Burał
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 898
مشترکین
-2824 ساعت
-447 روز
+12630 روز
آرشیو پست ها
1 891
من خیلی کم به خودم دروغ میگم. خودمو قانع نمیکنم. به هیچی امید ندارم چون اساساً چیزی واسه ناامیدی وجود نداره. نگاه من به دنیا صرفاً ساختهی نورونهای بیچارهمه. یه کم که عمیق بشی متوجه میشی که هیچی واقعی نیست. دنیا یه شکل دیگهست که تو هیچوقت قرار نیست ببینی.
1 891
گفتم عیبی نداره ولی ذوقم کور شد، گفتم عیبی نداره ولی برق چشمام رفت، گفتم عیبی نداره ولی تا دلت بخواد عیب داشت، گفتم مهم نیست ولی مهم بود، گفتم فراموش میکنم ولی موند، گفتم عادت میکنم ولی هر بار یادم افتاد یه چیزی توی دلم شکست. گفتم انتظار نداشتم، دروغ گفتم؛ اتفاقاً خیلی انتظار داشتم، فقط دیگه دلم نمیخواست بابتش چیزی بگم.
1 891
من هیچوقت کسی رو مجبور نکردم که منو انتخاب کنه، اگر فکر میکنی میتونی کسی بهتر از من پیدا کنی، پس انجامش بده. من ازت نمیخوام برگردی. زندگی کوتاه تر از اونه که آدم به کسی وابسته شه که نمیخواد بمونه. من به آزادی اعتقاد دارم؛ آزادی که در اون احساسات واقعی هستند. اگر میخوای بمونی، پس بمون. به خاطر این که قلبت بهت میگه اینجا جاییه که بهش تعلق داری، نه به خاطر این که من بهت گفتم بمونی. من میخوام یک انتخاب باشم، نه یک گزینه ی دم دستی. من لیاقت کسی رو دارم که ارزش من رو بدونه. کسی که بفهمه من چه چیزی به زندگیش اضافه کردم. من کسی رو نمیخوام که از ترس تنها بودن خودش یا از روی عادت با من باشه. من کسی رو میخوام که بمونه به خاطر این که نمیتونه زندگی رو بدون من تصور کنه. راه رفتن همیشه بازه. تو آزادی هرموقه که خواستی بری. پس هرموقه فکر کردی خوشحالی یه جای دیگه منتظرته، من سد راه تو نمیشم. و در این بین، من ادامه خواهم داد.
1 891
اگه بودن با کسی
تو رو کوچیکتر، مضطربتر و مرددتر از قبل میکنه، اون رابطه ارزش ادامه دادن نداره.
زمان، احساس و قلبت رو جایی خرج کن که بعدش، خودت رو دوستداشتنیتر، امنتر و قویتر حس کنی.
1 891
گفت خب ایراد تو چیست؟ گفتم زیاد فکر میکنم، خیلی، بینهایت، به هر چیز مسخرهای بارها و بارها، مخصوصا اگر برایم زیاد اهمیت داشته باشد، درون خود میریزم و بدتر از همه نمیتوانم هیچکدام از اینها را بگویم، و در نهایت میدانم همین نابودم میکند.
1 891
بدترین بلایی که اضطراب سرت میاره میدونی چیه؟
زندگی کردن با اتفاقی که هنوز نیفتاده.
صبح که بیدار میشی، ذهنت هزاران بار اتفاقای بد رو مرور میکنه.
هنوز چیزی نشده؛ اما تو خسته ای، ترسیدی و آماده دفاعی.
1 891
من هیچوقت کم نذاشتم، تو زندگی شخصیم، رفاقتم، خانوادهام، کسی که دوستش دارم، من همیشه تلاشم رو کردم که بهترین باشم، برای دوستام و کسایی که دوستشون دارم و حتی غریبهای که ازم کمک خواسته، من خیالم راحته، پس اگه کسی رو جایی رها کردم یا رفتارم باهاش تغییر کرد، نتیجه کارای خودشه.
1 891
اما امیدارم هیچوقت بی حوصلگی رو تجربه نکنید؛
بیحوصله برای کاراتون، بیحوصله برای حرف زدن، بیحوصله برای خوابیدن، بیحوصله برای غذا خوردن ،بیحوصله برای رفتن، حتی بیحوصله برای موندن.
1 891
باور کنید آدما میدونن چی میگن، چیکار میکنن. میدونن کِی باید حرف بزنن، کِی سکوت کنن، میدونن کدوم حرف قراره دل کسی رو بشکنه، کدوم رفتار قراره یه آدم رو ازشون دور کنه. فقط بعضی وقتا ترجیح میدن ندونستن رو بازی کنن؛ چون پذیرفتنِ اشتباه، سختتر از تکرار کردنشه. پس هر چیزی که از کسی میبینید رو پای «نفهمیدن» نذارید. بعضیا خیلی خوب میفهمن، فقط براشون مهم نیست که شما چه حسی پیدا میکنید.
1 891
شما فكر میكنين آدما يهويی میرن، یهویی تغییر میکنن، ولی اشتباه میكنين.
آدما هی منتظر میمونن بفهمين، ببينين، انجام بدين، و تو اين مسير هربار كه نمیفهمين، نمیبينين، انجام نمیدين يه قدم میرن عقب و وقتی ديگه همه چی خيلی دور و كوچيك شد روشونو برمیگردونن و برای هميشه میرن.
1 891
من آدم نرفتنم،
همیشه تلاش میکنم تا آخرین ذرهی احساسم پای آدما بمونم ولی وقتی دلسرد شدم، آتیشمم بزنن دیگه اون آدمی که برای خوشحالیشون هر کاری میکرد نمیشم.
1 891
یکم دقت کردم و دیدم اخیراً همش توی شرایط اضطراریام؛ هی یه چیزی هست که باید حلش کنم، یه چیزی که باید بهش برسم، یه چیزی که نباید ازش جا بمونم. انگار حتی وقتی هیچ اتفاقی نیفتاده، مغزم دنبال یه آتیشه که خاموشش کنه. لعنت به این همیشه آمادهباش بودن. دلم یه مدت طولانی فقط یه زندگی معمولی میخواد؛ بدون اینکه هر روز حس کنم باید چیزی رو نجات بدم.
