•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•
رفتن به کانال در Telegram
748
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1427 روز
-57030 روز
آرشیو پست ها
خود ریچارد میومد بابت هایپ کردن فیلم بهم پول میداد.
همین الانم باید بده
وای چقد حرف زدم.
شانس آوردید امتحان دارم وگرنه این چنل تا چهل و هشت ساعت آینده به شعبه رسمی تبلیغات و ادیت و میم و دیالوگ و تحلیل و شواهد دادگاهی هفمن تبدیل میشد.
این داستان و شخصیت ها خیلی پیچیده است و میشه به چندین و چند شاخه علت ها و عواملی که باعث این اتفاقا شد و گفت.
میشه به همه احساسات و همه کس ربطش داد و بنظرم همه شونم دخیل اند.
میتونم بگم روبن نایل و بخاطر اینکه فقط زندگی شو دزدیده بود نکشت تو روز عروسییییییش؟!
پنجاه درصد دلیلشم به احتمال زیاد بخاطر حسودی و عشق زیادش بود.
نمیخواست نایل با یکی دیگه باشه؟:)
It’s so fucking horrible.
Reminds me of Hannibal letting Will marry then trying to kill his wife and son. Like BRUHHHH
این عاقبت ها آخر منو میکشن
I think that was why he regretted what he did. And killed himself. He did not perish from the bleeding wound. HE KILLED HIMSELF.
In a world with no Niall, Ruban has nothing to do but die.
و اونجایی که گفت
It’s the closest thing I’ve ever been with someone.
و گفت بعضی موقع هاشم I cum😭😭.
Alright from what I understand, Ruban is bi aswell. He loved Niall not only in brotherly way.
The last scene where he was choking him to death, his dominance attitudes felt like a r/ape scene.
His thrusting and grunts. Trying to be on top.
He suddenly started to be his dad to Niall:)))
Which he never wanted to. But you carry your traumas to others without you knowing.
منظورتو متوجه نشدم اجی:((
چشمانم یه تیکه از رفتار مگنس با لستات رو به رو شده و روانی گشت
