fa
Feedback
نوشدارو

نوشدارو

رفتن به کانال در Telegram

از نشان و نامِ من دیگر چه جویا می شوی؟ شاعرِ شهرم، دلِ دیوانه را گُم کرده ام...

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
199
مشترکین
-124 ساعت
-97 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها

ای عزیز مهربانِ بداخلاقِ صبورِ تند جوشِ امید بخش یأس آورِ پر حرفِ حرف نشنو! بد ترین بد خوب ترین خوب، با وی نتوان زیست و بی وی نتوان بودن؛ یک جور درهم برهم شلوغ پلوغِ قروقاطی عزیزی که تو را نمی توانم تحمل کنم، و دنیا هم بدون تو تحمل ناپذیر است! نامه💬علی شریعتی

من اگر عطر ساز بودم؛ از بوی پوست نارنگی، خاک بارون خورده، چوب خیس، جنگل و بوی کتاب نو استفاده می‌کردم…🌱💛

خسته‌ام از زندگی از مثلِ زندان بودنش؛ این نمایش درد دارد کارگردان بودنش⛓🩶

+1

:]]
:]]

در حوصله‌ام نیست بیان دلِ تنگم ... من شیشه‌ترین دل، وسط این همه سنگم

اگر امان نمی‌دهی به گریه‌های بی‌امان اگر که فکر میکنی مزخرف است این جهان اگر دو کوه میرسد به هم در اوجِ بی‌کسی ولی تو هرچه میدوی به هیچ‌جا نمیرسی مسببش تو نیستی!!
-مسببش تو نیستی عزیزِ من🌱🤍`

photo content
+1

من به تو قول میدهم که بعد از جنگ،برای هردویمان یک خانه بزرگ میخرم. تو تمام خانه را به سلیقه خودت میچینی و من فقط تورا تماشایت میکنم. میدانی من نگرانم،نکند تورا از دست بدهم دلم بهانه ات را میگیرد... هرگاه که از من دلخور بودی برای چندین ساعت اخم کن اما ترکم نکن. فاصله نمیتواند برای عشق ما تصمیم بگیرد؛فراموشم نکن -نامه سرباز کشته شده در جنگ جهانی

+خونه ی نزار قبانی:)))
+خونه ی نزار قبانی:)))

ایران‌به‌آتش‌می‌کشد، خاموشی‌تاریخ‌را هشیار‌پایان‌می‌دهد، مدهوشی‌تاریخ‌را ایران‌به‌شوق‌زندگی، در‌مرگ‌رویین‌تن‌شده مرد‌و‌زنش‌تلفیقی‌از، ابریشم و آهن‌شده، ایران‌پر‌است‌از‌عاشقان، این‌گنج‌هایِ‌بی‌شمار مرزیست‌پر‌گوهر‌ولی، با‌رنج‌های‌بی‌شمار در،‌بند‌بنشانم‌ولی، از‌بند‌ها‌آزاد‌شو . . قلب‌مرا‌ویران‌کن، با‌خون‌من‌آباد‌شو! ما‌قرن‌ها‌پای‌وطن، پیدا‌و‌پنهان‌مانده‌ایم ما‌پایِ‌فرهنگی‌کهن، با‌نامِ‌ایران‌مانده‌ایم افشین_یداللهی

آیینه ای طلب کن تا رویِ خود ببینی وز حُسنِ خود بماند انگشت در دهانت🙈
سعدی داره میگه خودتو ببین چه خوشگلی🌚🪞

حُسنِ رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرد، این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود، یک فروغِ ر
حُسنِ رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرد، این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود، یک فروغِ رُخِ ساقی ست که در جام افتاد🍻 ° جنـٰآبِ حافظ °

چه وجودِ نقشِ دیوار و چه آدمی که با او سخنی زِ عشق گویند و در او اثر نباشد...

همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشت به دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت𝜗ৎ «فاضل نظری»

میتوان‌عاشق‌بود،به‌همین‌آسانی من‌خودم‌‌چندسالیست‌که‌عاشق‌هستم! عاشقِ‌برگِ‌درخت... عاشقِ‌بویِ‌طربناک‌چمن... عاشقِ‌رقص‌شقایق‌درباد عاشقِ‌گندم‌شاد! آری،میتوان‌‌عاشق‌بود.. مردم‌شهرولی‌میگویند: عشق‌یعنی‌رخ‌زیبای‌نگار.. عشق‌یعنی‌خلوتی‌بایک‌یار.. یابقول‌خواجه عشق‌یعنی‌‌لحظه‌ی‌بوس‌و‌کنار من‌نمیدانم‌چیست اینکه‌مردم‌گویند عشق‌را اما من باتمامِ‌دل‌خودمیفهمم.. عشق‌یعنی‌رنگ‌زیبآی‌انار... فروغِ_فرخزاده🌲🤍

photo content

امتحان دارم و این فصل عجب دلگیر است خودمانیم، گل قالی چقدر چشمگیر است😭😂