fa
Feedback
مکتوباتِ زن آقا...☫

مکتوباتِ زن آقا...☫

رفتن به کانال در Telegram

زن‌آقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و این‌جا، حرف‌ها مکتوب می‌شوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
233
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
میگفت: "بزرگسالی اون‌جاست که بین شعله‌های گاز یکی رو بیش‌تر از بقیه دوست داری" دیدم راست میگه.

اینم رزقِ امشبمون؛ کوچیک، اما دل‌نشین..✨
اینم رزقِ امشبمون؛ کوچیک، اما دل‌نشین..✨

" خوشا به حال عبایی که در کشاکش باد ؛ گذاشته است سرش را فقط به شانهٔ تو " "یا صاحب الزمان"

به تنم درد فراق ِحرمت افتاده؛ هوس گرمی آغوش ضریحت دارم ....

ازدواج اینطوریه که: به نیتِ ۲ساعت مهمونی میاییم خونه‌ی بابام؛ اما ۲ روز می‌مونیم.

نجات‌دهنده در آینه نیست، نجات‌دهنده باید زودتر ظهور کنه.

مسیر پیاده روی جمکران و بارون>>>>>>

مسیر حرم تا جمکران؛ عمود ۳۱ در خدمتیم.

sticker.webp0.04 KB

هیچ وقت فکر نمیکردم؛ روزی برسه که بخاطر تموم شدنِ کارِ ماشین لباسشویی تا این موقع بیدار بمونم.

"اینک، برای نخستین‌بار، درطول تاریخ حیات بشر، آفتاب از غرب به شرق می‌آید... اینک خمینی می‌آید_ این چلچراغِ هزار شعله آزادی..." _بشارت‌نامه؛ نادر ابراهیمی

آقایِ خمینی؛ براندازایِ قبل و بعد شما سوء تفاهم بودن.

آن رؤیای فرسوده که روزی دوباره بر این خاک، زمام امور به دست حاکمانی بیفتد که در گره‌گاه‌های تاریخ یا راه گریز پیش گیرند یا به
آن رؤیای فرسوده که روزی دوباره بر این خاک، زمام امور به دست حاکمانی بیفتد که در گره‌گاه‌های تاریخ یا راه گریز پیش گیرند یا به سایه‌گاه‌ها پناه ببرند، چهل‌وهفت سال است که رنگ تعبیر ندیده و هرگز نخواهد دید. به کوری چشم حسودان و به روشنای نگاه همراهان؛ روح‌الله و خلفِ شایسته‌اش، همیشه در قلب میدان ایستاده‌اند و این ایستادن، روایتِ مداومِ فرداست.

کاش کودکان نمی‌مردند ای کاش موقتاً به آسمان‌ها برده می‌شدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانه‌شان برمی‌گشتند، و وقتی
کاش کودکان نمی‌مردند ای کاش موقتاً به آسمان‌ها برده می‌شدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانه‌شان برمی‌گشتند، و وقتی والدین با حیرت از آنها بپرسند کجا بودید؟ با خوشحالی بگویند: «داشتیم با ستاره‌ها بازی می‌کردیم!»

کاش موشک ایرانی بودم؛ متولد می‌شدم، به آسمان می‌رفتم و بر فراز ابرها، همدم ستارگان می‌شدم و عمرم را با ترکاندن آمریکا و اسرائیل به پایان می‌رساندم.

ام لیلا در خلوت هر معبر با باد صبا میگفت از موی علی اکبر..

:)))))))
:)))))))

بالا بلند بابا؛ گیسو کمند بابا...

نجات دهنده فقط؛ دعایِ کمیل.