fa
Feedback
کولیآنا🃏'

کولیآنا🃏'

رفتن به کانال در Telegram

اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
235
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
5_6226611081981199972.mp38.38 MB

photo content
+1

@Free_RapHipHop - Fadaei - Micharkhe Donya (Live).mp33.32 MB

قلبم را حس نمیکنم، پس این نبض نحس تا کی می‌خواهد به زجرکشی ادامه دهد؟ شاید فقط یک توهم باشد، اما جز تلخکامی چیزی از جام زمانه نصیب ما نشده و نمی‌شود آدم بی قلب چیزی برای از دست دادن ندارد آدم بی قلب دچار زوال رویا می‌شود. نفس هایم درد می‌کند چشم هایم هراسان به دنبال راه نجات ازین اسارت میگردند؛ دنبال حسی بالا تر از بینایی، بینشی والا تر از بصیرت؛ اما چه فایده که منظره‌ی بیرون از این پنجره چیزی برای تماشا ندارد. باز ماندن این پنجره تنها غبار پوچی را در ته چشمت فرو می‌برد و تو همیشه محکوم بوده‌ای که با بی‌اعتنایی پلک بر هم بزنی و تنها اشک‌های قربانی را سرزنش کنی پس همان بهتر که چشمانت خفه خون بگیرند. تیزیِ خنجر نگاه ها بر روی تن ظریف امید فرود می‌آید و این بار تن خون‌آلودِ امید، بوی فنا میدهد حرف ها در درونت بین معنای زندگی و یا بیگاری کشیدن جدال می‌اندازند زخم ها مدام بر تن سربازت، سر باز می‌کنند خنده ها با غمی خوفناک گره خورده‌اند حتی امید مأیوس شده هر تپش هشداریست برای اعلام مرگ. نمیدانم به هر حال که این تن دیگر جای خالی برای خالی کردن عقده روزگار ندارد زندگی تنها پسته تلخ و پوچی شده که بیزاری را در وجودم رونق می‌دهد و شاید تسلیم بودن، تنها راه پیروزی در جنگ با سرنوشت باشد دیگر چیز مقدسی برایم باقی نمانده که بی تزلزل برایم تقدس داشته باشد تا حتی به شور عبادت از او این جسد را زنده نگاه دارم. ننگ بر این چرخه که همه چیز را له می‌کند ننگ..
-کیانا

It feels like I_ve forgotten something..mp31.61 MB

Strangers-In-The-Night.mp36.02 MB

photo content
+1

Champions League Theme.mp35.85 MB

ای روح بی‌قرار چه با طالعت گذشت

fe51cf2c_084c_4459_92f4_2994c3c7ac2close_yourself_140_audio_on.mp32.26 MB

Die Verbannten Kinder Evas - Praise Blindness Eyes.mp313.37 MB

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد باید بچشد عذاب تنهایی را مردی که ز عصر خود فراتر باشد

photo content
+1

91a2f1d6-ea8e-4a47-bfd6-fbfc2f5ab18b.mp31.49 MB

photo content

sticker.webp0.17 KB

امیدوارم لیریکشو هیچوقت درک نکنین

من یه تیکه از عمرمو تو اون دو سال جا گذاشتم.

درد در ذره به ذره این جسم نیم جان نفوذ کرده. گر چه قبل از این ها غمی کاذب را مکتوب میکردیم، اما حال جای شلاق های پیاپی‌ش درد می‌کند. مُردن فقط زیستی نیست، زیرا که در قبری عمودی که به جای خاک با هوا پر شده ذره ذره تجزیه می‌شویم. درد می‌تابد به شیار های بدن و کم کم آنجا خشک می‌شود و می‌پوسد. تنت را بوی کرخی برمی‌دارد و تو پناهنده‌ی تیرگی می‌شوی اما تاریکی نیز پَسَت می‌زند. درد مطلق معلقی مطلق پروانه‌ی نحیف و پر نقش و نگار عشق، خفاشی پست و سیاه از آب درآمد و خس خس کنان در شبی تیره جان داد؛ و امان از دل کسی که قله‌های رویاهایش را ارزانی دشت پروانه های‌ زشت کرد. آخر مگر پروانه هم نیش دارد؟ این زهر کشنده در وجودش چگونه بال هایش را نسوزانده؟ اما دیگر هر چه که بود و نبوده اهمیتی ندارد. بهشتی خاکستری و جهنمی یخ زده به جان سرنوشتم هجوم برده‌اند و من تنها قربانیِ بی خبر از همه جای درختِ سیبی بودم. فرجام، چه می‌دانم، شاید با یک بار مردن تمام نشویم. اما می‌دانم آخر کار دستم می‌دهند. اکنون نیز به من تشنه، سراب کویر نشان می‌دهند و دست و پایم را می‌بندند و از غرض به اقیانوس رها کرده و می‌گویند که شنا کن. رو به زوال میروم و نمی‌توانم که بگریزم تاول ها تیر می‌کشند حتی توان سفر به جسمی دیگر هم نیست. در شگفتم که این قاصد نگون بخت چطور می‌خواهد بار درد مرا حمل کند و به پروردگارش گزارش دهد. جنگل سرسبز عاشقی ما تنها هیزمی به چشم آتش تقدیر بود و حال در آخرین جنگ بین غروب و طلوع، سرخی چیره می‌شود و من می‌مانم با این اژدهای خوفناک که آیا گلویش را چنگ بزنم و او شکل عصا گیرد و یا او تنها با نعره ای آتشین، این نیم جان خامی را هم که مانده بسوزاند. -کیانا