motif
رفتن به کانال در Telegram
جایی میان دو پهلوی زندگی؛ در حوالی استخوانهای دنده و کمی نزدیک به مغز صحبت؟🌚🤍 t.me/HidenChat_Bot?start=7097034315
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
275
مشترکین
-324 ساعت
+167 روز
+3930 روز
آرشیو پست ها
274
دردی ناشناخته را تجربه میکنم؛ نه با لبخند، نه با گریه و نه حتی با سکوت، تغییری در وضعیتم ایجاد نمیشود. خستگی جسم را میتوانستم تحمل کنم، اما دیگر هیچ خواب و استراحتی برای عذاب روحم سراغ ندارم و این جمله مدام در سرم تکرار میشود: «گاهی تنها راه پیروزی در یک مبارزه، تسلیم شدن است.»
- محمد رشیدی
274
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...
ـ هوشنگ ابتهاج
274
گاهی در زمانی
به کوتاهی یک فریاد ساده،
همه چیز در زندگی زیر و رو میشود،
پیش از آن که آدم بتواند
خود را به آن عادت بدهد...
- پائولو کوئیلو
274
ممکن است در مورد چیزهایی که به آنها علاقهمندم مطمئن نباشم، اما در رابطه چیزهایی که علاقهای ندارم کاملا مطمئنم.
ـ آلبر کامو
274
و من دریافتهام،
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
ـ سبز خواهم شد
274
سعی کنید تو زندگیتون پُر باشید
پُر از شعور، شخصیت، اصالت، امنیت، مهربانی
پُر از امید به زندگی...
274
پیشاپیش
و
پسابعد
در همیشهی ما
احتکار آفتاب است
برای روز مبادائی
که هرگز نمیآید
اهمیتی در همت امروزمان
نیست
ما همیشه
در ماهیت چیزها
دست میبریم
ـ اتوبوسی آخرخط از جواد شجاعیفرد
274
محمود دولتآبادی میگه:
«کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانهی رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشتهام.»
