fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

تّشّدّیّدّ

تّشّدّیّدّ

رفتن به کانال در Telegram

یا پایه چو همّتم برافراز یا همّت من چو پایه کن پست

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
240
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
• این کدام شیوه‌ی تصور کردن است که انسانِ واپسین [نیچه] در آن سکنی می‌گزیند؟ انسان‌های واپسین چشمک می‌زنند. معنای این عبارت چیست؟ چشمک‌ زدن یعنی: پنهان-داشتن و محدود کردن سطح و بطن موضوعیِ تمام آن‌چه مطلقا معتبر و دارای اعتبار است. البته این محدودنمایی معهود و توافق‌شده، در نهایت بی‌نیاز از هماهنگی و توافق است و انسان هر چیز را با آن اعمال می‌کند و می‌سنجد. -معنای تفکر چیست؟: مارتین هایدگر، ترجمه‌ی فرهاد سلمانیان خیلی ممنونم آقای هایدگر. الان دیگر می‌دانم چشمک‌های شما به حرکات دست‌های هیتلر و چشمک‌های آن پیرمرد در مترو به حرکات پاهای من، از چه آب می‌خورد و به چه امیال و موضوعاتی می‌ریزد.

1|3 - Firth of Fifth (2007 Stereo Mix) - Genesis (320).mp321.96 MB

صبرم از دوست مفرمای و تعنت بگذار کاین بلایی‌ست که از طبع بشر می‌نرود -سعدی: غزل ۲۶۶

رفاقت‌ها و رابطه‌های دوستانه‌، همه مرا یاد یکی از شعرهای اخوان‌ثالث می‌اندازند:
غم دل با تو بگویم غار! بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟ نالنده پاسخ داد: «آری‌ نیست؟»

05 Dion - Only You Know.mp311.00 MB

شایستگی برخی آدم‌ها عبارت است از خوب نوشتن و برخی‌ دیگر از ننوشتن.
-ژان دو لا برویِر

نیکلاس شامفور که خودش را به‌طرز فجیعی کُشت، در متنی موجز از خود پرسیده بود که چرا چیزی نمی‌نویسد و منتشر نمی‌کند. از بین جواب‌های متعددش این‌ها را انتخاب کردم: • چون عموم مردم در سرحدّات سلیقه‌ی مزخرف و میل به بدنام‌کردن قرار دارند • چون هر قدر که وجهه‌ی ادبی‌ام رو به زوال می‌رود، خوشحال‌ترم • چون یادمان داده‌ند که وقتی از پنجره چشم به بیرون می‌اندازیم، امیدوار باشیم که میمون‌ها و رام‌کننده‌های خرس را در خیابان ببینیم • چون خوش ندارم کاری شبیه به ادبیات‌چی‌جماعت کنم که عینهو الاغ‌ها جفتک می‌اندازند و جلوی آخور خالی‌شان دعوا به‌پا می‌کنند • چون عموم مردم به موفقیت‌هایی علاقه‌مندند که درکی از آن‌ها ندارند -بارتلبی و شرکا: انریکه بیلا-ماتاس

Billy Idol - Love Don t Live Here Anymore.mp312.83 MB

• در نوشته‌یی که ژان ماری مولر برای یونسکو به رشته‌ی تحریر در آورده آمده است:
سخن گفتن، شالوده و ساختار جامعه‌پذیری است و اتفاقا وجه مشخصه‌ی آن [جامعه‌پذیری] مردود شمردن خشونت است.
اما اگر بیشتر بودن ظرفیت خشونت‌ورزی انسان در مقایسه با حیوانات، دقیقا به‌دلیل ناطق‌بودن آن‌ها باشد چه؟ همان‌گونه که هگل پیشاپیش به‌خوبی می‌دانست که نفس فروکاستن هر چیز به یک نماد‌، معادل مرگ و نابودی آن چیز است، و در دل خود آبستن خشونت است. زبان، امر نام‌گذاری‌شده را ساده می‌کند و آن را به یک ویژگی واحد فرو می‌کاهد. -همان

• این اصل درباره‌ی هر اعتراض سیاسی و غیرسیاسی نیز صادق است: وقتی کارگران نسبت به بهره‌کشی از خودشان اعتراض دارند، اعتراض‌ و نارضایتی‌شان به یک واقعیت ساده نیست. بلکه به تجربه‌یی است که از تنگنای واقعی خودشان دارند و از طریق زبان معنادار شده است. واقعیت به خودیِ خود، در هستیِ احمقانه‌ش هرگز غیر قابل تحمل نیست. این زبان و نمادتراشی زبان است که آن را غیر قابل تحمل می‌سازد. -خشونت: اسلاوی ژیژک، ترجمه‌ی علیرضا پاک‌نهاد

#خانم عزیز. شما بسیار‌ من را به‌خاطر‌ تلاش‌های صادقانه‌م پشیمان کردید. از تلاش‌های دروغینم بسی راضی‌ترم. گرچه، بابت یک چیز بسیار از شما متشکرم: من حالا می‌دانم چه‌طور یک اسمِ ساده، که با ارفاق هم معنای خاصّی ندارد، می‌تواند جزئی‌ترین و فشرده‌ترین مفاهیم را به ذهنم متبادر کند. نام تو، بیشتر از هر چیز دیگر عشق‌ را به من تحمیل کرده بود. به‌سلامتیِ نامِ میمون‌ت.

Whiskey_Moon_Face_So_Long_Arena_Sessions_fCU66XmmoBg_www_mp3tunes.m4a5.07 MB

Georges Bataille's poetry:

#خانم اجازه! یأس نسبت به امید بسیار تازه‌ترم نگه می‌دارد.

پنداری که معلّق. 🪄

بدجور جادومان کرد.

Blues Run The Game Jackson C. Frank.mp38.08 MB

بیدار می‌شوم وقتی که مشخص باشد مرز حمالی. که بدانم تحملی که می‌کنم از قوت‌و بلندای صبرم است یا از ضعف‌و کوتاهیِ طاقتم. این را از وقتی می‌دانم که خواستم قوی باشم تا بتوانم زمانِ طولانی‌تری ضعیف بمانم؛ چنین عشقِ مشتاق‌و مدافعی.

یکی پرسید ازو روزی دگربار که عارف کیست ای استاد اسرار‌؟ چنین گفت او که عارف ناتوانی که نارد تاب این دنیا زمانی یکی برجَست و گفت ای عالم‌افروز تو عارف را چنین گفتی فلان روز کنون امروز می‌گویی چنین تو تناقض می‌نهی در راه دین تو جوابی داد شبلی روشن آن روز که ای سائل نبودم من من آن روز ولی چون من منم امروز عاشق ازین بهتر جوابت نیست صادق هر آنکو یک جهت بیند جمالی نباشد دیدن او را کمالی بباید دید نیکی و بدی هم مقامات خودی و بی‌خودی هم ولی چون آن همه پیوسته بینی بد و نیکش همه در بسته بینی اگر بینی بدی نیکو بوَد آن برای آنکه آن از او بوَد آن ز معشوقت مبین عضوی بُریده به‌هم پیوسته بین چون اهلِ دیده ز یک عضوش مشو از دست زنهار که هفت اندام باید دید هموار که چون هم خانه و هم سقف بینی جهانی عشق بر خود وقف بینی   -الهی‌نامه: عطّار

+1
Sybreed – Love Like Blood.mp38.67 MB