Piece's of my mind
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
232
مشترکین
-424 ساعت
+87 روز
-2330 روز
آرشیو پست ها
قسمت سوم: جوجو گرفتار شد
ساعت ۱۱ شبه. جوجو روی تخت دراز کشیده و با گوشی کار میکنه
پیشی آروم از پشت در سرک میکشه...😾
پیشی: جوجوووو؟ 🥺
جوجو: باز چی میخوای شیطون؟
پیشی: هیچی، دلم برات تنگ شده بود😾
جوجو: تو پنج دقیقه پیش کنارم بودیا رفتی جیش کلدی
پیشی میپره روی تخت و پتو رو میکشه روی سر جوجو
جوجو: اَه پیشی پتو رو بده
پیشی: اول بگو من بهترین پیشی دنیام😾😾😾
جوجو: تو بدترین پیشی دنیایی😍
پیشی: پس دیگه باهات قهرم!
پیشی برمیگرده و پشتش رو به جوجو میکنه.😭😭😭
جوجو چند ثانیه ساکت میمونه
جوجو: پیشی؟
پیشی: حرف نزن من قهرم
جوجو: باشه، پس شکلاتت رو خودم میخورم🤭
پیشی فوراً برمیگرده:
پیشی: کدوم شکلات؟! 😳
جوجو: آهااا! پس قهر نبودی🥸
پیشی: جوجوووو
پیشی:شکولاتم بدهههههه؟
جوجو: شوکولات نداشتیم که
پیشی: پس تورو میخورم 😾😾😾😾
