Gُoth Islamophobe ِFemcels Sُociety.
رفتن به کانال در Telegram
307
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
Big sister advice:
سوتین نپوشید، مرتّب زینکپلاس بخورید و مردها رو کتک بزنید.
واقعاً #EmilyInParis برای مغزِ خاورمیانهایم یه تراپی بود. هنوز که هنوزه به سناریوهاش که فکر میکنم سلولهای مغزیم هشت نُه سال جوونتر میشن.
No way teenage me used to simp for this guy. He's ugly as fuck.
Repost from Nymphalidae🤎
❗️#مهدی_نظامی ، همهچی از عکس بالا مشخصه لطفا براش توییت بزنین چون هیچجا اسمشو منشن نکردن حتی توی توییتر.
#Mehdi_Nezami is reportedly at risk of having his right hand amputated by order of the Islamic Republic of Iran because of a tattoo bearing Reza Shah's signature. His life is also at risk. Punishing someone for their beliefs and a symbol on their own body is a blatant violation of human rights. We must be Mehdi's voice.
#IranMassacre #RezaShah
ریتوییت برای مهدی نظامیRepost from Nymphalidae🤎
به #ملیکا_عزیزی حکم اعدام فوری دادند و جانش در خطر است. ملیکا به زندان لاکان رشت منتقل شده بود و از حمایت خانواده برخوردار نیست.
🚨Urgent: #Melika_Azizi has reportedly been sentenced to immediate execution and her life is in danger. She is held in Lakan Prison, Rasht. Her family has abandoned her. Be her voice and don’t let the IRGC carry this out in silence.
#IranMassacre #StopExecutionsInIran
🚨Urgent: #Melika_Azizi, 18, has reportedly been sentenced to immediate execution and her life is in danger. Do not let the IRGC commit this crime in silence. Raise your voice now.
#IranMassacre #StopExecutionsInIranBeing absent, unavailable and completely off the radar is so addictive I see why introverts do it.
آره، خوشبختانه خودشون میشناسنم و درک میکنن و امنن. هیچوقت تو زندگیم از طرفِ دوستهام این نگرانیو نداشتم که فراموش یا ترک بشم. آدمای فوقالعاده و دوستای محشرین. ولی خب مشکل اینه که خودم احساسِ گناه میکنم و به اینکه در جوابِ اینهمه خوبیشون، تابستون که میشه براشون کَم میذارم آگاهم و شبانهروزی عذابم میده؛ و نگران میشم اونقدری که اونا برای من دوستای خوبین، من دوستِ خوبی نباشم.
https://t.me/GothFemcelsSociety/14171
کولین منم دقیقا همینطوری میشم تابستونها.
جوری از زندگی disconnect میشم و یهگوشهای خودم رو حبس میکنم که کمکم از زندگی اطرافیانم بدون هیچ تلاشی محو میشم.
و همیشه هم اینطوری بوده که با این محو شدن اونا هم یهویی محو میشن. و همیشه هم وقتی که شروع میکنم بهتر شدن و connect شدن با زندگی و محیط اطرافم اونا دیگه نیستن. و ارتباط دوباره باهاشون برقرار کردن سختتر از هر زمانی میشه!
دوست دارم تجربهی تورو از این قضیه بدونم؟ یعنی خب از قبل برای دوستات این جریان رو توضیحی میدی؟ یا خودشون ناخودآگاه درک میکنن؟
برای من همیشه اینطوری بوده که هیچکس درک نکرده وضعیتم رو و همیشه ترک شدم…
یعنی این ژانر از پیرمردها و پیرزنها بیارزشترین شکلِ حیاتن. یکعمرِ طولانی استفاده از منابع و امکانات بدونِ کوچیکترین نفعی برای خودشون یا اطرافیانشون. بدون حتّی ثانیهای فکر و تحلیل کردن، بدون تلاش برای آدمِ بهتر و جالبتری بودن، به ارمغان آوردنِ فقط یهچیز خوب برای جهانِ اطرافشون. کیری متولد میشن، کیری زندگی میکنن و تا روزِ مرگِ کیریشون هم دنیا رو با وجودشون کیریتر میکنن.
