شازدهکوچولو
رفتن به کانال در Telegram
نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بیحاصل نبوده و دنیا پشت سرش پاک نمیشود. میشنوم: @B612massage_bot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
260
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
259
Repost from راد
امسال بزرگترین لطفی که به خودم کردم، قطع کردن قرصهای ضد افسردگی و ضد اضطراب و شروع ورزش بود. وقتی با بیماری روحی و روانی داری دست و پنجه نرم میکنی، بقیه خونی نمیبینن، جراحتی نمیبینن، واسه همین خیلی راحت دربارهی رفتارت، اخلاقت، کارات، بدن و وزنت نظر میدن و میرن. توی ۷ سال (که به زودی میشه ۸)، من قرصهای خیلی خیلی زیادی تحت نظر دکتر مصرف کردم؛ هم توی ایران و هم اینجا. توی ایران، داروها اشتهام رو کم کرده بود و وزنم عادی بود، بین ۵۷-۶۰ بالا پایین میشد ولی برای من عادی بود این وزن. اینجا، چون شرایط فرق کرد، دیگه اون قرصها اثر نداشتن، داروی اضطراب و adhd هم بهش اضافه شد و وقت نداشتن برای اشپزی و همه همه، دست به دست هم دادن و من ۱۵ کیلو وزن اضافه کردم. خودم بهش واقف بودم و هستم، خودم رو توی آینه میدیدم و میبینم، با این حال که خیلی وقتها اصلن غذا نمیخوردم، وزنم همچنان بالا میرفت و وزن کم نکردم. خیلی از ادمای اطرافم وقتی با من صحبت میکردن و یا تصویرم رو میدیدن، اولین حرفشون «چقدر چاق شدی» بود و هست. هیچ کدومشون، از خونواده گرفته تا دوستا و آشناها، یه بار نپرسیدن حالت چطوره و چه اتفاقی برات افتاده که اینجوری شدی. هیچ کسی struggleهای پشت این وزن و چهره رو نمیدید؛ اما چشماشون برای دیدن یه لایه چربی دور شکمت خیلی خوب کار میکرد. آدمها خیلی راحت به خودشون اجازهی قضاوت میدن. اما خب من میدونستم که مشکل از کجاست و چیه، میدونستم تا وقتی که حالم خوب نیست و باید قرص بخورم، تغییری صورت نمیگیره، امتحانم کردم، فایدهای نداشت و به خاطر همون خوب نبودن حاله، هی ورزش یا رژیم یا فست رو نصفه نیمه رها میکردم. اما بالاخره بعد از نزدیک به ۸ سال، بعد از تقریبن ۱ سالی که دوز داروها رو کم وکمتر کردیم، ماه پیش با دکترم و تراپیستم صحبت کردم و همگی موافقت کردیم که وقت قطع کردن این قرصاست. اضطرابم هنوز به شدت بالاست ولی ورزش کمک کننده هستش، روزهام خیلی بالا پایین دارن، یعنی حالم ساعت به ساعت تغییر میکنه، ولی وقتی میبینم که داره به سمت بد شدن میره، حواس خودم رو با کار، درس، ورزش، آشپزی، پیادهروی، یا حتی یه دوش آب سرد پرت میکنم. دوباره فستینگ رو شروع کردم، از ۷ شب تا ۱۱ صبح روز بعدش چیزی نمیخورم، حداقل ۲۰ دقیقه روزی ورزش میکنم چون این ۲۰ دقیقه برای من حکم ۳ ساعت ورزش رو داره با این حال، و خیلی چیزای دیگه. خلاصه خواستم همهی اینا رو بگم تا بدونی تو تنها نیستی؛ اگه دکتری بهت گفته باید قرص بخوری، بخور. به فکر وابسته شدن بهش نباش؛ قطع کردن داروها پروسه داره و دکترت برای اونم برنامه خواهد داشت. تحت هیچ شرایطی و بابت هیچ چیزی، روزگار خودت رو واسه یه لایه اضافه چربی سیاه نکن. تو تنها نیستی.
