fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

One Quiet Corner | کُنج

One Quiet Corner | کُنج

رفتن به کانال در Telegram

از گوشه‌وکنار تاریخ، هنر و معماری @lfatemehpl

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
228
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
▪️روزنامۀ تربیت، ربیع‌الاول سال ۱۳۱۷ هجری قمری، شمارۀ ۱۴۹، ص ۵۹۴ و ۵۹۵.
+1
▪️روزنامۀ تربیت، ربیع‌الاول سال ۱۳۱۷ هجری قمری، شمارۀ ۱۴۹، ص ۵۹۴ و ۵۹۵.

▪️حمام نگاره‌ای از منظومۀ مهر و مشتری عصار تبریزی مهر در حمامی در خوارزم مجموعۀ دیوید سملینگ، 76/2006
▪️حمام نگاره‌ای از منظومۀ مهر و مشتری عصار تبریزی مهر در حمامی در خوارزم مجموعۀ دیوید سملینگ، 76/2006

▪️انخفاض دارالخلافه به تاریخ ۱۵ شهر شوال المکرم ۱۲۶۹، از قریۀ فرحزاد که ازجمله قرای شمیران است، انخفاض شهر دارالخلافه را به ع
+1
▪️انخفاض دارالخلافه به تاریخ ۱۵ شهر شوال المکرم ۱۲۶۹، از قریۀ فرحزاد که ازجمله قرای شمیران است، انخفاض شهر دارالخلافه را به عمل سیاولیت(؟) معین نموده، سیصد و سی ذرع انحفاض داشت و چون بعد مابین موضعین معلوم بود، احتیاج به عمل ثانی و تغییر مکان نیفتاد. بدین طریق که اول خطی کشیده و یک درجه زاویه را بر آن خط کشیده تا به هر موضع که خواستیم و او را دو فرسخ اعتبار کرده و از سر آن خط، خطی کشیده، بر خط اول همان‌قدر انخفاض است، لیکن بالنسبه به بعد مابین الموضعین و چون بعد فرحزاد تا دارالخلافه دو فرسخ بود و آن خط که دو فرسخ فرض کرده بودیم سی و شش مساوی خط انخفاض بود؛ خط انخفاض را نسبت به او داده، سیصد و سی و سه ذرع انخفاض دارالخلافه شده. مجموعه (ملک: ۶۱۵۱): ۱۷۵-۱۷۶.

▪️ارزشیابی تعلیمات معماری بخش دوم: بررسی تعلیمات معماری در ایران باید رابطۀ دانشجوی معماری و دانشکده دگرگون شود. برشی از متن👇 [دربارۀ ایدۀ دفتر-دانشکده] دکتر فریدون آذری: در چارچوب وضعیت فعلی صحبت کنیم، بیانات مهندس سیحون در باب جدایی بین معماری مدرن و سنتی صحیح بود. این مسئله تقریباً با اختلافی جزئی در بیشتر ممالک وجود دارد. آموزش معماری در گذشته شکلی مطلوب داشته‌است. ارتباط مداوم شاگرد و استادش همواره بدان‌ها فرصت می‌داد که با هم بیندیشند، با هم کار کنند. حالا تا شاگرد مدرسۀ معماری فارغ‌التحصیل می‌شود، مدتی سرگردانست. بعد دفتری باز می‌کند یک تنه و گاهی با شریک میفتد به جان معماری معاصر و در خراب کردن گوشه‌ای از این معماری شرکت می‌جوید. ما آرشیتکت‌های خوبی داریم که قدرت تصور خوبی دارند، اما آن‌چه که نداریم هماهنگی طرح‌ها و اندیشه‌هاست. متد کار و برنامه وجود ندارد. باید مدرسه‌ای بسازیم که در آن شاگرد و دانشجو در کنار هم کار کنند. دفترهای معماری رایج را از بین ببریم و همچنین دانشکده را از شکل فعلیش باید خارج کنیم. چیزی به نام «دفتر-دانشکده» می‌تواند راه‌حل قضیه باشد. به این صورت که یک‌سری پروژه‌ها را که محتاج تحقیق و اجرای دقیقی است در اختیار این «دفتر-دانشکده» بگذاریم که دانشجو و استاد روی آن کار کنند. از طرفی دفترها باید استاندارد شود و چند دفتر در هم ادغام شوند و ضابطه‌ای برای این دفترها در کار باشد. بعد لزوماً سیستم پخش کار باید درست شود که نفوذ شخصی در گرفتن کارهای معماری در آن راهی نداشته باشد و این دفتر-دانشکده باید مرکز تحقیقات شود و در همین حال کارهای معماری از این کانال به طرح و عمل درآیند. مهندس اشراق: به دانشکده‌های معماری باید کار ارجاع شود، یعنی محیطی شود توأم با عمل. در این مرکز، طرح‌ها بررسی می‌شود، علاوه بر تجربه‌اندوزی، کار دسته‌جمعی تشویق خواهد شد و مبنایی برای آن‌چه که شما می‌گویید فراهم می‌آید. دانشجو به جای این‌که در دفتر این و آن کار کند، می‌تواند با حقوق کمتر در دفتر دانشکده کار کند. مهندس سیحون: دفتر-دانشکده در زمان تصدی من در دانشکدۀ هنرهای زیبا به وجود آمد، اما عده‌ای از مهندسین مشاور ناراحت بودند، فکر می‌کردند می‌خواهیم کار را از دست آن‌ها بگیریم. حقیقت این بود که می‌خواستیم دانشجو از نزدیک با مسائل معماری در تماس باشد و در عین حال بتواند از ثمرۀ کار خود زندگی کند. خواندن کل گفتگو

▪️ارزشیابی تعلیمات معماری بخش دوم: بررسی تعلیمات معماری در ایران باید رابطۀ دانشجوی معماری و دانشکده دگرگون شود. برشی از متن👇 [دربارۀ اشتغال اساتید معماری خارج از دانشگاه] سیحون: در سال ۱۳۳۷ قانونی گذشت که هرکس که آموزش معماری می‌دهد، حق ندارد کار معماری در خارج داشته باشد، قانون منع مداخلۀ کارمندان دولت را می‌گویم. بی‌شک تعلیم معماری مهم و مقدس است، اما استادی که کار معماری نکند، کارش چه نتیجه‌ای دارد. در واقع یک معمار غیرعامل به وجود می‌آید و تعلیماتش صرفاً جنبۀ تئوری دارد، او در مطالعاتش استناد به‌چیزهای ساخته‌شده به‌دست غیر می‌کند در حالی‌که بهتر بود به تجارب معماری خود استناد کند و از مشکلات و ظرایف تجربه‌های عملی خود برای شاگردانش بگوید. بعضی وقت‌ها که جلوی منزلم در دروس قدم می‌زنم، می‌بینم بعضی از این معماران جوان تصاویر چاپ‌شده در مجلات ایتالیایی، آمریکایی را عیناً در این محله به ساختمان بدل کرده‌اند. مثلاً کورنیشی که لوکوربوزیه با بتن مسلح درآورده این آمده با تیرآهن و آجر این‌جا ساخته؛ این‌هم یک چشمه از عملیات معماران جوان که زبان خارجه هم می‌دانند. دکتر حبیبی: مسئلۀ منع مداخلۀ از نظر کیفیت تدریس تأثیر منفی نداشت. مهندس سیحون: چرا آقا همان وقت بهترین معمارهای ما استعفا کردند و رفتند دنبال کارشان. دکتر حبیبی: این‌که استاد دانشگاه حق نداشته باشد کاری غیر از تدریس کند تأثیر زیادی در بدتر کردن معماری ایران نداشته‌است، اما جز این دو، راه‌حل سومی هم هست که مسئلۀ تحقیقات دانشکده‌های معماری را نیز بتواند در آغاز سامان بخشد و این راه مستلزم ارجاع طرح‌های شهرسازی، خانه‌سازی و بررسی‌هایی دیگر در زمینه‌های معماریست که می‌تواند در قالب آموزش دانشگاهی از بی‌ثمر شدن انرژی صدها دانشجو و ده‌ها معلم بر طرح‌های انجام‌ناپذیر جلوگیری کند. از طرفی استاد باید واجد قابلیت سازندگی باشد و چه بسا استادی که دفتر مهندسی دارد و این فقط باعث می‌شود که وقت تحقیق را هم از دست بدهد. بگذریم از آن سابقۀ بد که استادی ضمانتی برای کاریابی بود. آن‌چه که دانشکده در مجموع باید داشته‌ باشد، محیطی پویا و زنده برای تحقیق و کار است. دانشکده‌ها می‌توانند طرح‌های مهم دولتی یا بخش خصوصی را تقبل کنند و با کمک شاگردان و استادان آن را تهیه و اجرا کنند و بالطبع به این ترتیب محیط پرباری (از نظر آموزش و عمل) فراهم شده و کشور و مردم از آن بهره‌مند خواهد شد. خواندن کل گفتگو

▫️اطلاعات، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، ش ۱۳۴۱۶، ص ۹.
▫️اطلاعات، دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، ش ۱۳۴۱۶، ص ۹.

▫️اطلاعات، شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۴۹، ش ۱۳۴۱۵، ص ۱۶.
▫️اطلاعات، شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۴۹، ش ۱۳۴۱۵، ص ۱۶.

▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن
+7
▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن

▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن
+8
▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن

▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن
+7
▪️نماهایی از ایران عکاس: هانس مانک هانسن

از هانس مانک هانسن، که پیش از این مدارک طرح‌های او در ایران را اینجا بارگذاری کرده بودم، مجموعه‌ای عکس از ایران نیز به یادگار مانده‌است که مجموعهٔ دیوید سملینگ آن‌ها را به نمایش گذاشته‌است👇

▪️هانس مانک هانسن (۱۹۲۹-۲۰۲۱)
▪️هانس مانک هانسن (۱۹۲۹-۲۰۲۱)

سه زن در یک خانهٔ قدیمی در نهاوند با یک غاز و یک سگ زندگی می‌کنند. بزرگان این خانه که همه از حرمت خاصی نزد مردم برخوردار بودن
سه زن در یک خانهٔ قدیمی در نهاوند با یک غاز و یک سگ زندگی می‌کنند. بزرگان این خانه که همه از حرمت خاصی نزد مردم برخوردار بودند، یا از آن‌جا کوچ کرده به جاهای دیگر رفته‌اند و یا مرده‌اند. این سه زن میراث‌دار آن‌ها شده‌اند و کاری از دست آن‌ها برای ساختن و یا مرمت‌کردن این خانه بر نمی‌آید، آنها منتظر مرگ خود و این خانه نشسته‌اند... لینک تماشای مستند در فیلیمو

▪️خانه مستند این سه زن (۱۳۹۴)

▪️یادگارنویسی (۳) یادگاری‌ سیاحان خارجی در تخت‌جمشید از زبان لرد کرزن یادگاری‌های سفر- از کتیبۀ افتخارآمیز یادبود مزبور بیشتر جهانگردان به عقیدۀ من با احساس ملال و بیزاری به خط و اثر سیاحان اروپائی دوره‌های پیش که نام خود را بر دروازه و گاهی نیز بر پیکرۀ سنگی گاو یادگار گذاشته‌اند عطف توجه می‌نمایند. باید اذعان کنم که من اهل این قبیل کارهای احساساتی نیستم، ولی ساختمانی که به آن وضع یأس‌آور ویرانه است با چنین کاری از قدر و اعتبار آن چیزی نمی‌کاهد، بلکه به‌ نظر این جانب در اثر یادگاری‌های سیاحان نامی گذشته که گاهی با دست خود نوشته‌اند بیشتر جالب‌توجه می‌شود، همان کسانی ‌که همۀ مسافران طبقۀ هوشمند تخت‌جمشید خواه و ناخواه با نام ایشان به همان اندازۀ اسم خود خشایارشاه آشنا می‌باشند. افرادی که با نوشته‌های خویش ذهن هزاران نفر از هموطنان خود را که شاید هیچ‌گاه قدم به سرزمین ایران نمی‌گذاشته‌اند روشن و برخوردار ساخته‌اند. بنابراین بدون احساس خشم و بیزاری و بلکه با خشنودی سرشار بود که من در آن‌جا با حروف درشت نام جان ملکم نمایندۀ مختار را به تاریخ ۱۸۰۰ و سروان ویلیام کمپیل، سروان جی‌کول بروک، جی.بریجز و در زیر اسامی مزبور نام سر هارفرد جونز و به تاریخ ۱۸۰۹ جمیز موریه، ا.چ.ویلوک، تی.شریدن، جی.سوزرلند و سروان جان مک‌دونالد را به سال‌های ۱۸۰۸ و ۱۸۱۰ و ۱۸۲۶ دیدم. بر دیوار سمت راست نام استانلی، نیویورک هرالد و به سال ۱۸۷۰ گوبینو، تکسیه، لابوردونه، ف.لاگیش، به تاریخ ۱۸۴۰ سی.جی. ریچ ای. تایلر، ای. استورمن و ای. تود و همچنین اعضای هیأت نمایندگی ملکم در سفر دوم به سال ۱۸۱۰ که از جملۀ ایشان اچ.الیس، ستوان مونتایث، ستوان لیندزی و ستوان پوتینگر و اس. مانستی نمایندۀ اعزامی با همراهانش در سال ۱۸۰۴. قدیمی‌ترین نامی را که متوجه شدم به تاریخ ۱۷۰۴ بود. بین آن دوره و زمان اخیر باید اسامی کارستن نیبور، ۱۷۶۵ و دبلیو فرانکلین ۱۷۸۷ یاد شود. ▫️منبع: کرزن، جورج ناتانیل(۱۳۷۴)، ایران و قضیۀ ایران (ج۲)، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

▪️دواخانه دواخانۀ شفائیه جناب جلالت‌نصاب حذاقت مآب اعتضادالحکما دامت افاضة که از اطبای معروف و به حسن سلیقه و دقت در معالجه د
▪️دواخانه دواخانۀ شفائیه جناب جلالت‌نصاب حذاقت مآب اعتضادالحکما دامت افاضة که از اطبای معروف و به حسن سلیقه و دقت در معالجه در نزد اساتید عصر موصوف است. این اوقات دواخانۀ عمومی موسوم به شفائیه در خیابان چراغ‌گاز مقابل در کوچک مسجد آقای سراج‌الملک که نزدیک مطب خود جناب مؤسس محترم است دائر و از هر قبیل و همه قسم دواهای متدوالۀ لازمه در آن‌جا حاضر نموده و اغلب از بلاد فرنگ دواهای تازۀ بی‌غل و غش خواسته و دواخانۀ مفصلی آراسته و شخص امین بااطلاعی را که مدت‌ها در این فن اشتغال داشته به مباشرت این عمل گماشته و چون غرض مؤسس صرف جلب نفع نیست، بلکه عمدۀ مقصود آسایش نوع است، لهذا قیمت دواهای آن‌جا را مناسب و ارزان قرار داده و همه کس می‌تواند با کمال اطمینان به آن‌جا رجوع نماید. ▫️روزنامۀ ادب، اسفند ۱۳۲۲، سال سوم، شمارۀ ۴۱، ص ۳۲۲.

▪️کعبه موزۀ ملی آمستردام، AK-MAK-1543
▪️کعبه موزۀ ملی آمستردام، AK-MAK-1543

▪️زیره و تُو در کاشان قاعده است زیرزمینی که در داشته باشد او را تُو می‌گویند و زیرزمین بی‌در را زیره می‌گویند. مرحوم میرزا اب
▪️زیره و تُو در کاشان قاعده است زیرزمینی که در داشته باشد او را تُو می‌گویند و زیرزمین بی‌در را زیره می‌گویند. مرحوم میرزا ابوالحسن یغمای جندقی در این باب خوب گفته است؛ زیره بتقدیم المُعجمة علی المُهملة: ای شیخ زیره ای که بود خانۀ شما یارانش چند بر سر او گفتگو کنند آنش کند عمارت و اینش کند خراب هر یک تصرفی متخالف در او کنند هر میخ مدخلی که بکوبند اندر او تو برکشی و باز به عنفش فرو کنند مخروبه گه مزبلۀ خاص و عام بود رادان کجا تملک آن آرزو کنند دندان به دل فرو بر و قطع خلاف کن بگذار تا درش بگذارند و تُو کنند ▫️زنبیل یا جنگ (کتابخانۀ دانشگاه تهران: ۹۹۴۸): ۱۱۷.

▪️یادگارنویسی (۲) یادگاری‌ سیاحان خارجی در تخت‌جمشید از زبان جمیز موریه در زیر استخوان‌بندی نخستین ابوالهول، بسیاری از رهگذران و جهانگران نام خود را نقاشی یا کنده‌اند. در میان این نام‌ها ما نام لوبرن، ماندلسلو و نیبوهر را دیدیم. نیبوهر نام خود را با گچ قرمز نوشته و چنان است که انگار همین دیروز نوشته شده‌است. ▫️منبع: موریه، جمیز.(۱۳۸۶)، سفرنامۀ جمیز موریه (ج۱)، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران: انتشارات توس.