_451
رفتن به کانال در Telegram
یه دفترِ بینقشه، با ردِ پاهای پراکنده Biology student swimmer https://t.me/HarfChatBot?start=4395ad6a790a
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
251
مشترکین
+124 ساعت
+87 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
251
مثل اینکه پارسال این موقع با دوستم تو کنسرت بودم لطفاً منو برگردونین به تابستون پارسال الان بدرد نخور شده
251
احتمالا شناگر حرفهای میشدم
مسابقه میدادم سفر میکردم، نصف عمرم توی استخر بود و نصف دیگه توی فرودگاه یه زندگی پر از هیجان و تجربههای عجیبغریب جوری که وقتی نگاه میکنم نگم فقط زنده موندم بگم زندگی کردم
251
البته اندازه ی فیلم طنز خندیدم به کارای دوستم ی جای فیلم تیراندازی میکردن بعد محکم منو میزد میگفت آنا خاک تو سرتتت بعد دستاشم یکجوری یخ کرده بود انگار واقعیه😂😂
251
+1
فیلمه یکجوری بود که هر چند ثانیه دوستم میزد تو سرم میگفت خاک تو سرت ببین پسررو بعد درس بخون باید شوتی سوار بشی یکی عاشقت شه از همه طرفم توسط کاپلا احاطه شده بودیم اوضاع خیطی بود😂😂😂
نه ولی جدی باحال بود من که خوشم اومد نسبت به ایرانی بودنش
251
تو زبان آلمانی نمیگن از زمانت درست استفاده کن به جاش میگن اگه دنبال پروانه ها باشی اونا ازت فرار میکنن ولی اگه یه باغ قشنگ درست کنی پروانه ها به سمتت میان اگه نیومدن
تو هنوزم ی باغ زیبا داری
