سبز خواهم شد.🌱
رفتن به کانال در Telegram
t.me/HidenChat_Bot?start=5643257518 کمی سبز تر، کمی آرام تر
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
134
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-587 روز
-5830 روز
آرشیو پست ها
کاش یه سریا بفهمن هرچقدر هم که آروم حرف بزنن وقتی درباره من باشه میفهمم..
و اونموقع ست که ممکنه تا صبح خوابم نبره
Repost from قشاع.
از سرزنش خودم بابت هر چیز کوچیکی خسته شدم بسه دیگه واقعا.
حتی بابت چیزایی که در واقع تقصیر من نیس یا بخش کمی ازش تقصیر منه جوری یقهی خودمو میگیرم که تا مرز خفگی پیش برم.
Repost from سبز.
آدم توی اعصاب خوردیهاش، چهار تا داد میزنه، در اتاق رو محکم میکوبه به هم، ولی بازم گوشش به دره، که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده. آدم همیشه نیاز داره یکی نگاهش کنه از بیرون، که بفهمه درون دلش چه خبره، اگر این نبود که در رو محکم نمیبست. میبست؟
«وقتی كه همه مرا به كوبيدن درهايى كه مىبستم مىشناختند،
من براى آرام بسته شدن در خانهى تو
دستم را لاى در گذاشتم.
در نامهای خطاب به او نوشتم: خوبم، یعنی تو فکر کن که من خوبم. اگر قرار باشد همهچیز را برایت شرح دهم تا صبح اشک خواهی ریخت.
Repost from سبز.
یک هزارم این استرس و فشار و غم به کوه وارد میشد، فرو میپاشید اما بنده سگجون و امیدوار و ادامه دهنده هستم.
Repost from TADA
از دست دادن آدمای عزیز زندگیت، یکی از سختترین تجربههای ممکنه؛ دردی که هیچ وقت از بین نمیره و فقط یاد میگیری چطور باهاش زندگی کنی.
امروز چهلمین روز شهادت هموطن هامونه. مهم نیست اونایی که اونجا بودن چه طرز فکری داشتن یا حتی فقط یه عابر ساده بودن...؛ همین که ایرانی بودن و به خاطر مسائل داخلی جونشون رو از دست دادن، خیلی تلخ و دردناکه. از ته دل آرزو میکنم خدا به خانوادههاشون صبر و آرامش بده و امیدوارم دیگه هیچ وقت شاهد همچین صحنههایی تو کشورمون نباشیم.
Repost from قشاع.
برای مدت طولانی قوی موندم و سعی کردم هیچی رو به روی خودم نیارم الان حس میکنم از پنج تا قاره گذشتم. اقیانوسها رو شنا کردم، خشکیها رو دویدم، تموم این مسیر جنگیدم، روزها و شبهای سنگینی رو از سر گذروندم و حالا، بخاطر یه اتفاق کوچیکی که در حالت عادی حتی مشکل حسابش نمیکنمم از پا دراومدم و دارم گریه میکنم.
+من واقعا از اینکه کسی رو از دست بدم میترسم.
-کی میترسه تو رو از دست بده؟
+نمیدونم..
