jjong ’s studio
رفتن به کانال در Telegram
ㅤㅤ jongseong . zip 💱 cat ’s diary ㅤㅤ old era﹙ t.me/iircebot ﹚
نمایش بیشترإيران120 457دسته بندی مشخص نشده است
1 272
مشترکین
+124 ساعت
+367 روز
+19430 روز
آرشیو پست ها
1 273
Repost from #𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌7
+4
با رسیدن به سالن کنسرت داخل رفت و روی صندلی مخصوصش نشست. با خاموش شدن چراغ ها،کنسرت شروع شد،ناگهان تهیونگ با دیدن چهره آشنایی عرق سردی روی کمرش حس کرد،نه امکان نداشت خودش باشه،به سرعت از صندلی بلند شد و با سرعت زیادی خودشو به خروجی رسوند. جیک با دیدن پسر،که به سرعت از اونجا دور میشد،نگاهی کرد. "جیا،من میرم" "کجا میری؟هنوز کنسرت تموم نشده" "سریع میام" و بدون گفتن حرفی به سمت خروجی سالن قدم برداشت. با دیدن پسر، بهش نزدیک شد و از پشت پسر رو به دیوار پشتش کوبید. "کجا با این عجله،فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی؟" "ولم کن" "ولت کنم؟ تازه پیدات کردم" با صدای استف،سریع یقه پسر رو ول کرد. "به نفعته از جات تکون نخوری کیم" و به سرعت به سمت سالن رفت. پسر نفس نفسی کرد و خودشو با سرعت به ماشین رسوند. "سریع برو" "ولی اخه جناب کیم" "نشنیدی چی گفتم؟ سریع از اینجا برو" راننده،بدون گفتن حرفی،ماشین رو روشن کرد و به سرعت از اونجا دور شد. بعد از حدود چهل دقیقه کنسرت به پایان رسید و جیک به سمت خروجی سالن پا تند کرد. با ندیدن پسر،پوزخند ترسناکی زد. "هر اتفاقی که برات بیافته،مقصرش خودتی کیم تهیونگ" 𝗝𝗮𝗲𝗬𝘂𝗻𝗴𖣒
