fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Blue daily

Blue daily

رفتن به کانال در Telegram

https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-cPD4U3eua1

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
364
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
The_Chainsmokers_Don_t_let_me_down_W_W_Remix_Slowed_Version.mp34.11 MB

Rihanna_Where_Have_You_Been_TikTok_Orchestra_Remix_adb4ac19_.mp33.82 MB

Turn_Your_Face_to_Fall_In_Love_Everything_is_Romantic_Toward.mp33.20 MB

فکر کنم فقط من نیستم که الان دارم با pms مبارزه میکنم

Cry_x_Sienna_Cigarettes_After_Sex_x_The_Marias_Mashup_by_Rewth.mp33.97 MB

پیام ویدیو00:49

دلم به حال اونی که ناشناس داد میسوزه شاید اگر pms نبودم با ملایمت تر بهش میریدم

برم بیرون سیگار فرضی بکشم

من میگم امروز چمه نگو pms م

photo content

sticker.webp0.06 KB

sticker.webp0.06 KB

sticker.webp0.15 KB

sticker.webp0.19 KB

شعر نوشتن همیشه حالم رو خوب میکنه

پروانه‌های قلب آبی من...🦋 پروانه‌ای در دلم می تپد، با نامی که در سایه‌ی رویاهایم صدایش میکنم. زخم‌هایم را می‌دوزم، با نخ‌هایی از خاطره، و از تمام دردهایی که از سر گذرانده‌ام، پیراهنی میسازم. آن را به دست باد می‌سپارم، تا زخم‌هایم را به سوی تو ببرد، تا شاید روزی دوباره لمسشان کنی، و از میان بخیه‌های خاموششان، حرف‌هایی را بشنوی که هرگز بر زبان نیاوردم. به من بگو... این چه دردی‌ است که پروانه‌ی قلبم را چنین بی‌قرار می‌کند؟ این چه احساسی‌ است که دلم می‌خواهد تمام زخم‌هایی را که با صبر دوخته‌ام، دوباره بشکافم، از میان تمام دردهایم باز شوم، و پروانه‌هایی را که سال‌ها در سینه‌ام پنهان کرده‌ام، آزاد کنم؟ می‌گویند گریه، مرهمی برای ترمیم زخم‌هاست. اما آنچه من نیاز دارم، نه اشک است، نه فراموشی... دست‌های توست، وقتی اشک‌هایم را پاک می‌کنی، وقتی میان تمام تردیدهایم آرام به من قول می‌دهی که دوباره به «ما» باور داشته باشی. به من بگو... عشق چیست که پروانه‌ی آبی‌ام را می‌رنجاند، اما هنوز امیدِ پرواز را از بال‌هایش نمی‌گیرد؟ چگونه می‌شود چیزی هم زخم باشد و هم مرهم؟ به من بگو، در قلب آبی من چه می‌بینی؟ آسمانی که از گریستن خسته شده؟ یا دریایی که هنوز در انتظار آرام گرفتن است؟ آیا پروانه‌هایم پیام مرا به دست تو رسانده‌اند؟ آیا وقتی بر شانه‌هایت نشستند، لرزش بال‌هایشان را احساس کردی؟ آیا دانستی که هر پروانه، تکه‌ای از قلب من بود که راهش را به سوی تو پیدا کرده است؟ به من بگو... از پروانه‌های قلبت برایم بگو، از زخم‌هایی که زیر بال‌هایشان پنهان کرده‌اند، از حرف‌هایی که هنوز جرئت پرواز ندارند. به من بگو، در پروانه‌های ما چه می‌بینی؟ آیا آن‌ها هم یکدیگر را از میان هزاران بال بازمی‌شناسند؟ آیا اگر روزی تمام بادها میانمان فاصله بیندازند، باز هم راهِ رسیدن به یکدیگر را به خاطر خواهند آورد؟

شاید بعضی چیز ها جایگزینی ندارن