بـئاتریس پِـرز؛
رفتن به کانال در Telegram
یادداشتهای یک دختر کتابدوست.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
419
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-107 روز
-5330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26سپتامبر '26
سپتامبر '26
+11
در 2 کانالها
اوت '26
+570
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+22
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 1 کانالها
Get PRO
مه '260
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+51
در 2 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 سپتامبر | 0 | |||
| 29 سپتامبر | 0 | |||
| 28 سپتامبر | 0 | |||
| 27 سپتامبر | 0 | |||
| 26 سپتامبر | 0 | |||
| 25 سپتامبر | 0 | |||
| 24 سپتامبر | 0 | |||
| 23 سپتامبر | 0 | |||
| 22 سپتامبر | 0 | |||
| 21 سپتامبر | +1 | |||
| 20 سپتامبر | +1 | |||
| 19 سپتامبر | +1 | |||
| 18 سپتامبر | 0 | |||
| 17 سپتامبر | +1 | |||
| 16 سپتامبر | +1 | |||
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | 0 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | 0 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | +4 | |||
| 06 سپتامبر | +2 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | حِنا بِنید هی
سیاه دوکونید هی
دِ نایه، خون رَوانه | 49 |
| 3 | باورم نمیشه.
زن همچنان در این دیار غریبه.
حکایت امروز منو به یاد زنان نویسنده دوره های گذشته انداخت [بخصوص مری شلی] طفلکی زن که همش باید بجنگه برای کوچکترین چیزی که حق خودشه. و بخاطرش از جامعه طرد بشه.
حیف نیست؟ | 47 |
| 4 | باورم نمیشه.
زن همچنان در این دیار غریبه.
حکایت امروز منو به یاد زنان نویسنده دوره های گذشته انداخت [بخصوص مری شلی] طفلکی زن که همش باید بجنگه برای کوچکترین چیزی که حق خودشه. و بخاطرش از جامعه طرد بشه.
حیف نیست؟ | 1 |
| 5 | امروز از یک آهنگ رسیدیم به نقشهٔ یک روزِ کامل؛
قرار شد یک روز راه بیفتیم و آنقدر توی شهر بچرخیم که دیگر ندانیم کجاییم؛ کوچههای تازه پیدا کنیم، عکس بگیریم، هر کتاب و عروسک و خرتوپرتی که چشممان گرفت بخریم و آخرش تمام پولمان را در یک کافه جا بگذاریم.
بعد هم خسته و گرسنه، لب جدول بنشینیم و با جیبهای خالی حساب کنیم چطور خودمان را به خانه برسانیم؛
احتمالاً وسطش هم آنقدر بخندیم که اصلاً یادمان برود قرار بود نگران چه چیزی باشیم.
پ.ن:
فقط یک مشکل کوچک داریم: حالا اگر من از پپرونی گذشتم،
یکی فقط یک شهر برایمان پیدا
کند. | 67 |
| 6 | هزار سال خستهام از این دو روز زندگی
- معصومه صابر | 73 |
| 7 | نهههه ما پایه اکیپمون از رو موحبته
اکیپمون: | 30 |
| 8 | میشون برام فرستادید :))))) | 32 |
| 9 | بدون متن... | 34 |
| 10 | امشب شاعر ناخواسته دست گذاشت روی یکی از درهای مآوی و در رو باز کرد. :))) | 96 |
| 11 | کاش فراموشی بگیرم هربار از اول ببینمش😭 | 96 |
| 12 | نمیدونم هزارسال هم بگذره باز این دختر اینهمه جسارت و شجاعت برام اصن وای ❤️🔥✨ | 94 |
| 13 | واقعا هربار میشون خداست. | 94 |
| 14 | از اینجا که بد است - خیلی بد - خواهم رفت. | 105 |
| 15 | بدون متن... | 23 |
| 16 | ز خون جوانان ایران زمین
بجوشد خروش دلیران کین
همه چون سیاوش سر و جان دهند
ز خون خویش راه کژ افکنند
چو مردم برآیند باهوش و شور
نه تختی بماند نه جاه و نه زور
بماند از خاک نام شهید
نه نام ستمگر نه راه پلید | 49 |
| 17 | امروز صدای امیر کیا [همسر حنانه] توی سرم میپیچید؛ «حنانه یه بار به خوابم اومد و گفت امیر دیدی بچه دار نشدیم؟»
ز هر خون دلی سروی قد افراشت... | 53 |
| 18 | و حنانه ی کیا 💔 | 52 |
| 19 | دیدی آخر عشق با جانم چه کرد؟
- نیما یوشیج | 153 |
| 20 | أ أنکرها ومنبتها فؤادي؟!
چگونه انکارش کنم، وقتی از دلِ من روییده؟! | 161 |
