fa
Feedback
یادداشت های یک دیوانه

یادداشت های یک دیوانه

رفتن به کانال در Telegram

بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
222
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
دغدغه‌اش فردا بود. شب مرد.

بهترین روزا تموم شده فکر کنم.

رو میکنم به آینه ، من جای آینه میشکنم.

ترک کردن جایی که هیچ تعلقی به آنجا نداری یعنی پختگی فقط عاجز ها به ماندن اصرار میکنند.

پیام ویدیو00:06

:))))))🫠
:))))))🫠

«شمس»
«شمس»

کاش این روزا بیوفته رو دور تند .

تورو دوس دارم مثل عطر شکوفه‌های سیب.

چه سود ازین سکوت؛ و اه ازین صبوری

مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری.

_من،من که تسلیم تو بودم  از چه جنگی زخم خوردی.  _با کی می جنگی عزیزم؟  من ببازم تو نبردی.

غذایم یخ کرد, می‌گیری که چه می‌گویم.

اوکی اوکی فقط یکم دیگه صبر داشته باش...💘💘💘