کولیآنا🃏'
رفتن به کانال در Telegram
اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
231
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
231
عالمی در دلمان سقوط کرده.
زندگیمان حول پرگار پروردگار، دایرهای شکسته شده و ما در کنج کیهانی پرت شدهایم و تنها و هیچ کز کرده ایم.
آغوشمان خالیست، زانوی غم نیز از ما آزرده خاطر است.
پسمانده های تاریخی شدهایم که شیرآبهمان خونیست نه گندیده، بلکه تازه تر از همیشه تا ماهیان تبعیدی اقیانوس را در باتلاقش بپرورد.
آنقدر ذوقمان کور و کر شده که دیگر نه نوایی دلمان را میلرزاند نه تصویری چشمانمان را برق میدهد؛ نوای گوشمان طنین فریاد مظلوم است و برق چشمانمان آتش فنای دخمههایمان.
نمیدانم پشت پردهی اسرار چه نمایش مضحکی خوابیده، اما هر چه که هست این عروسک های خیمه شب بازی به دست هایی منقطع متصلاند.
-کیانا
231
کی گفته نمیخوابیم تو گور هم؟ این همه گور دسته جمعی با سرور و جشن خشک میشیم بعد گل میدیم تا کم کم کم شدن با گلوله، تق تق زبون مادری سکوت کرد ولی کلمه از نوک انگشت دست و پا تا ترقوه گردن و سر مهره تا کمر و کل تن میشه جنبش تا باز هم ریشهی عمر تو خاک هویت بکنه غنچه.
231
Repost from کولیآنا🃏'
به راستی که زمان فنای این بقای خفت بار و لجن گرفته که انگل های خورنده جسد، لاشهاش را چسبیده قرار است کِی فرا رسد؟
اگر قرار باشد هر حرام لقمه ای از راه برسد و فلسفه ببافد و عقیده ای چرکین به خورد مغزهای احمق و گشنهی این سفله ها بدهد که همان بهتر کفتار های بی صفت لاشهی شیر ها را تکه تکه کنند و به کام نطفه های نجسشان بدهند.
این زندگی شوم نبود بلکه به دست های کثیف، آلوده و نحس شد تا در هر زمان با خراش کوچکی بر پیکر زوار در رفتهاش، چرک فوران کند.
از این مادرقحبه ها بیزارم که با جامهی بره به درون گلهی احمق ها میروند و صد البته از این گوسفندان متنفرم که چشمان کورشان را نابینا تر از همیشه بسته اند و قربان صدقهی ننگ میروند.
بگذارید این حرام زاده ها بمیرند که لکهی عار از دامان پاک و مقدس زندگی شسته شود و لاشهشان را بسوزانید و خاکسترش را به باد فنا سپارید که دل های همهی ما کهیر زده.
کظم غیظ به هنگام سنگسار فاحشهی جهالت، گناه کبیره است.
بگذارید این حرام زاده ها بمیرند.
-کیانا
231
به پروردگار بگویید امشب هم به تماشا بنشیند
بگویید یاریاش را به سر بکوبد
بگویید سکوت را به لبانش بدوزد
چرا که تک تک ما در این هنگام ابراهیم های خلیلی هستیم که تبر هایمان بُرنده تر از همیشه، بر سر و رویش فرود خواهد آمد.
