fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝙔𝙖𝙥𝙍𝙤𝙤𝙢 ⋆˚꩜。

𝙔𝙖𝙥𝙍𝙤𝙤𝙢 ⋆˚꩜。

رفتن به کانال در Telegram

random shits of me deluluing over fictional shits 🐈‍⬛ @GetSomeCookiesBot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
228
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
الی ؛ پرستار تروما که یواشکی با یک masked man توی سوشال مدیا ابسسده و به طرز مشکوکی یهو اون مرد ماسکی یک شب سر از اتاقش در میاره ...
اولا همونطور که مشخصه ۵۰ درصد اول داستان خیلی برام دوست داشتنی و کمدی بود. واقعا کتابی که بتونه بخندونتم اندازه ادمی که بخندونتم دوست دارم =) شخصیت جاش واقعا مورد علاقم‌‌. این که اینقدر مضطرب بود و همزمان باهوش بود و باز همزمان یکم خجالتی بود و اینا همش برام بامزه بود. و مثل خیلیا دیگه هم نکته مثبت داستان برام خود کرکتر جاش بود 🦋 الی هم جز fmm هایی بود که رو مخم نمیرفت و واقعا باهاش اوکی بودم. سطح طنزش خوب بود ، الکی قهر نمیکرد ، منطقی فکر میکرد و ... حتی پلات کلی داستان و مدل چیدن کرکترها ، اینکه پدر جاش یک قاتل سریالی بود و به خاطرش به دردسر افتاده بود به خاطرش نمیتونست راحت زندگی کنه و همه اینا واقعا برام جالب و کنجکاو کننده بود
اما ؛
تا ۵۰ درصد اینا کتاب برام خیلی جذاب بود ولی بعد از اونجا به بعد یهو داستان رفت تو یک فاز خیلی عجیبی که نمیدونم حتی نمیتونم بگم خوشم نیومد ، بیشتر حوصله‌ام سر رفت.
بماند که واقعا برام بی منطق هم شد.
* اسپویلر : اگر نخوندید این پاراگراف پایینو اسکیپ کنید * جایی که اون مرتیکه کریپیه اومد خونه الی و قصد داشت بکشتش و بهش تجاوز کنه ، و خیلی جدی و یکهو به قتل رسید و افتاد مرد...آخه چرا. جوری برام این تیکه‌اش عجیب بود که با خودم فکر کردم واقعا یارو نمرده و بعد دیدم واقعا مرده و واقعا مثلا یک قتلی اتفاق افتاده و بعد از اونجا به بعد داستان یکهو برام امتیازش اومد پایین چون ... idk . هم خسته کننده شد حجم زیادیش هم دیگه با عقلم جور در نمیامد. اسپویل تموم شد *
خب. اما خب خوشحالم خوندمش‌ از زمانی که دارک رومنس خوندن رو شروع کردم یکی از کتاب‌های must readام بود و حس میکردم باید بخونمش چون یعنی چی همه خوندن جز من؟

از جایی که لایتس اوت تموم شد بیام یکم دربارش حرف بزنم 🐰

🌸 lights out by navessa allen 🤍 #review
+1
🌸 lights out by navessa allen 🤍 #review

Repost from Garden of books
خیلی ناراحتم که دیگه مثل قبلا نمیتونم کتاب بخونم نمیدونم چرا دیگه ذوق کتاب خوندن ندارم انگار ذوقم کور شده و مثل قبلا خوش نمیگذره:)

" خوشحالم به اون دستت که اسیب داشت ضربه نزدم " " آره بهتره دوتاشو از دست بدم تا یکیش "

" i'm batman "

جاش که اومده یک سیستم درست کرده به صورت خودکار با خانوم لاس بزنه و خودش در کنار خانومیش قهوه بخوره که خانومی نفهمه جاش و masked man یکین :)))) لیترلی تو گوشم به صورت " موهاهاها " خندید و نزدیک بود پاره شم وسط دفتر. 😏

ولی جوری که کسی ندید جونگ‌یو در واقع چقدر تنها بود و چی باعث شده بود تبدیل به همچین آدمی بشه 🤎🤎

🤎🤎 how much sorrow can i take ?

ری‌اکشن‌ها آپدیت شد 🩰

زبانم از زیبایی کاردن قاصره.

اما ؛ حرف زدن و نقد و تحلیل کردن کتاب‌ها >>>

اونم شبی که فردا باید صبح فرداش ۸ سر کار باشم yay. 🌟

جوری نامه اعمال نوشتم که خدا حفظم کنه :) از درس دانشگاه انقدر جدی نوت و نقد و تحلیل ورنداشته بودم.

🖤۴ جلد بعدی که چون مستقل ترن منم مستقل میگمشون ؛ black knight 🤎 ;
خب ببینید من واقعا ۹۰ درصد پلات‌ها رینارو دوست دارم و هربار کلی ذوقشونو میکنم اما شاید جز تنها کتاب‌هاییش بود که بعد خوندن پلاتش واقعا وات د فاک شدم و اصلا خوشم نیامد‌‌. خیلی...سریال ترکی وار بود و کاملا دوست داشتم از کتاب کات میخورد چون خیلی جدی با همه کتاب اوکی بود به جز خود پلات توییستش. نمیدونم دوستش نداشتم و یکی از دلایل که باهاش مشکل داشتم نوع کنار امدن کیمبرلی و زندر باهاش بود. خیلی ... انگار سرسری و ایزی ازش رد شدن و با یک " خب خداروشکر میتونیم رابطمون رو ادامه بدیم " از کنارش رد شدن. gurl. :) حالا تصور میکنیم همچین پلاتی وجود نداشته... زندگی زیباست. کیمبرلی نازه ، زندر پدرسگ و عوضیه ولی خوشگل پسره و نازه و رابطشون دوست داشتنی و بانمکه ( منهای اولش که زندر شلنگ عن رو باز کرد و گند زد به زندگی و روان نداشته کیمبرلی و بچه نازو برد تا اون دنیا برگردوند کثافت ) * yeah explain بانمک دریا جان * اره خلاصه. دوستشون داشتم‌‌. اینکه به وسواس روی خوردن و کم کردن وزن و این درگیری روانی اشاره داشت رو دوست داشتم چون برام قابل لمسه و از این مدل تروپ کم خونده بودم. این که زندر درگیر الکل بود و مشکل اینجا بود هم کم خونده بودم و اینم دوست داشتم؛ فکر کنم دلیلی که دوست داشتمشون این بود که حس میکردم دغدغه‌هاشون خیلی قابل لمسه. مثلا یک دختر ۱۷ ساله کاملا ممکنه درگیر وسواس رژیم بشه و یک پسر ۱۷ ساله تو همچین محیطی کاملا ممکنه درگیر الکل باشه. چیزی که برام توی کتاب‌های دیگش خیلی قابل لمس نبود ( برای من ! )
vicious prince 🌟;
نه تنها کتاب مورد علاقه‌ام از این مجموعه بلکه کتاب مورد علاقه‌ام از بین استریت‌های رینا تا الان !! من الیتز رو برای این کتاب خوندم و هیچ جوره ناامید نکرد ! عاشقش بود. من از صبح شروع کردم و بکوب تا ظهر گوش دادم و وسطش نفس نکشیدم و حتی خسته نشدم. عالی بود :) از موقع لگسی دلم میخواست راجع به رمینگتون بخونم و هستی گفت خب ویشس پرینس بخونی کار در میاد و yeeeeesss. رونن واقعا پسر دسته گل و پرنس عزیز منه. ناز :))) قشنگ کاردن اگر در سیاره زمین و بدون دم به دنیا میامد میشد رونن .( نپرسید چرا همین الان به ذهنم رسید و به نظرم درست هم هست. هم دختر باز بود هم الکل میخورد هم زیاد حرف میزد هم چون اینسکیور بود دهن لق بود و راز نگه نمیداشت و تروما کودکیم داشت و بله الردی بیش از ۵ دلیل اوردم پس حق با منه 🕺 ) تیل هم واقعااااا دوست داشتم ، عاشقش بودم. چه استایلش چه نوع رفتارش . ببینید کرکترهای مورالی گری همیشه مورد علاقمن و ۹۹ درصد کرکترهای ریناهم همینن رو کاغذ ولی این تیل یک جور دیگه برام مورالی گری بود. اگر یک هویت براش تعریف شده بود تا اخر همون رو پیش برد و تغییر نکرد. اگر یک عقیده داشت و اشتباه بود همونو تا اخر رفت و من خیلی دوست داشتم اینو. همین جزئیاته که کرکتر رو قابل لمس میکنه و تو درکش میکنی همراهش میشی و امتیاز کتاب برات ۵ میشه . رونن هم ذلیل تیل بود و بخاطرش عزت نفسش رو از دست میداد و oh i so love this. جوری که خانومی بی دلیل و با دلیل قهر میکرد و دور میشد و رونن توی چت خودش رو هلاک و بدبخت و ذلیل میکرد که گوه خوردم توروخدا من رو کنار اشغال‌ها رها نکن :)))))))))) یکم هم رونن من رو یاد پرستون میندازه الان که بهش فکر میکنم ~ همه چیشون رو دوست داشتم ، پلاتش رومنسش کرکترهاش همه چی.۵ five star for my five star boy 💥
ruthless empire 🖤 ;
راستش فکرش رو نمیکردم اما این کتاب برام least favorite بود تو کل مجموعه :( شایدم با جلد یک یکجا بودن ، not sure. اما مشکل اینجاست که تروپ‌های که مورد علاقه‌ام خیلی جدی کنارهم گذاشته شده بودن در کنار اون سبک از کرکترهایی که خوشم نمیاد و اینا کنارهم باعث میشد در کل حتی بهترین مدل نوشتارشم داشته باشه باز من لذت نبرم. میدونید چی میگم ؟ من از این پلات‌ها که خیلی یهو خواهر برادر میشن خوشم نمیاد از این یهو حامله شدن خارج از برنامه که اشتباه بود و سوگواری بعدش خوشم نمیاد. از مدل کر‌کتر سیلور که تو همه کتاب‌ها حالت badass داشت و تو کتاب خودش حتی سوییت هم بود خوشم نمیاد. گرل فدای سرت mean باش اصلا بابا. و از کر‌کتر cole هم که یهو فاز عوض میکرد و ایناهم ...nah. البته این که نرد بود و کتاب میخوند طبیعتا خوشم میاد اما نرد جوری که خوشم میاد نبود بازم * نردی که خوشم میاد : henry fuckin winter * مردی با بولدوزر اومد معنا و استاندارد نردی رو عوض کرد و باقی mm هارو بدبخت کرد. بله به تاپیک برگردیم ؛ میدونید چیشونو دوست داشتم ؟ دیت رفتنشون رو :) فکر این که رفتن فغانسه و تتو ست زدن خیلی بانمک و نازنازی بود و این که کول براش کتاب میخوند هم بامزه بود و thats it. باقی کتاب not my type. خیلیم جدی میدونم دلیل دوست نداشتنم بخاطر تروپاییش بود که اصلا تایپ من نبودن وگرنه خوب نوشته شده بود حتی نسبت به جلد صفر.
و در نهاااایتتتتت royal elite epilouge 🔪;
بنظرم جلدی بود که خیلی وجودش غیر ضروری بود. چرا؟ بذارید بگم. من جلدهایی که حالت اپیلاگ افتر استوری و اینا داره رو خیلی دوست دارم. کی دوست نداره بدونه کاپل مورد علاقش بعد این که اخرین بود کتابش رو بسته چیکار کردن و به کجا رسیدن ؟ اما خب اگر قرار بود همه زوج‌ها یک سرنوشت و یک ماجرا رو عینا داشته باشن اصلا چرا این جلد وجود داره ؟ مثلا " خواستگاری " و به صورت قطاری خواستگاری همشون نوشته شده بود " عروسی " باز قطاری عروسی همشون و تا انتها همین. خب اگر قراره چنین جلدی وجود داشته باشه چرا باید همین حالت تکرار بی نهایت وجود داشته باشه ؟ یک هیجانی یک اتفاقی یک پلات باحالی ، اگد فقط قرار بود بدونیم همشون خواستگاری عروسی ماه عسل و نینی رو پشت سر گذاشتن که از خود جلدهاشونم تقریبا متوجه شدیم .* برخی جمله‌ها حتی عینا تکرار بود * بهرحال ؛ نه جلد اخر رو منها جایی که نینیاشون وجود داشتن و بابا شده بودن دوست نداشتم 💥

یک چیزی در پرانتز بگم که ، ایدن و لاندن خیلی بهم شباهت داشتن . خوشم رو میکشم 🐰

👼 خب و حالا نظرم درباره هر کدوم از کتاب‌ها ؛
* نت‌هاتون رو اماده کنید مطالبم خیلی مهم و سرنوشت سازه*
cruel king 🧷;
ببینید ، این جلد صفر رو من واقعا دوست داشتم ؛ از چیزی که فکر میکردم حتی بیشتر خوشم اومد چون استرید و لیوای هیچ کدوم چندان کرکتر فیوم نیستن اما بازم روند کلی داستان و حتی کرکترهارو داخلش اوکی بود و خوشم میامد. اما در کللل یکم پلاتش و نوع چیدمان صحنه‌هاش مثلا قوی نبود یا منطق درستی پشتش نبود. مثلا بنظرم حتی پلات توییست این جلد هم اندازه باقی جلدها قوی نبود اما همچنان اوکی بود.
deviant king , steel princess , twisted kingdom 🕯️;
خب این سه جلد رو باهم نظر میدم چون دلم میخواد و چون داستان همشون ایدن و الساعه و معلومه که باید باهم نظر بدم ؛ ببینید السا میتونه least favorite کرکتر کل ریناورس باشه برام. ( با گلیندن مسابقه بده عسلم ) و ایدن جز تاپ فیورت mm هامه. لایک این اصلا نشونه خوبی نیست :)))) السا واقعا تمام مدت روانم رو ناراحت میکرد. ایدن هم کرکتر عوضی سایکوطوری داشت که فدای سرش پسر خوشگله دلش میخ-. ولی خب جدای از کرکتر این دوتا عزیز ، من پلاتش رو خیلی دوست داشتم. واقعا جز جلدهایی بود که پلاتش رو اومد تو جلد سوم گفت و دو جلد قبلی هی خواننده رو انگول میکرد و به چالش میکشید که بتونه حدس بزنه و من واقعا هیچ جوره نتونستم گره‌هاش رو باز کنم. و ببنید توی کتاب رومنس شما امادگیش رو ندارید که بخواید گره سخت باز کنید و همین جالب ترش میکنه :))) بماند از صحنه‌های رمانتیکی که توی لحظات غمگینشون و برای کنار امدن با غمشون کنارهم گذروندن، اینا یک دیت درست درمون باهم نرفتن :) بابا من دیت دوست دارم ایدن دست خانومو بگیر ببر ددر ددور دیگه عزیز دلم منظورت چیه 🙏 و این که اسمات بی دلیل و اینا خیلی زیاد داشتن خیلی. خیلی. قشنگ چپتری اینطوری شروع میشد که ایدن داره میاد سمتم میدونستم خب قراره اسپایس داشته باشیم. و من ادمی نیستم که با اسپایس مشکلی داشته باشم ، مشکل وقتیه که بی جا و بییش از حد باشه که به نظر من بود. و و و چیز دیگه‌ای که در موردش دوست نداشتم این بود که ۳۴۶۷ بار قطع و وصل شد رابطه‌اشون. این یک چیز سلیقه‌ایه تو کتاب‌ها ولی من واقعا از رابطه‌ای که چندبار کات شه و باز کامبک بخوره خوشم نمیاد چون قبولش ندارم اصلا. و به نظرم دلیل اصلی کات خوردن این بود که رینا تو جلد اول دستشون رو تو دست هم گذاشت و مجبور بود پایان هر جلد یدور دستشون رو از تو هم برداره که جلد بعدی دوباره تو دست هم بذاره - ( iykyk ) بهرحال. من از این کار هم چندان خوشم نمیاد. چون رینا توانایی بهتری داره برای این که بخواد جلدهارو بهم وصل کنه و یک رابطه و به هم رسیدن رو با اب و تاب‌تر توضیح بده. خلاصه‌اش کنم بنظرم نقطه قوت این سه جلد پلات خیلی جالبش که تو ۳ جلد پخشش کرد و خود ایدن بود.

باید بگم خوش به حال من که هنوز کل rinaverse رو برای خوندن دارم. 💅

👼 خب و حالا نظرم درباره هر کدوم از کتاب‌ها ؛
* نت‌هاتون رو اماده کنید مطالبم خیلی مهم و سرنوشت سازه*
cruel king 🧷;
ببینید ، این جلد صفر رو من واقعا دوست داشتم ؛ از چیزی که فکر میکردم حتی بیشتر خوشم اومد چون استرید و لیوای هیچ کدوم چندان کرکتر فیوم نیستن اما بازم روند کلی داستان و حتی کرکترهارو داخلش اوکی بود و خوشم میامد. اما در کللل یکم پلاتش و نوع چیدمان صحنه‌هاش مثلا قوی نبود یا منطق درستی پشتش نبود. مثلا بنظرم حتی پلات توییست این جلد هم اندازه باقی جلدها قوی نبود اما همچنان اوکی بود.
deviant king , steel princess , twisted kingdom 🕯️;
خب این سه جلد رو باهم نظر میدم چون دلم میخواد و چون داستان همشون ایدن و الساعه و معلومه که باید باهم نظر بدم ؛ ببینید السا میتونه least favorite کرکتر کل ریناورس باشه برام. ( با گلیندن مسابقه بده عسلم ) و ایدن جز تاپ فیورت mm هامه. لایک این اصلا نشونه خوبی نیست :)))) السا واقعا تمام مدت روانم رو ناراحت میکرد. ایدن هم کرکتر عوضی سایکوطوری داشت که فدای سرش پسر خوشگله دلش میخ-. ولی خب جدای از کرکتر این دوتا عزیز ، من پلاتش رو خیلی دوست داشتم. واقعا جز جلدهایی بود که پلاتش رو اومد تو جلد سوم گفت و دو جلد قبلی هی خواننده رو انگول میکرد و به چالش میکشید که بتونه حدس بزنه و من واقعا هیچ جوره نتونستم گره‌هاش رو باز کنم. و ببنید توی کتاب رومنس شما امادگیش رو ندارید که بخواید گره سخت باز کنید و همین جالب ترش میکنه :))) بماند از صحنه‌های رمانتیکی که توی لحظات غمگینشون و برای کنار امدن با غمشون کنارهم گذروندن، اینا یک دیت درست درمون باهم نرفتن :) بابا من دیت دوست دارم ایدن دست خانومو بگیر ببر ددر ددور دیگه عزیز دلم منظورت چیه 🙏 و این که اسمات بی دلیل و اینا خیلی زیاد داشتن خیلی. خیلی. قشنگ چپتری اینطوری شروع میشد که ایدن داره میاد سمتم میدونستم خب قراره اسپایس داشته باشیم. و من ادمی نیستم که با اسپایس مشکلی داشته باشم ، مشکل وقتیه که بی جا و بییش از حد باشه که به نظر من بود. و و و چیز دیگه‌ای که در موردش دوست نداشتم این بود که ۳۴۶۷ بار قطع و وصل شد رابطه‌اشون. این یک چیز سلیقه‌ایه تو کتاب‌ها ولی من واقعا از رابطه‌ای که چندبار کات شه و باز کامبک بخوره خوشم نمیاد چون قبولش ندارم اصلا. و به نظرم دلیل اصلی کات خوردن این بود که رینا تو جلد اول دستشون رو تو دست هم گذاشت و مجبور بود پایان هر جلد یدور دستشون رو از تو هم برداره که جلد بعدی دوباره تو دست هم بذاره - ( iykyk ) بهرحال. من از این کار هم چندان خوشم نمیاد. چون رینا توانایی بهتری داره برای این که بخواد جلدهارو بهم وصل کنه و یک رابطه و به هم رسیدن رو با اب و تاب‌تر توضیح بده. خلاصه‌اش کنم بنظرم نقطه قوت این سه جلد پلات خیلی جالبش که تو ۳ جلد پخشش کرد و خود ایدن بود.