𝙔𝙖𝙥𝙍𝙤𝙤𝙢 ⋆˚꩜。
رفتن به کانال در Telegram
random shits of me deluluing over fictional shits 🐈⬛ @GetSomeCookiesBot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
229
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
229
ناولا mirror of infinite endings رو تموم کردم ،
بذارید یکم نظرم رو دربارهاش بهتون بگم .
اول چیزهایی که دربارهاش دوست داشتم رو میگم که یعنی جکس.
و بعدش هم جکس و جکس و جکس :)
جکس به عنوان شوهر اصلا در یک لول دیگه ای ناز و فوقالعاده و دوست داشتنی بود و لطفا اجازه بدید قربونش برم :)))
فضاسازی کتاب و فانتزی و حال و هواشم خیلی ناز بود ( خب قابل انتظارهم هست، استفانی توی نوشتن حال و هوای فانتزی و اون حس جادو ! خیلی کارش خوبه!! )
حضور لالا و کیاس هم حقیقتا دوست داشتنی و جالب بود.
مهم ترین نکتهای هم که کتاب رو برام ناز تر کرد صد البته حس نوستالژی طوری بود که باهاش داشتم :)
و اما کلیتش؟ خب مثلا نمیدونم فاز کتاب چی بو- یعنی نمیدونم این کتاب برای چی نوشته شده بود. فکر کنم استفانی دلش تنگ شده بود چه حسی داره از دست اونجلین حرص بخوریم تصمیم گرفت دوباره این حسو برامون زنده کنه ♡
تمام مدت حرص خوردم. البته که این بار جکس هم بی تقصیر نبود اما پسر مو طلاییمه دلم میخواد براش فرق بذارم-
در نهایت نهایتم بگم که ، در کل برام تجدید خاطره بامزهای بود و خب هرچی بیشتر از جکس درباره جکس و زندگی و قیافه و سیب و لباس ک قیافه جکس بخونم چه بهتر :))))
ولی ایا به نظر لازم بوده نوشتنش ؟ خیر.
برای داستان لالا و کیآس هم خیلی کنجکاوم و دوست دارم دربارشون بخونمممم :)
229
oh evengeline , you're living my dream life.
just concept of waking up with this jacks in a dreamy sweet little home.
229
راستش رو بخواید خسته هستم.
کاش زندگی فقط درباره کتاب خوندن و هوای بارونی و چای و شیرینی بود.
