݁𝑆𝗂𝗇𝗂𝗌𝗍𝖾𝗋 ♱𝆬 ׅ𐊖𝗂𝗀𐊪𝖺𝗅𝗌 ㅤ
رفتن به کانال در Telegram
274
مشترکین
+124 ساعت
+167 روز
+4430 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
───𝘐 𝘸𝘢𝘯𝘵 𝘵𝘰 𝘧*𝘶𝘤𝘬░ 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘭𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦 𝘩𝘰𝘭𝘦 𝘰𝘧 𝘺𝘰𝘶𝘳𝘴 𝘴𝘰 𝘩𝘢𝘳𝘥. 𝘖𝘩, 𝘺𝘰𝘶'𝘳𝘦 𝘴𝘰 #𝘩𝘰𝘵, 𝘣𝘢𝘣𝘺.
Repost from N/a
+1
───── 𝘠𝘰𝘶 𝘨𝘦𝘵 𝘴𝘰 𝘩𝘰𝘯𝘦𝘴𝘵 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘺𝘰𝘶'𝘳𝘦 𝘩𝘰𝘳𝘯݊݊݊݊݊݊݊݊𝘺, 𝘣𝘢𝘣𝘺.࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪࣪ 👄 ───── 𝘠𝘰𝘶 𝘳𝘦𝘢𝘤𝘵 𝘴𝘰 #𝘴𝘦𝘹𝘪𝘭𝘺 𝘵𝘰 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘵ܻܻܻܻܻܻܻܻ𝘰𝘶𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝓂𝒾𝓃ℯ, 𝘩𝘰𝘯𝘦𝘺 ั. ░🔞
Repost from N/a
فهرست و لینک سریع👁️
اینجا صرفا جهت برداشتن فایل کتابها و دانلودشون ایجاد شده. معرفی و quoteهاشونو تو همون چنل اصلی قلعهی متحرک میذارم.
لیست کتابخونه به مرور روی همین پیام بهروزرسانی میشه.
کتابای قابل دانلود:
۱- مجموعهی Horrible Histories (انگلیسی)
۲- سری مانگاهای Witch hat atelier
۳- پانزده زندگی اول هری آگوست
۴- همهچیز توبرکلوزیس است
۵- کتاب TIHYLTTW
۶- داستان کوتاه The Lottery
۷- کتاب صوتی The Devils ابرکرومبی
۸- کتاب The unspoken name- جلد اول دوگانه
۹- کتاب Night Film
۱۰- کتاب queer: graphic history
۱۱- مجموعهی AFTG
۱۲- کتاب مصور Medusa
۱۳- کتاب Psychiatry : a very short introduction
۱۴- کتاب Dungeon Crawler Carl- جلد اول
فنفیکشنهای قابل دانلود:
#AkeShu #ShuAke #persona5
🐺🫎🐕🦺🐀
Repost from N/a
دیگه نوبتی هم باشه، نوبت ولفاستاره🫠
پلیلیست فنفیکشن ATYD
نوشتهی MsKingBean89
(اگر که قصد خوندن این اثر رو دارید، توصیه میشه ششصد بسته دستمال کاغذی تو اتاقتون داشته باشید، و الا سیل اشکها خونهتونو رو آب میبره~)
Repost from N/a
باور نداشتم که عشق انسان ها رو شبیه به هم میکنه، همیشه می گفتم این یک کلیشهست، تا زمانی که تو رو دیدم. نمیدونم، نمیدونم از کِی اتفاق افتاد و نمیدونم که چی شد که همه ی این اتفاق ها افتادن، فقط میدونم یکهو همه چیز شروع کرد شبیه تو شدن . لبخندم. وقتی بقیه لبخندم رو میدیدن همیشه میگفتن که شبیه تو شده. صدای خنده هام، انگار که خنده های تو باشه، افکاراتم، دیدگاهم به زندگی، و تک تک عادت هام، همهشون، شبیه تو شدن. انگار که عشق من به تو، ذره ای از وجود تو رو درون من تشکیل بده تا این غم دوری رو ترمیم کنه، تا دلتنگی هایی که راجعبهت وجود دارن، حتی یککمی تسکین بیابن. انگار من دارم به تو تبدیل میشم تا حتی یک ثانیه ای که من ازت دورم جبران بشه. نمیدونم، شاید انقدری بهت فکر کردم که مغزم تصمیم گرفته بهجای 'من' بودن، تبدیل به 'تو' بشه. مغزم هم دیوونست ها، مگه نه مینهویا؟ ولی میدونی چی دوونه وار تره؟ عشق. عشق خیلی عجیبه. مگه میشه؟ یکی فقط نفس بکشه، و تو تک تک دین هایی که توی جهان وجود دارن رو شکر کنی، فقط چون وجود داره. یکی تبدیل بشه به کسی که بشه دوای هرچی درد که داری. انگار.. تمام کمبود هات زمانی که اون رو کنارت داری ناپدید میشه. قبل از این که چشم هات رو ببینم فکر نمیکردم یک چیزی بدون این که درونش باشم بتونه من رو غرق کنه، قبل از این که صدای خنده هات رو بشنوم فکر نمیکردم یک صدایی میتونه انقدر بهم حس زندگی ببخشه. صدات باعث میشه قلبم بلرزه مینهو. نمیدونم؛ احتمالا اگر به دوست هام بگم از شدت اینکه علاقهام بهت میتونم گریه کنم ، احتمالا بدون معطلی من رو بفرستن تیمارستان و بستریم کنن. اما چی کار کنم؟ کاری نمیتونم بکنم. جیسونگ در مقابل تو تماما ناتوانه. انگار که تو و وجودت من رو به خودتون زنجیر کرده باشین. تمام ذهنم رو تسخیر کردی؛ حتی ثانیه ای نیست که بهت فکر نکنم. از اولین ثانیه ای که بیدار میشم، تا زمانی که میخوابم و حتی توی خواب هام، تنها چیزی که میبینم تویی. تو و وجودت؛ انگار که به زندگی و مغز من گره خوردین، انگار تمام تمرکز من رو از آن خودت کردی. یادمه یکی ازم پرسید "چرا انقدر دوستش داری؟" و من در کمال تعجب، یک لیست بزرگ براش فرستادم، حتی نمیدونستم کِی وقت کردم اون همه کلمات رو کنار هم بچینم. آخه می دونی، حتی الان هم نمیتونم کلمات رو بچینم. اگر ازم بپرسن "چهچیزی باعث شده انقدر دوستش داشته باشی" احتمالا فقط خیره بشم و سکوت کنم. هی، واقعا چی باعث شده انقدر دوستت داشته باشم؟ چی باعث شده که انقدر برام مهم بشی؟ اصلا... کی وقت کردی انقدر خودت رو توی قلب و مغز من جا بدی مینهو؟ نمیدونم، یک سال و نیم پیش، شاید هم بیشتر، حس کردم که همه چیز فرق می کنه بیشتر دنبالت بودم، نگاهم رو یک ثانیه دیرتر از روی صورتت بر می داشتم، و الان؟ الان من برات مجنون ترینم. مینهو، به جون خودت قسم می خورم که راست ترین قسمم ئه ؛ هیچکس بیشتر از من نمیتونه دوستت داشته باشه. هیچکس نمیتونه قلبش بیشتر از من برات بتپه و بیشتر از من بهت عشق بورزه. شاید اگر اسمی وجود داشت که بیشتر از 'عشق' بود، من میتونستم اون رو برات استفاده کنم. درسته، عشق برای من خیلی کلمه ی بزرگیه، اما این حسی که به تو دارم.... حتی بزرگتره. نمیدونم هدفم از نوشتن این چی بود، فقط حین لیریکز نوشتن تصمیم گرفتم افکاراتم رو روی برگه خالی کنم. امیدوارم خوب بخوابی، مینهویا -جیسونگ
Repost from N/a
𝖨 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖨 𝖼𝖺𝗇 𝖻𝖾 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎. 𝖨 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗈 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝗉𝖾𝗋𝖿𝖾𝖼𝗍 𝗐𝗈𝗋𝖽𝗌 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗍𝗂𝗆𝖾, 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗈 𝗉𝗋𝖾𝗍𝖾𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗌 𝗈𝗄𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗌𝗇’𝗍. 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗎𝗌 𝗍𝗈 𝖺𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗄𝗂𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗁𝗈𝗇𝖾𝗌𝗍𝗒 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗎𝗌 — 𝗍𝗁𝖾 𝗄𝗂𝗇𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗐𝖾 𝖼𝖺𝗇 𝗌𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗐𝖾 𝖿𝖾𝖾𝗅, 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖻𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗎𝗌, 𝗅𝖺𝗎𝗀𝗁 𝗈𝗏𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝗎𝗉𝗂𝖽𝖾𝗌𝗍 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌, 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗍𝗂𝗅𝗅 𝖼𝗁𝗈𝗈𝗌𝖾 𝖾𝖺𝖼𝗁 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽. 𝖮𝖿 𝖼𝗈𝗎𝗋𝗌𝖾, 𝖨 𝗆𝗂𝗌𝗌 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗂𝗆𝖾𝗌. 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗇 𝖨 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗁𝗈𝗐 𝗍𝗈 𝖾𝗑𝗉𝗅𝖺𝗂𝗇. 𝖲𝗈𝗆𝖾𝗍𝗂𝗆𝖾𝗌 𝖨 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝖾𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗆𝖾, 𝖽𝗈𝗂𝗇𝗀 𝖺𝖻𝗌𝗈𝗅𝗎𝗍𝖾𝗅𝗒 𝗇𝗈𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀, 𝖻𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝖽𝗂𝖿𝖿𝖾𝗋𝖾𝗇𝗍 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗂𝗍’𝗌 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎. 𝖠𝗇𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝖨 𝖼𝖺𝗇’𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍, 𝖨 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 𝗐𝗂𝗌𝗁𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗆𝖺𝗅𝗅𝖾𝗌𝗍 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌: 𝖺𝗇𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖼𝗈𝗇𝗏𝖾𝗋𝗌𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇, 𝖺𝗇𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗅𝖺𝗎𝗀𝗁, 𝖺𝗇𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀𝗌 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗍𝗈 𝗎𝗌. 𝖨 𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖽𝖺𝗒 𝖺𝗁𝖾𝖺𝖽 𝗈𝖿 𝗎𝗌 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝗅𝗂𝗄𝖾, 𝖻𝗎𝗍 𝖨 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗈 𝖾𝗑𝗉𝖾𝗋𝗂𝖾𝗇𝖼𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾𝗆 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝗒𝗈𝗎. 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝗆𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌, 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗋𝖺𝗇𝖽𝗈𝗆 𝖼𝗈𝗇𝗏𝖾𝗋𝗌𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌, 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗅𝖺𝗍𝖾-𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗍𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌, 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗍𝗋𝖺𝖽𝗂𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗌𝖾𝗇𝗌𝖾 𝗍𝗈 𝗎𝗌. 𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗈 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗏𝖾𝗋𝗌𝗂𝗈𝗇 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝖻𝗋𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗈𝗎𝗍, 𝗇𝗈𝗍 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝖺𝗌𝗒 𝗈𝗇𝖾𝗌.
Repost from 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺 𝖺𝖽𝖽𝗂𝖼𝗍 𝖼𝗅𝗎𝖻꒰🍷꒱༘‧
🤩Info
🪷🌸𓂃 ࣪˖ ִֶָ سفری به دنیای اسطورههای چین ִֶָ🌕˖ ࣪𓂃
🐢🐍 Part 05 | 玄武 | Xuánwǔ|شوانوو🐍🐍
Tap to read 🇨🇳🇨🇳
ᥫ᭡.ִֶָ𓂃 #Cdrama #ChineseMyth
⋆˚꩜。𑣲. Chinese Mythology Series 🎐🌸— ᨳଓ .
╰┈➤ ―୨୧⋆ ˚@inthedeepend
Repost from 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺 𝖺𝖽𝖽𝗂𝖼𝗍 𝖼𝗅𝗎𝖻꒰🍷꒱༘‧
🗝🗝🗝 🗝🗝🗝🎀𝒽𝒾𝓈𝓅𝑒𝓇𝓈 𝑜𝒻 𝒶 🎀𝓇𝑒𝒶𝓂🌟🌟ᥫ᭡.ִֶָ𓂃 #EditorialCollage ⋆˚꩜。𑣲.Felix — ᨳଓ . ╰┈➤ ―୨୧⋆ ˚@inthedeepend
Repost from N/a
𖦹 the upside down `s era
1983 ៸ hawkins
𓂃 ☀️
#Max
