ᴹᵉᵗᵃˡ ¹²⁰ ᴰᵃʸˢ ⁱⁿ ᵀᵃᵇʳⁱᶻ
رفتن به کانال در Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5494132987 @qdmetal
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
293
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+117 روز
+3630 روز
آرشیو پست ها
Spotted a dime out the corner of my eye
She got 'nough man on the line, back just pokin' like a knife
Think she tryna get man lined, demon with the angel eyes
Maybe I'm hypnotised, but why am I thinkin' twice?
بعضی شبها،
سکوت آنقدر سنگین است که صدایِ ترک خوردنِ خاطراتمان را میشنویم.
ما آدمها،
بیشتر از آنکه در زمانِ حال زندگی کنیم،
در لابهلایِ نسخههایِ قدیمیِ خودمان،
که دیگر وجود ندارند،
پرسه میزنیم.
او زخم می زد و من به همه مى گفتم كه در چشمانش معصوميتى بى مثال وجود دارد.
علاقه آدم را احمق مى كند، شايد هم ناباور.
فاصلهها هرگز مانعی برای دوست داشتن، برای عشق نیستند؛ درست...
اما اگر من اینجا گریه کنم، آیا در دوردستها گونههای تو خیس خواهند شد؟
-جمال ثریا
همه رو رد میکنم که آخر شب بشینم غصه نداشتن تورو بخورم.
(چقدر قشنگ به گام دادی دورت بگردم)
آنچه در درون آدم میماند، بینهایت بیشتر از چیزی است که به صورت کلمات بیرون میآید.
