Eunoia | Sara Akbari
رفتن به کانال در Telegram
در هیچ واژه و نامی خلاصه نمیشوم! سارا... ام، آزرین، ماهین، لارنا، وناریس، آرلیا، مژان، نوال، آویسنا، نالین، سیریوس، هما، سارین، ژیار، ایریس سفید، انوش و... همه فقط توصیفم میکنند؛ اگر خواستی بدانی ام، مرا بخوان، با معنا و عمیق! #سارا_اکبری
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
620
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
مینویسم؛ تا آنچه در من ناتمام مانده راهی به تولد پیدا کند، تا نیمههای خاموشِ وجودم در کلمات کامل شوند.
مینویسم؛ تا خیال و واقعیت دست در دست هم بدهند و من در میانشان خودم را زندگی کنم.
مینویسم؛ تا اشکهایم شکل بگیرند، لبخندهایم معنا شوند و نالههایم به موسیقی بدل گردند.
مینویسم؛ تا زندگی هرچند کوتاه لحظهای در من اقامت کند و من، پژواکِ خودم باشم در جهانِ بیپاسخ.
مینویسم؛ تا هر جمله مرهمی باشد بر زخمی پنهان و هر واژه نوری باشد بر زخمی دیگر.
مینویسم؛ تا روحم، حتی در تاریکی، پرواز را فراموش نکند و با کلمات پُلی بسازم میانِ خودم و جهانی که گاهی مرا نمیبیند.
مینویسم؛ تا دردهایم رنگ بگیرند، از من فاصله بگیرند و امیدهایم در خطوط نفس بکشند مثل جوانههایی در دلِ زمستان.
مینویسم؛ تا سکوتِ درونم زبان بگیرد و خاطراتم بالشی شوند برای شبهای بیپناه.
مینویسم؛ چون نوشتن، هنرِ فریادهای بیصداست؛ هنرِ آنچه گفته نمیشود
اما عمیقتر شنیده میشود.
مینویسم؛ تا اوهام و پندارهایم در نظمی نرم و نجیب بنشینند و از جهانِ بیمرزِ خیال راهی به سوی حقیقت باز کنم.
