fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝙺𝙰𝚁𝙴𝙽 🍁🍂

𝙺𝙰𝚁𝙴𝙽 🍁🍂

رفتن به کانال در Telegram

The pain or pleasure of what you do doesn't last, but the pride or shame does. Hidden chat : http://t.me/HidenChat_bot?start=2032277315

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
207
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
The World We Knew (Over and Over).m4a2.71 MB

photo content
+8

پیام صوتی00:25

Adagio.m4a2.70 MB

قصد دارم به عنوان اولین روزی که گذشته از 18 سالگیم به صورت دلی یک متن بنویسم و در آخر بابت لطف خیلی زیادی که بهم داشتین شب تولدم کلی ازتون تشکر کنم...💚💚
حقیقتا امسال طوری بود که نفهمیدم چطور یک سال گذشت ، انقدر اتفاقات مختلفی افتاد و تجربه کردیم که متاسفانه حجم اتفاقات بد خیلی زیاد بود و هنوز اثراتش روی زندگی کردنمون و روح و روانمون باقی مونده... و یک جورایی هم انگار یه مدت زمان طولانیی گذشت و از طرفی دیگه انگار توی یک چشم بهم زدنی یک سال از تولد 17 سالگیم گذشت . حقیقتا طرز دیدگاهم طی دو سه سال گذشته نسبت به 18 سالگی ، اصلا انتظار نداشتم که اینطوری به سمت این سن قدم بردارم و روزش به این شکل از سر برسه . و تا چند روز پیش ، کلی احساسات متنوعی رو تجربه کردم که برای اولین بار در زندگیم شدتشون از هر وقت دیگه ای بیشتر بود ، مثل احساس سنگینی به همراه اضطراب ، احساس ابهامی که کلی سوال ایجاد میکرد احساس این که به نقطه ای رسیدم که بار مسئولیت ها بیشتر از هر موقع دیگه حس میشه و هر تصمیم یک آینده متفاوتی رو رقم می‌تونه بزنه و میشه گفت تایم حساسی محسوب میشه. همه این ها در کنار هم شاید کمی آزار دهنده بودن و من رو کمی منزوی تر کردن . ولی از طرفی یک احساس خوشحالیی هم داشتم چون این فرصت رو داشتم که در هر حال 18 سال پیش پا روی این کره خاکی بزارم و الان در سنی هستم که میدونم توانایی این رو دارم که از فرصت ها به خوبی استفاده کنم. در کنار همه ی این ها وقتی به بازه زمانی یک تا سه سال گذشته خودم نگاه میکنم ، میتونم بگم که درد یا لذت خیلی از کار هایی که تا الان انجام دادم نمونده ، ولی در حال حاضر به مقدار قابل توجهی افتخار خودم نسبت به خودم وجود داره ، نسبت به کلی تصمیم و تلاشی که سعی کردم داشته باشم و خوشحالم که به خصوص در سال گذشته هرچند که اشتباهاتی داشتم ولی طرز خط فکری اکنونم رو تشکیل دادن و تونستم از ذره به ذره ی تجربیاتم در سال های گذشته درس بگیرم و با هر درد باز هم پاشم و ادامه بدم . دیدگاهم نسبت به خیلی چیز ها به شدت تغییر کرده به سمت خوب که شاید چندین ساعت بحث از زاویه دید فلسفی رو در بر بگیرن . و میتونم اعتراف کنم به مقداری به بلوغی که انتظارش رو داشتم نزدیک تر شدم . از همه ی اینها که بگذریم به مقدار خیلی زیادی شب تولدم سورپرایز شدم ، با اختلاف خیلی زیاد نسبت به هر سال تولدی که تا به حال داشتم تا الان ، واقعا کلی افراد عزیز به من به شدت خیلی زیادی لطف داشتن و با گفتن کلماتی خیلی زیبا و آرزو و امید های فوق‌العادشون من رو خوشحال کردن . به قدری خوشحال و ذوق زده شدم و هنوزم هستم که هر حس و حال بدی که این یک هفته گذشته منو در بر گرفته بود رو فراموش کردم ، حقیقتا زبونم واقعا از شدت لطفی که بهم همتون داشتین قاصره و از همه ی شما عزیزانی که به یادم بودید بی نهایت سپاسگزارم ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 امیدوارم همه ی آرزو و امید های قشنگی که بهم داشتید کاملا به صورت متقابل برای شماهم اتفاق بیفته و سر آخر از افرادی که لطف داشتن استارز گذاشتن و گیفت هدیه دادن ، و همچنین افرادی که انقدررر عزیز بودن که به عنوان یک بزرگ تر تجربیات خودشون رو در اختیارم قرار دادن سپاس گذارم امیدوارم بتونم این همه محبتی که داشتین رو جبران کنم ^^❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥
- کارن

Happy birthday to me🥰✅

Repost from N/a
به زبان ساده تر فلسفه کامو می‌گه جهان به طور ذاتی هیچ معنا و هدفی نداره و وقتی ما از دنیا دنبال معنا می‌گردیم و جوابی نمی‌گیریم، با پوچی روبرو می‌شیم. اما راه حل، فرار کردن یا خودکشی نیست؛ بلکه عصیان هست. یعنی ما با پذیرفتنِ این بی‌معنایی، باز هم با قدرت و آگاهی به زندگی ادامه بدیم، از لحظه‌ها لذت ببریم (احساسات زرد نه) و از طریق هنر و خلاقیت، علیه این پوچی مبارزه کنیم. در واقع، ما با پذیرفتنِ اینکه هیچ معنای از پیش تعیین‌شده‌ای نداریم، آزاد می‌شیم تا خودمون معنای زیباتری برای زندگی‌مون بسازیم، یا حتی اگر زیبا هم نشه آخر خودمون میدونیم چی به چیه، این عصیان مطابق با حرف هامون باشه نه نقاب و اجبار. و این از اول باهامون بوده حتی دورانی که نویسنده های ‌معاصر‌ وجود ‌نداشتند، در باستان در جنگ ها در تصمیم گیری های بزرگ رفته رفته فرق کرده؛ اما اینبار آگاهی این رو داریم که کنارمون هستند و باهاش زندگی‌ میکنیم.

Fantaisie-Impromptu - Op. 66 (Chopin).m4a5.60 MB

Repost from N/a
تاریک‌ترین شب‌ها همیشه آن‌هایی نیستند که خورشید غروب کرده؛ گاهی شب، از جایی شروع می‌شود که امید آرام‌آرام از دل آدم می‌رود. با این حال، حتی طولانی‌ترین شب هم محکوم است که روزی به صبح برسد.
⭐️

Repost from N/a
photo content

Serenade_No_13_for_Strings_in_G_Major,_K_525_Eine_Kleine_Nachtmusik.mp313.05 MB

"زمانی که میخواهیم به استدلال بپردازیم،"
بهترین انتخاب این است که با سوال کردن از خودمان آعاز کنیم. نویسنده یا شخص مقابل ما چه چیزی را میخواهد اثبات کند ؟ چه میخواهد بگوید ؟ نتیجه اصلی وی چیست ؟ جواب دادن به این سوالات ، مقتضی تفسیر ها و توضیحاتی در مورد آنهاست . در پاسخ به این سوالات ، ممکن است یک خواننده یا یک شنونده به چیزی برسد که از لحاظ منطقی طرز برداشت او با پاسخ خواننده یا شنونده ی دیگر کاملا متفاوت باشد .
( مهم ) :
در فرایند مقدمه چینی برای یک استدلال برای وصل کردن مرحله 1 به مرحله 3 معمولا یک واسطه ای نیاز داریم ، و آنچه که به دنبال آن هستیم ، چیزی همانند قانون انتقال پذیری در ریاضیات است که در فرمول بندی یک استدلال خوب بسیار با اهمیت است ، ( واژه‌ی«انتقالی» یا "Transitive" که از واژه‌ای لاتین سرچشمه می‌گیرد ، در اصل به معنای «به یک دیگر رسیدن» و بیانگر رابطه‌ای‌ است که می‌تواند میان اعضا و اجزای یک مجموعه خطی وجود داشته باشد ، گویی این عضو میانی ، همانند پلی و واسطه ای میان مقدمه‌ی اول و عضو آخر است .
به نمونه‌ی زیر توجه کنید :
ـ1. X ، همان Y است ـ2. وYهمان Z است بنابراین X هم ، همان Z خواهد بود
در اینجا متغیر Y نقش همان واژه‌ی انتقالی را دارد به عنوان یک پل ، واسطه یا رابط .
* بجز ( است ) ما میتوانیم با افعال دیگری پل های ارتباطی بسازیم برای نمونه :
اگر پیتر گوشت نمک‌سود خوک را می‌خورد و گوشت نمک‌سود خوک دارای سدیم است ، پس پیتر سدیم می‌خورد.
* اما تمام ترتیب ها و توالی های خطیِ به هم پیوسته ، انتقالی نیستند ، به عنوان نمونه :
پیتر ، مری را دوست دارد و مری ، هری را دوست دارد اما این دلیل بر آن نمیشود که پیتر هری را دوست داشته باشد .
*باید توانست زنجیره هایی که در استدلال انتقالی نیستند را تشخیص داد
•گونه های استدلال :
زمانی که شما به جست و جوی استدلال ها آغاز میکنید ، اولین چیزی که متوجه آن میشوید این هست که در حالت کلی ، دو گونه کاملا بنیادی و متفاوت از استدلال ها وجود دارد ؛
- استدلال قیاسی :
در علوم تجربی : از قبل فیزیک ، زیست شناسی ، روان شناسی، جامعه شناسی و.... ، معمولا با گونه ای از استدلال که « قیاس » نامیه میشود رو به رو خواهید شد . استدلال قیاسی زنجیره ای از دلایل است که تنها به نتیجه ای متحمل میرساند ، این بدین معناست که حتی اگر تمام مقدمه های قضیه صحیح باشند ، باز هم امکان دارد که نتیجه اشتباه باشد . ویژگی مهم استدلال قیاسی این است که صحیح بودن مقدمات ، صحیح بودن نتیجه را تضمین نمی‌کند . ممکن است ما صد درصد اطمینان داشته باشیم که صد سال گذشته در یک شهری در یک ماه مشخصی هر سال آن برف باریده است همیشه ، با این وجود نمی‌توانیم صد درصد با اطمینان بگوییم که امسال هم همینطور خواهد بود ، معمولا نتایج خود را ما مبتنی بر آمار و احتمال بیان پیش بینی و بیان میکنیم .
- استدلال استقرایی :
زنجیره ای از دلایل است که در آن ، صحیح بودن مقدمه ها ، صحیح بودن نتیجه را تضمین می‌کند ، بدین معناست که اگر تمام مقدمات استدلال صحیح باشند ، نتایج نیز باید صحیح باشد . بیشتر مواردی که ما را آنها رو به رو می‌شویم ، اندازه گیری های تجربی را به چالش می‌کشانند . در اینگونه موارد ما از استدلال استقرایی استفاده میکنیم .
* استدلال های قیاسی معمولا می‌توانند به استدلال استقرایی تبدیل شوند و همچنین استدلال های استقرایی به قیاسی
* اگر استدلال قیاسی در بخش نتیجه ، کاملا نامطمئن است ، استدلال استقرایی نیز به همان اندازه در مقدمه اول خود را تردید توأم است .
-Sharon M.kaye
Critical Thinking P3
...P4

توی شطرنج یه اصطلاحی هست که میگن : حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهم‌ تره..  توی زندگی هم همینه! خراب کردی؟ خب کردی… حالا ببین بعدش چی‌کار می‌کنی!

گر مرد رهی ، میان خون باید رفت وز پای فتاده ، سرنگون باید رفت تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
عطار

The Forsaken Waltz (Dark Version) Daniel Ciobanu.m4a2.70 MB

Franz Kafka Austrian and Czech writer (1883–1924) Overview : was a German-language Jewish Czech writer and novelist born in P
+1
Franz Kafka
Austrian and Czech writer (1883–1924)
Overview :
was a German-language Jewish Czech writer and novelist born in Prague, in the Austro-Hungarian Empire.Widely regarded as a major figure of 20th-century literature, his works fuse elements of realism and the fantastique, and typically feature isolated protagonists facing bizarre or surreal predicaments and incomprehensible bureaucratic powers. The term Kafkaesque has entered the lexicon to describe situations like those depicted in his writings. His best-known works include the novella The Metamorphosis (1915) and the novels The Trial (1925) and The Castle (1926). He is also celebrated for his brief fables and aphorisms, which frequently incorporated comedic elements alongside the darker themes of his longer works.[7][c] His work has widely influenced artists, philosophers, composers, filmmakers, literary historians, religious scholars, and cultural theorists.

Repost from N/a
کبک، کانادا 🇨🇦 پاییز، برگ و یک حس گرم و نوستالژیک. For:@Karenvitto

بخوام یه چیزی رو توی پرانتز بگم ، یک مفهوم مهم توی رشد و پیشرفت و استمرار داشتن، بدون این که خودت رو قضاوت یا سرزنش کنی ، اینه که بتونی با خودت صادق باشی، برای دیدن برآیند خودت ؛ وگرنه درگیر چرخه ای به اسم توهم رشد میشی... در همه حال صادق بودن با خودت حتی اگه دردناک باشه به شدت مهمه