fa
Feedback
؛

؛

رفتن به کانال در Telegram

صرفا برای احساس کردن🕯️. ݁₊ ⊹ . My dolls @momochbaft 📬| @imozhdebot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
+424 ساعت
+127 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
؛
234
نه، آسمان عاطفه ندارد، ولی احتمالا چیزی بالاتر از آسمان وجود دارد که عشق و شفقت است، چیزی که من مدت‌هاست که آن را از یاد برده‌ام. - تنهایی پر هیاهو.

؛
234
photo content
+1

؛
234
sticker.webp0.04 KB

؛
234
photo content
+1

؛
234
1605958047_Babak Khangholi - Anjir(انجير).mp33.74 MB

؛
234
photo content
+8

؛
234
وَ من پنداشتم او مرا خواهد برد به همان کوچه‌ی رنگین شده از تابستان به همان خانه‌ی بی رنگ و ریا و همان لحظه که بی‌تاب شوم او مرا خواهد برد به همان سادگیِ رفتنِ باد او مرا برد ولی؛ برد زِ یاد

؛
234
photo content
+1

؛
234
یک‌جفت چشم قشنگ در قیافه یک زن چه لذت خوبی به آدم می‌دهد. - غرور و تعصب.

؛
234
photo content

؛
234
ببین چگونه مرا اَبر کرد خاطره‌هایی که در یکایک‌شان می‌شد آفتاب ببینم.

؛
234
photo content
+1

؛
234
آدم از خود می پرسد که تو با این سال ها که گذشت چه کردی؟ بهترین سال های عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
با خود میگویی نگاه کن ببین این دنیا چه سرد میشود. سالها همچنان میگذرد و بعد از آنها تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت میدهد و بعد حسرت است و نومیدی. دنیای رؤیاهای رنگین رنگ می بازد رؤیاهایت مثل گلهای پژمرده گردن خم میکنند و مثل برگهای زرد از درخت خزان زده می ریزند.. وای ناستنکا تنها ماندن سخت محزون خواهد بود. محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری ،هیچ هیچ هیچ زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ یک "هیچ" احمقانه و بی معنی،همه خواب بوده است.» - شب های روشن.

؛
234
photo content

؛
234
کاش زندگی بعدیم یه ومپایری، شینیگامی‌، گرگینه‌ای، موجود شیطانی یا حداقل یه تایتانی چیزی بشم. انسان بودن دیگه حوصلمو برد.

؛
234
photo content
+1

؛
234
بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است؛ دنیا را آفریده‌اند که من سرم گرم باشد. آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت‌ها، اسب‌ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به وجود آمده‌اند. بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند.. مایعی در رگ‌هام جاری بود که می‌گفت این مال شما نیست؛ راحت باشید. - سال بلوا.

؛
234
photo content
+1

؛
234
دلم ميخواد سبد لباس‌هاى شسته شده رو بردارم برم تو حياط و همينجور كه لباسا رو ميتكونم و صاف روى بند ميذارم و باد لا به لاى موهام پيچيده، به كوهاى آلپ، به گاوها به درختا نگاه كنم و از خوشى زياد همونجا سكته كنم و تمام.

؛
234
photo content
+1