگ ممکن است که باشد یا نباشد، اما مبارزه تمامی ندارد. تحقق اسلام در جهان و برقراری عدالت در گرو مبارزه حق و باطل است.
جهاد حافظ بقای سایر اصول و فروغ دین است و آنان که این معنی را نمی پذیرند، یا باید بشر را در این فلاکتی که بدان گرفتار آمده است رها کنند و بگذارند تا ظلم و جور و کفر و شرک و فساد بنیان حیات معنوی او را از ریشه براندازد و یا وضع کنونی بشر را مودّی به عدل و صلح و صفا بدانند و منتظر باشند تا استمرار همین وضع به استقرار عدالت و صلح حقیقی بر سطح کره زمین منتهی شود.
- شهید آوینی، مقاله «منشور تجدید اهل هنر»
137
تهدیدات آمریکا و اسرائیل خیلی گستردهتر شده و مثل اینکه ایندفعه جنگ احتمالی خیلی شدیدتره.
ولی خب؛
«ما هم خدایی داریم!»
137
وقتی که ماه رمضان میرسه انگار زمان و مکان شکل دیگهای به خودش میگیره و انگار تو یه اتمسفر دیگه ای تنفس میکنیم.
خون توی رگهای خشک و سردمون جریان پیدا میکنه، مثل یک ماهی که تو خشکی افتاده میوفتیم تو اقیانوس و جون میگیریم، مثل عاشقی خسته به آغوش معشوقمون میرسیم، نور توی ظلماتِ وجودمون فراگیر میشه و زمینِ تشنه و خشک روحمون به باران رحمت الهی جلا پیدا میکنه.
تو این ماه خدا رو خیلی بیشتر تو زندگیمون میبینیم و حس میکنیم، اصلا ماه رمضان میاد تا خودمونو بشناسیم و از آینه درونمون به خدا برسیم.
تو ماه رمضان از عالم کثرت و هیاهو فارغ میشیم و متوجه وحدت میشیم، خلوت میکنیم، تو تاریکی سحر از این دنیای پست جدا میشیم و با روحی که مثل پر سبک شده پرواز میکنیم.
ماه پربرکتی که لحظه به لحظهش روضهٔ عطش کربلاست، ولادت کریم اهلبیت توشه، شب قدر و شأن نزولش یعنی حضرت زهرا و مظلومیت و شهادت امیرالمومنین رو داره، خلاصه که سفره پهنه و رحمت خدا شامل حال ما بیچارهها هم شده و میشه از قعر چاه بدبختیها به عنایت حضرتش به درجات رفیعی رسید...
من خَسی بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد - علامه طباطبایی
137
Repost from N/a
عجب دنیایی شده!
یکی از روزنامهنگارها و فعال سیاسی قدیمی آلمانی که حتی به چهره راست افراطی معروفه گفته:
پهلوی در تیم اپستین است، یعنی شیطان. من در تیم خامنهای هستم. حداقل او خدایی دارد، حتی اگر خدای من نباشد. شیعیان به حضرت عیسی احترام میگذارند، چیزی که نمیتوان در مورد تیم اپستین/شیطان گفت.
.....
پینوشت: روایات میگه ظهور محقق نمیشه حتی تمیزوا... یعنی تیم کشی رخ بده و هرکس تصمیم بگیره که در کدام تیم هست، اپستینها در پیش است.
137
از مهمات سالک در امر این ماه عظیم [رمضان] شناختن حق آن است و اینکه این ماه منزلی است که خداوند، روندگان کوی خود را به مهمانی به سوی خود دعوت فرموده است و آن ماه، مهمانخانهٔ خداست و هم اینکه معنی روزه و مناسبات آن را با معنی مهمانی خدا و ضیافةالله بداند و هم اینکه در تحصیل وجوه اخلاص در حرکات و سکنات خود، بر وفق رضای صاحب خانه کوشا گردد.
- المراقبات، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
137
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
- طلاق ۲،۳
137
همزمانی سخنرانی تهدید و تمسخرآمیز رهبر و رزمایش سپاه توی تنگه هرمز و مذاکرات توی ژنو بنظرم مصداق همین آیه است که امروز بالای سر رهبر نوشته بود؛ [فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم]
آمریکا همزمان هم تهدید کرد هم ناوهاش رو آورد نزدیک ایران هم اومد سر میز مذاکره، جمهوری اسلامی هم مقابله به مثل کرد.
137
در سوگ جوانان وطن
از سرو قامت پسران
از ساقههای نازک اندام دختران
غسالخانهها شده مالامال،
باید پی کدامیک از پارههای تن
مبهوت و لال
با قامتی خمیده بگردم؟
با چشم کور خویش چگونه
دنبال نور دیده بگردم؟
نام یکی از اینهمه فرزندان
چون در شناسنامهی من نیست،
پنداشتی که خاطرم آسودهست؟
پنداشتی که یک سر سوزن توان و تاب
باقی است در تنم؟
نام مرا
در صدر کشتهها بگذارید
صاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرون
با پای ردشده از خون
از خون پایمال
باید کسی به داد رسد، اما
جلادم آمدهست به استقبال!
تیغش در آستین
این درد را کجا ببرم؟
وقتی که دست یخزدهام را
دستی نجس گرفته به دلداری
دست پلید فرقهی خونخوار "اپستین"
با ادعای همدلی و یاری
این درد را کجا ببرم؟
وقتی سپاه مغول
اطراف صاحبان عزا را گرفتهاند
با تاجهای گل
آیا درست میشنوم؟
این همنوایی شوم
آیا برای غربت ایران است؟
یا این هجوم
این نالههای گنگ و شبیخون سایهها
کابوس سهمناک شب صاحبان سوگ
هذیان تلخ شام غریبان است؟
اینها چه میکنند
در مجلس عزای جوانان میهنم؟
صاحبعزا منم!
از باختر
اکوان دیو،
نزدیکتر
کفتار طفلخوار تلآویو،
با پوزههای هرزهی خونآشام
در سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!
اینان کهاند؟!
من با وجود شِكوه ز حکام
در کنج خانه، خون جگر میخورم ولی
دل خوش نمیکنم به تسلای دشمنم
صاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعش
تور عزا فکنده به سر
توری دگر در آب گلآلود
مانند آروارهی تمساح
- ماهی مگر بگیرد از این رود -
با خیلی از ندیمه و نوکر
زاریکنان مقابل رویم نشسته است!
این شوخی سخیف
جز وهن صاحبان عزا چیست؟
شیطانپرست فاسد کودکخوار
هرگز پی رهایی ما نیست!
زنهار از این سراب دروغین التیام
باید که در جواب
آب دهان به پوزهی چرکش بیفکنم
ای جغد شوم! گم شو از این بام
صاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهای
صاحبعزا شدند که عمری
بر سفرهی گشادهی بیتالمال
زالوصفت ز خون وطن باد کردهاند
حالا ولی
در برجهای عاج
مشغول انتشار فراخوانند
تا کشتههای تازه بگیرند
از مردمی که زخمی تاراج
دل خوش به این جماعت شیاد کردهاند
بیاعتنا به ناله و هشدار و شیونم
صاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاک
وقتی زوال میهن خود را
فریاد میزنند
هورا نمیکشم
یا کف نمیزنم
زیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاک
صاحبعزا منم!
هرچند زین درخت
هم خارهای هرز به دستم خلیده است
هم شاخههای منحرف خشک
پای مرا و پیرهنم را دریده است،
هرگز به دام تیشه نمیافتم
دارد اگرچه آفت بسیار
هرگز به جان ریشه نمیافتم
با زخم استخوان هرسش میکنم ولی
از بن نمیکنم
صاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهم
پژواک ضجههای جگرهای ریش را
با شیونی دوباره بیامیزم
یا در پی مطالبهای موهوم
فرزند خویش را
از ریسمان پاره بیاویزم
تا کورسوی شعلهی امّيد
بار دگر زبانه کشد اما
در های و هوی وهم رود بر باد
خود، آتشم ولی
تا عرش اگر زبانه کشد فریاد
هیزم در این تنور نمیریزم
چون دود آن به چشم تو خواهد رفت
ای نور دیدگان!
بگذار سر به جای خیابان به دامنم
صاحبعزا منم...
- افشین علا
