vamp's all mine
رفتن به کانال در Telegram
u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
586
مشترکین
+224 ساعت
+297 روز
+11730 روز
آرشیو پست ها
Repost from ㅤ flickér
u can close the door, turn off the lights, and pretend you're alone, but I'll still know u're there.#heejake . Always watching
Repost from 𝗍𝗁𝖾𝗄𝗂𝗅𝗅𝖺 > {𝖼𝗁𝖺𝗆𝗉𝖺𝗀𝗇𝖾}
𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥
«انتخابش نکن» شنیدن همین جمله از زبون سونگهون برای اینکه نیکی رو از انتخابش مطمئن کنه کافی بود.
Repost from N/a
Our first life
Part11
وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم میگیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم میریزه#au #OurFirstLife
Repost from 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝔀𝓲𝓷𝓼 𝓪𝓵𝓵 𝓞𝓽7
🩸 𝕳𝖎𝖘 𝕸𝖆𝖗𝖎𝖔𝖓𝖊𝖙𝖙𝖊(𝖕𝖆𝖗𝖙12)
𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐝𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐯𝐢𝐨𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐡𝐮𝐫𝐭/𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐬 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐥𝐨𝐯𝐞/𝐡𝐚𝐭𝐞 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬𝐡𝐢𝐩
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐇𝐞𝐞𝐣𝐚𝐤𝐞, 𝐒𝐮𝐧𝐬𝐮𝐧, 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐬𝐨𝐠𝐨𝐥 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫:𝐬𝐨𝐡𝐞𝐞
"چهرههایی که داخل تصویر بودن حالا بخشی از گذشتهای بودن که با آتیش هیسونگ تبدیل به خاکستر شده بود."𝓑𝓸𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓬𝓸𝓶𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼
Repost from 𝖠𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌➢
+4
اواخر ماه مارچ بود. نسیم خنک بهاری،درختان سبز رنگ رو به رقص در میاورد و در زیر درختان سبز،دو پسر از هوای دلنشین لذت میبردند. "جیا،مرسی که اومدیم اینجا" "خواهش میکنم بیبی،من هر جایی که باعث خوشحالی تو شه میبرمت" "وای جیا،چقدر تو خوبی" بلافاصله بعد از حرفش بوسه ای نرم بر لبان پسر گذاشت. "من اصلا بابت اینکه همسری مثل تو دارم،پشیمون نیستم" پسر بزرگتر لبخندی زد و ایندفعه او پیش قدم برای بوسیدن لبای پسر کرد. بعد از دو دقیقه از هم جدا شدند و پسر کوچیکتر،روی زیرانداز دراز کشید. نسیم خنک دیگری وزید و باعث رقصان شدن درختان شد. "وونی،سردت نیست؟" "نه جیا" مشغول نوازش موهای نرم، پسر کرد،جونگوون از حس آرامشی،که از مردش میگرفت لبخند ملیحی زد،ناخوداگاه چشماش روی هم افتاد و به خواب شیرینی رفت. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای پسر بود،ناگهان با دیدن ابرای پف پفی در آسمان،سرشو چرخوند که پسر رو صدا کنه،با دیدن چشمای بسته پسر،لبخندی زد و بوسه ای به پیشانی،پسر هدیه داد. جونگوون،تکونی خورد ولی از شدت،خستگی چشماشو،باز نکرد. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای همسرش،بود و از هوای خنک،لذت میبرد.𝖩𝖺𝗒𝖶𝗈𝗇𓍯
Repost from N/a
Repost from 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕
𝑵𝒐 𝑭𝒂𝒄𝒆:
𝑪𝑯𝑨𝑷𝑻𝑬𝑹 𝟔
𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅 🔞
❖ ─────────────── ❖
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 • 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 • 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂 • 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 • 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 • 𝑺𝒎𝒖𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 • 𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 • 𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot
𝑷𝒂𝒓𝒕 : 𝟔
#𝑭𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 #𝑵𝒐𝑭𝒂𝒄𝒆 #𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 #𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 #𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
Repost from N/a
Repost from 🍂 𝒮𝗎𝗇𝗄𝗂𝗌𝗌𝖾𝖽⁷ 𓍼 ִֶָ🔒
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ぃ 𝖳𝗐𝖾𝗇𝗍𝗒-𝖤𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖢𝖾𝗅𝗅 ऻ 🩸
"نگاه کن...ببین که چطور تو مشت یه محکومِ بیآبرو، رئیس بند بیست و هشتم، داره ذره ذره آب میشه "𝖩𝖺𝗒𝗁𝗈𝗈𝗇 𝗏𝖾𝗋 ✮ 𝖧𝖾𝖾𝗁𝗈𝗈𝗇 𝗏𝖾𝗋
Repost from EVERLand🪽
🦌: من یه شیطانِ آبوهواییام 😭
🦌: واقعاً فقط وقتی دارم چیزی فیلمبرداری میکنم بارون میاد. دیروز هم یهو بارون شروع شد.
🦌: موقع فیلمبرداری MVِ RIDE OR DIE!
🦌: در واقع قرار نبود آخرش توی بارون برقصم.
🦌: ولی اون موقع هم بارون گرفت، امروز هم بارون اومد.
🦌: خوشبختانه امروز داخل سالن هستیم. 😭☔️
پری آب و هوای من تو فقط باعث برکت میشی🫠
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
Love in the gray
Part1:Why was he doing something like that for someone he didn't even know—when he had never shown kindness to anyone in his life?
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳 ✤
° ᨳ 🍂 𝆹𝅥 𝆹𝅥 ෧ °、🧡 𓂃ᡴꪫ
𝘓𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮 𝘰𝘧 𝘴𝘱𝘳𝘪𝘯𝘨, 𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘣𝘦𝘨𝘢𝘯 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵𝘭𝘺, 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘵𝘸𝘰 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘧𝘪𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘢𝘳𝘮𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳’𝘴 𝘱𝘳𝘦𝘴𝘦𝘯𝘤𝘦.🌿
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘼 𝙜𝙚𝙣𝙩𝙡𝙚 & 𝙥𝙧𝙚𝙩𝙩𝙮 𝙖𝙘𝙦𝙪𝙖𝙞𝙣𝙩𝙖𝙣𝙘𝙚🌼
𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: @HhloveEn7Bot𐙚𐙚__ 𝓱𝓮𝓮𝓱𝓸𝓸𝓷 ° 𝜗𝜚 ☆、
