نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
رفتن به کانال در Telegram
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
284
مشترکین
+224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
اَللّـهُمَّ اِنّی اَسْتَغْفِرُکَ؛
لِما تُبْتُ اِلَیکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فیهِ...
خدایا مـن آمرزش میخواهم؛
بـرای گناهانی که پس از توبه کردن!
دوباره به آنها دست زدهام...
روزے به دلبــرے نظرے ڪرد چشم من
زان يڪ نظر، مرا دو جهان از نظر فتاد
سعـــدے
💎
من ایستادهام اینک به خدمتت مشغول
مرا از آن چه که خدمت قبول یا نه قبول
نه دست با تو درآویختن، نه پای گریز
نه احتمال فراق و نه اختیار وصول
کمند عشق نه بس بود زلف مفتولت
که روی نیز بکردی ز دوستان مفتول
من آنم ار تو نه آنی که بودی اندر عهد
به دوستی که نکردم ز دوستیت عدول
ملامتت نکنم گر چه بیوفا یاری
هزار جان عزیزت فدای طبع ملول
مرا گناه خود است ار ملامت تو برم
که عشق بار گران بود و من ظلوم جهول
گر آن چه بر سر من میرود ز دست فراق
علی التمام فروخوانم الحدیث یطول
ز دست گریه کتابت نمیتوانم کرد
که مینویسم و در حال میشود مغسول
من از کجا و نصیحتکنان بیهدهگوی
حکیم را نرسد کدخدایی بهلول
طریق عشق به گفتن نمیتوان آموخت
مگر کسی که بود در طبیعتش مجبول
اسیر بند غمت را به لطف خویش بخوان
که گر به قهر برانی کجا شود مغلول؟
نه زور بازوی سعدی که دست قوت شیر
سپر بیفکند از تیغ غمزه مسلول
#سعدی
ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن
کز غم چنان شوی که نبینی به خواب، خواب؟
ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشق
آخر به قصد خویش چرا میکنی شتاب؟
#خواجوی_کرمانی
هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید
گویم این نیز نهم بر سر غمهای دگر
#سعدیدور باطل غم....
رَبُّ اِنی اغار علیها،
فاجعِلها فی عین غیری بقره!
خدایا! من خیلی نسبت به او حسودم،
او را در چشم بقیه «گاو» کن!👀
چرااا خب🙃😳🙃
سئوال کردند از شفقت بر خلق گفت:
شفقت بر آنست که بطوع بایشان دهی آنچه طلب میکنند
و باری بر ایشان ننهی که طاقت آن ندارند
و سخنی نگوئی که ندانند.
#تذکرة_الاولياء
#عطار
چشم شیر و دیده نخجیر می افتد به هم
هر کجا تدبیر با تقدیر بر هم می خورد
#صائب_تبریزی
یاد این جریان افتادم که برای یک موضوع احتراق به خانوم حسینی گفتم ردیف باید تنی باشه گفت مثلا میشه آبتنی گفتم نه فقط تنی
و ایشون شعری با ردیف (فقط تنی) نوشت 😊🙃
و الحق هم که خوب بود
هر شب کنم اندیشه، تا دل ز تو برگیرم؛
چون صبح شود روشن، مهر تو ز سر گیرم...
#سام_میرزا_صفوی
عشق چون آید بَرَد هوش دل فرزانه را
دزد دانا می کُشد اول چراغ خانه را....!
#زیب_النسا#افروختن
نیاَم تنها؛وگر غافل سَری در کلبهام آری،
غمی بنشسته بینی هر طرفْ زانو به زانویم
#طالب_آملی
Repost from N/a
افتاده ام در دام ایینه
از این زن محبوس می ترسم...
از سایه های روی در،دیوار
در پت پت فانوس می ترسم!!!
#آذر_حسینی
@ghazal_vareha
كان نصيبُه من الدُّنيا أن
يُحبَّ شخصاً كل الطُّرق لا تُؤدي إليه.
قسمتش از دنيا اين بود،
كسى را دوست بدارد!
كه هيچ راهى به او،
نمى رسد!!!
به حیرتم که چهسان میخورَد به دل تیرَت؟
تو را که هیچ نظر نیست بر نشانهی خویش
#لاادری
به راه عشق بُردمَت،
به سنگ غم سپردمَت
سبب شدم که بشکنی،
دِلا!حلال کن مرا....
#مجتبی_خوش_زبان
أكثر الجراح ألمًا هي تلك التي
تأتي من أشخاص احتلوا مكانةً
عميقة في قلوبنا، فثقتنا بهم
تجعل الخيبة أشد وقعًا.
زخم هايى كه بيشترين درد را دارند،
همان هايى هستند
كه
از سوى افرادى مى آيند
كه جايگاه عميقى
در قلب هامان دارند!
چون اعتماد ما به آن ها؛
نا اميدى را
بسيار دردناك تر
خواهد كرد!!
