fa
Feedback
ماهـــی

ماهـــی

رفتن به کانال در Telegram

درود بر زندگی. اینجا یه اقیانوسه منم ماهی‌شم. «🌊🪼🐋🐬🐟»

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
203
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
بخواب ای دختر نازم.

تیر برقا نگرونن بس که تکیه دادم امشب بس که افتادم تو جوب و بس که بالا رفته این تب دیگه لابد شده دیگه، چیزی که شد شده دیگه کی دووم آورده آخه، مدت به این مدیدی؟ شاعرانه نیست اصلا زیر بارون اسیدی دیگه لابد شده دیگه، چیزی که شد شده دیگه واسه آقای شلوغی تنهایی مد شده دیگه بهتره بچه نمونم سر برم گاه و گداری نه، نمیشه منتظرت موند خیلی دور از انتظاری! تو نمیفهمی چی میگم نشده قالت بذارن با یه بمب ساعتی تو یال و کوپالت بذارن نگو بند بوده دستت، مگه من بسته نبودم؟ هی نگو که خسته بودی، من مگه خسته نبودم؟ کی دووم آورده آخه، مدت به این مدیدی؟ شاعرانه نیست اصلا زیر بارون اسیدی برج میلادو ندیدی، شبا از روش نپریدی تو نمیفهمی چی میگم تو اینا رو نچشیدی دیگه لابد شده دیگه، چیزی که شد شده دیگه واسه آقای شلوغی تنهایی مد شده دیگه

Damahi Baroone Acidi.mp39.41 MB

یه بلوط که تلاش می‌کنه غمگین نباشه.
یه بلوط که تلاش می‌کنه غمگین نباشه.

photo content

Ali Sorena - Negar [www.AppAhang.com].mp36.26 MB

پیام ویدیو00:06

قند و نبات و گلاب.

پیام ویدیو00:11

خیلی خوبه.

+2
ریحان می‌شه واسم لالایی بفرستی؟!

"People aren't there for you the way you were for them - not even close."

photo content

“The excitement that faded… and the scarf that will never be knitted.”
“The excitement that faded… and the scarf that will never be knitted.”

داریوش-شام مهتاب [Persian].mp34.94 MB

4_5825853473207360369.mp318.42 MB

sticker.webp0.13 KB

Repost from N/a
وقتی ترکم کردی عذاب کشیدم بیشتر به خاطر اون بخشی از وجودم که بی‌خود و بی‌جهت واسه تو قربانی کرده بودم وقتی هم که دوباره تو زندگیم قبولت کردم فقط برای این بود که چیزی رو که ازم گرفته بودی پس بگیرم ولی زود فهمیدم بعیده بتونم از توی گوریده تلاطم‌های درونی و خواسته‌ها و نیازها و احساسات پیدا کنم. برای همین هر کاری از دستم بر میومد کردم که پست بفرستم پیش لیدیا هیچ وقت باور نکردم پشیمون شده باشی. به این نتیجه رسیده باشی که من رو می‌خوای نه کس دیگر رو هر روز به این فکر می‌کردم که چقدر بهم نارو زدی هیچ احساسی بهم نداشتی. هیچ احساسی! حتی حس نزدیکی حس هم‌دردی که نمی‌ذاره آدم عین چوب خشک بشینه و بر و بر به کسی زل بزنه که داره تا سرحد مرگ زجر می‌کشه. هرجوری از دستت بر میومد نشونم داده بودی اون‌جوری که عاشق لیدیا بودی مرا دوست نداشتی. که این رو می‌دونستم که اگه یه مرد عاشق زن دیگه‌ای بشه محاله واسه عشق و عاشقی برگرده پیش زنش. خودم گفتم بذار ببینم تا کی می‌تونه تاب بیاره چون معلومه که بعدش بدو بدو برمی‌گرده پیش لیدیا جونش، ولی هرچی بیشتر زجرت دادم تو بیشتر تسلیم شدی . ... شاید برای همینه که وقتی گذاشتی رفتی اونجور پریشون شدم و به هم ریختم خودم رو احمق می‌دیدم چون نتونسته بودم قبل تو بزنم بیرون با همه وجودم می‌خواستم برگردی فقط برای اینکه بهت بگم حالا این منم که دارم می‌رم. ولی نگاه! هنوز اینجام. آدم وقتی سعی می‌کنه چیزی رو واضح و روشن بگه می‌بینه دلیل روشن شدنش اینه که حرف‌ها رو ساده کرده. 📖 بند‌ها، دومینکو استارنونه.

photo content