broken mind
رفتن به کانال در Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
209
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
208
از نگاه کردن به درون خود بدم میآمد؛ پر از زخمهای عمیق و چرک کرده، خلأ و احساساتی که فقط خاکستری هستند.
208
دوست داشت به گوشهای پناه ببرد، شاید هم محو شود. کسی چیزی از او به یاد نداشته باشد و همچون اَبری کوچک برای اَبد از این شهر گذر کند.
208
من اینجا هستم تا سرت را روی پای من بگذاری و به غمانگیزترین حالت ممکن اشک بریزی. من اینجا هستم چرا که غمِ تو، غمِ من نیز هست.
