Coconut diaries
رفتن به کانال در Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
261
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
مشکل من از زمانهای دور این بود که از حجاب حرف میزدی، یکی میگفت شما میخواین لخت شین! از نبود اینترنت آزاد میگی، میگن اونایی که کارشونه داشته باشن، دیگه اینستاگرام و یوتوب گشتن که ضروری نیست وقت تلف کردنه بقیه نمیخوان!
پدرسگ بیهمه چیز من اصلا هم میخوام لخت باشم هم کل وقتمو به بطالت بگذرونم! باید بابت همهچیزم تایید شما عقب افتادههای بوگندو رو بگیرم؟
گوشیم هرروز نوتیف میده که حال روزانهمو ثبت کنم. امروز مضطرب و غمگین و خشمگین و ناامید بودم. دیروز هم همینطور، روزهای قبلش هم همینطور. حال خوبی درکار نیست، بین بد و بدتر و بدترتر دست و پا میزنم.
Repost from رفرش
- یکشنبه ۲۸ دی
~ ادامه.
توی خبرها دیدم سرچ گوگل باز شده. [چهار نعل] مرورگر را باز کردم و فقط نوشتم «درخت». دیدم درخت را آورد. مسخره است که بابت این آدم خوشحال شود. اما آنقدر کلافگی کشیده بودم از وجود نداشتن که با همان سرچ کردن درخت خوشحال شدم. آن تب را بستم و خواستم چیز دیگری سرچ کنم و اینبار دیگر چیزی نیامد. باز هم همه چیز قطع بود. همین که میشد توی گوگل سرچ کرد را هم بعد از چند لحظه دوباره بستند. ما که میمیریم، بی آنکه جایی در تاریخ داشته باشیم؛ اما این زندگی که ناخواسته محکوم به آن شدیم، کراهتبارترین وضع انسان در تمام تاریخ است.
[ آن روزهای سیاه ] * وقتی اینها را مینوشتم، مثل امروز از حجم اتفاقات وحشتناک رخ داده باخبر نبودم. توی تاریکی و بیخبری و نبودن، فقط گذر کشدار زمان را تماشا میکردم.
Repost from رفرش
پدرم همیشه میگفت
به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داشته باش
اما من
به مرگ قبل از زندگی اعتقاد پیدا کردم
و هر روز میمیرم
بیآنکه زندگی کرده باشم.
Repost from و دیگر جوان نمیشوم
امتحان داشتن تو این حال و وضعیت با حال جسمی نامناسب باعث شده واقعا رو آخرین پله فروپاشی بلغزم.
تیرهام، تاریکم، ته چاهم، اضطرابم به اوج خودش رسیده، غمگینم، کدرم و نگران نگران نگران…
چگونه مرگ بفرسایدت؟ مگر تو تنی؟
تو جان خالصی و تا همیشه جان تازه است
چنان که ماتم تو کهنگی نمیگیرد
شرار کینه ما نیز همچنان تازه است
تعداد زیاده، انقدر زیاد که هر اسمی میشنوم تازگی داره و اسمی یادم نمیمونه… امروز با هر ویدیویی که دیدم چندبار اسمشون رو تکرار کردم که یادم بمونه… باید یادمون بمونه چه کسایی بودن و الان نیستن. نباید زندگی و خاطرات این آدمها توی یک عدد خلاصه بشه.
