hollow
رفتن به کانال در Telegram
467
مشترکین
-324 ساعت
-177 روز
+7530 روز
آرشیو پست ها
467
آنان انقدری جوان اند که مرگ برایشان زودتر از زندگی رسیدهاست و چه سنگین است تحمل غمِ زندگیهایی که هنوز فرصت زیستن پیدا نکرده بودند.
آدم نمیداند با این همه جوانیِ ناتمام چگونه کنار بیاید.
467
و آن روز، میان ازدحام خیابان اگر از جایی بگذرم که در رویای دونفرهمان بود، به یادت خواهم افتاد، شاید برای چند قدم.
شاید لحظه ای در آن موقعیت بمانم، تصویری از تو سازم و یا با خود گویم میتوانست چگونه پیش رود؟
بارِ دیگر راه میافتم به جای دیگری میروم و روزها و زندگی را هر چند خاموش میگذرانم.
من برای ماندن در این روزها
باید از این خیابان تنهایی میگذشتم
زندگی همین است عزیزم.
467
- بعد از آزمون عربی بریم بیرون؟
- تو کتابفروشی منتظرتونم
- بعد از مدتها همه کنار همیم
- دیدن دبیر موردعلاقمون
- کانیلان این بوم کوچولو رو بگیر برام نقاشی بکش
- بلو قطع شده، همه بلو داریم، الان چطوری انتقال بدیم؟
- کافه الف.
- دستتو بده من از خیابون رد شیم..
- چقدر با این میز و مبلها خاطره داریم
- سیب زمینی
- خب بیا انگشتر من واسه تو انگشتر تو واسه من
- امروز خیلی داره خوش میگذره
- سوگند این لباس خیلی بهت میاد میخوام بدزدمش ازت
- چطوری بریم خونه؟
- قبلش بریم فروشگاه...نودل بولداک بخریم؟
- خیلی خوش گذشت بچهها خدافظ..
467
اگر آن نور از آن تو باشد راهش همیشه به درون تو ختم میشود حتی اگر یه دنیا میان تو و او فاصله بیندازد
نوری که سهم توست با هیچ غروبی خاموش نمیشود
467
عجیب است.
اینکه میشود تمام امید ها را از دست داد
اما هنوز، هر روز بیدار شد؛ بی انکه چیزی جز نفس از زنده ماندن باقی مانده باشد
آرزو ها یکی یکی زیر خاک دفن شده
و تنها نفس هایی باقی مانده اند که هنوز بی اجازه رفتن بلد نیستند.
راه میروی، با شانه هایی هر روز سنگین تر از روز قبل و غمی دیگر بر روی سد غم های پشت چهرهات
و تو دیگر نمیدانی
دقیقا از شروع برای چه آمدی
و الان چرا اینجایی.
467
سختترین غم وقتیست که خانه و وطنت، بیشتر به تو زخم میزند.
و میبینی که آدمهای این خاک دیگر از اتفاقات ساده نمیشکنند. دیگر تنها چیزی که آنها را از پا در میآورد این روزگارِ وطن است.
زمانی رسیده است که سرزمین به جای پناه، بار رو دوشت میشود. دیگر سقف این خانه، هر روز کمی بیشتر از قبل بر سرت آوار میشود.
467
𝘔𝘢𝘺𝘣𝘦 𝘐'𝘭𝘭 𝘸𝘢𝘬𝘦 𝘶𝘱 𝘰𝘯𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘵𝘰 𝘯𝘰𝘵𝘪𝘤𝘦
𝘛𝘩𝘢𝘵 𝘢𝘭𝘭 𝘮𝘺 𝘭𝘪𝘧𝘦 𝘸𝘢𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘢 𝘥𝘳𝘦𝘢𝘮
𝘈𝘯𝘥 𝘮𝘢𝘺𝘣𝘦 𝘐'𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘣𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘰𝘧𝘧 𝘸𝘪𝘵𝘩𝘰𝘶𝘵 𝘺𝘰𝘶
467
یکسال گذشت از اون روزی که "hollow" تصمیم گرفت دیگه تنها خواننده نوشته های سوگند نباشه
ممنون از اینکه همراه من، صفحه های دفترم و ورق زدید.
