fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

One Quiet Corner | کُنج

One Quiet Corner | کُنج

رفتن به کانال در Telegram

از گوشه‌وکنار تاریخ، هنر و معماری @lfatemehpl

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
228
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
▪️نماهایی از ایران آلبوم سفر تحقیقاتی Elboursky
+9
▪️نماهایی از ایران آلبوم سفر تحقیقاتی Elboursky

◾️نماهایی از ایران از پروفسور Paul V. Serebriakov-Elboursky آلبومی شامل ۳۴ عکس و چند نقاشی آبرنگ از ایران برجای مانده‌‌است اس
◾️نماهایی از ایران از پروفسور Paul V. Serebriakov-Elboursky آلبومی شامل ۳۴ عکس و چند نقاشی آبرنگ از ایران برجای مانده‌‌است است. این آلبوم در جریان سفری تحقیقاتی در زمینهٔ جغرافیا، زمین‌شناسی و باستان‌شناسی به ایران در سال ۱۹۲۵ فراهم امده‌است و اکنون در کتابخانهٔ ملی فرانسه نگهداری می‌شود👇

▪️Paul V. Serebriakov-Elboursky
▪️Paul V. Serebriakov-Elboursky

به‌ نام خدا سلام دوستان عزیز از امروز فعالیت کانال دوباره آغاز می‌شود. مانا باشید🌱 ۱۴۰۵۳۱۷

مجلس قربانی سنمار.pdf2.98 MB

نعمان: راستی که هیچ ندارم سنمار-نشنیدی؟ نه زور-چون شاهان که وادارشان کنم نه وعده‌های بوالعجب- چون انبیای کنعانی- که فریبشان بدهم! پس آن‌چه گفتم را خوب بشنو؛ هیچ! و نیک دانی وقتی فقط هیچ دارم، یعنی که هیچ ندارم! سنمار: ولی من دارم. خورنق کوچکتری برای هر کدامشان! نعمان: تو راست نمی‌گویی سنمار! سنمار: جز راست گفتن چه راهی هست؟ نعمان: [خشمگین] طعنه به من؟ آن دیگری: به خود گفتم این خشم کسی است که مشتش وا شده! دیگری: هیچ بادبان بریده و دکل شکسته در باد بوده‌ای که عقل از سر ملاح می‌برد؟ نگو این سنمار بر زرورقی سرکش نشسته بود؛ که کف آن را خود به تبر می‌شکست! سنمار: بیایید ای شما، که از هم‌اکنون چشم به خورنقی دوخته‌اید که می‌شنوید نعمان خیال ساختن دارد؛ بیایید این خشت خام. بنگرید؛ بر آن نقشۀ خانه می‌کشم شما که در هر کارید، از آن بهر خود خانه کنید. هرکس درخت سدری برید برای خورنق، به پاداش، شاخه‌ها از خودش، برای سقف خانه‌اش! نعمان: [غران] تو شاخه‌های سدر مرا بذل می‌کنی! سنمار: بی‌ستون خورنق فرومی‌ریزد! نعمان: وای از چاهی که در آن افتادم! مجلس قربانی سنمار نوشتۀ بهرام بیضایی

▪️قصر نگاره‌ای از هفت پیکر نظامی صفت سنمار و ساختن قصر خورنق کتابخانۀ بریتانیا، O.r.6810
▪️قصر نگاره‌ای از هفت پیکر نظامی صفت سنمار و ساختن قصر خورنق کتابخانۀ بریتانیا، O.r.6810

▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی
+9
▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی

▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی
+9
▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی

▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی
+9
▪️نماهایی از ایران از کتاب ایران پل فیروزه (۱۹۷۵) عکاس: رولُف بنی

▪️کتاب ایران پل فیروزه (نسخه اصلی کتاب به زبان انگلیسی) شامل مجموعه عکس‌هایی از ایران و مقاله‌ای از سید حسین نصر و یادداشت‌هایی از میچل کراتیس ▫️عکاس: رولُف بنی سال انتشار کتاب: ۱۹۷۵

▪️ایران پل فیروزه (۱۹۷۵)👇
▪️ایران پل فیروزه (۱۹۷۵)👇

▪️سنگ‌نگاره سنگ‌تراشی‌های فرهاد (۲) نگاره‌ای از کلیات سعدی ای عاقل اگر پای به سنگیت برآید فرهاد بدانی که چرا سنگ بریده‌ست رحم
+1
▪️سنگ‌نگاره سنگ‌تراشی‌های فرهاد (۲) نگاره‌ای از کلیات سعدی ای عاقل اگر پای به سنگیت برآید فرهاد بدانی که چرا سنگ بریده‌ست رحمت نکند بر دل بیچاره فرهاد آنکس که سخن گفتن شیرین نشنیده‌ست مجموعۀ دیوید سملینگ، 59/2006

▪️عکس‌های شهر اصفهان در آرشیو پروژۀ سیاره ▫️مجموعۀ فردریک گادمر عکس‌ها: بخش چهارم

▪️عکس‌های شهر اصفهان در آرشیو پروژۀ سیاره ▫️مجموعۀ فردریک گادمر عکس‌ها: بخش سوم

▪️عکس‌های شهر اصفهان در آرشیو پروژۀ سیاره ▫️مجموعۀ فردریک گادمر عکس‌ها: بخش دوم

▪️اصفهان مدرسۀ مادر شاه تصاویر شهر اصفهان در آرشیو پروژۀ سیاره در سه فایل زیر آمده‌است 👇
+9
▪️اصفهان مدرسۀ مادر شاه تصاویر شهر اصفهان در آرشیو پروژۀ سیاره در سه فایل زیر آمده‌است 👇

▫️لطفعلی‌خان صورتگر شیرازی _ نقاش گل‌ها به‌قلم دکتر لطفعلی صورتگر استاد دانشگاه تهران تاریخ تولد جد من لطفعلی‌خان نقاش شیرازی مانند سایر هنرمندان ایرانی و اروپایی که در دوران گذشته می‌زیسته‌اند معلوم نیست و علت آن هم این‌ است که مردم دانشمند و هنرپیشه غالباً از میان طبقات بی‌استطاعت اقوام برمی‌خاسته‌اند و در آغاز حیات کسی به آن‌ها توجهی نداشته و روز ولادت آن‌ها را یادداشت نمی‌کرده و به آن اهمیتی نمی‌داده‌است. چنان‌که هنوز تاریخ ولادت بزرگانی مانند فردوسی و سعدی و حافظ درست معلوم نیست و محققین را به حدس و قیاس می‌اندازد. آن‌چه به‌طور یقین می‌توان در این مورد اظهار داشت این ‌است که پدرم رحمه‌الله علیه که در سال ۱۳۰۲ در سن پنجاه و چهار سالگی درگذشت، می‌گفت که محضر پدرش را که مردی کلان‌سال بوده و در حدود شصت و پنج سال داشته‌است درک نکرده و در کودکی یتیم شده‌است. با این حساب تاریخ ولادت لطفعلی‌خان نقاش شیرازی را می‌توان حدساً در حدود سال‌های ۱۱۸۰ و ۱۱۸۱ هجری شمسی دانست. اما حیات واقعی هنرمند از روزی آغاز می‌شود که ذوق و هنر وی آغاز تجلی می‌کند و به این ترتیب این نگارگر چابک‌دست و توانا از سن بیست و اند سالگی زندگانی هنری خویش را آغاز می‌کند که با معاش بسیار اندک ساخته و در خانۀ پدری خویش عزلت گزیده و اشتغال خاطر را به نقاشی پرداخته‌است. از حکایات کوچکی که دربارۀ او در خانوادۀ ما مشهور بود، یکی این است که این مرد موقر هفته‌ای یکبار عصرها پس از ادای فریضه از خانه بیرون می‌آمده و به بازار برای خرید رنگ‌های نقاشی میرفته و بازمی‌گشته‌است. داستان دیگر این است که در اوایل جوانی تصاویری برای شاهنامۀ استاد بزرگ طوس ساخته که هرچند از نازک‌کاری‌های ویژۀ خود او بوده‌است، ولی رستم و اسفندیار و دیگر پهلوانان دورۀ افسانۀ ایران نه‌مانند پهلوانان سطبرباز و خشن و درشت استخوان، بلکه مانند جوانان عشرت‌طلب و میگسار با ابروان مقوس و لب‌باریک و زلف شانه کرده ترسیم نموده‌است و یکی از ایلخانی‌های قشقایی برای این‌که وی را به قیافه و قد و قامت مردم کوه‌نورد و چادرنشین آشنا کند، وی را به مدت یک سال با خود به سفر برده و پس از مراجعت برای شاهنامه تصویری ساخته‌است که چندان از تصوری که ایرانیان در ذهن خود برای رستم و سهراب و اسفندیار و گودرز دارند خارج نیست! اما اهمیت کارهای لطفعلی‌خان در ترسیم گل‌ و بوته است و مخصوصاً در ترسیم گل سرخ و شکوفۀ سیب و سوسن ( که در تهران به غلط به گل زنبق مشهور است) و گل دورنگ مهارتی معجزه‌آسا دارد که می‌توان لطافت و شفافی و انحناهای برگ‌ها را در کارهای او مشاهده کرد. طرز کار این مرد هنرمند این‌طور بوده‌است که شاخه گلی را از گلستان چیده و در اطاق پیش روی خویش می‌نهاده و به اصطلاح از روی طبیعت نقاشی می‌کرده‌است. در مرقع‌ها و جلدهای کلام‌الله مجید و قلمدان‌های کار او که امروز در خانواده‌ها موجود است، این توجه به طبیعت را به خوبی می‌توان تماشا کرد، هرچند به رسم نقاشان روزگار خویش به مناظر و مرایا و تناسب ساقه و کندۀ درخت و شکوفه و گل آن اهمیتی نمی‌داده‌است. در تصاویری که از زن و مرد به قلم سحار وی پرداخته‌شده‌است نیز این حالت موجود است، چنان‌که زنان همه دارای چشم‌های سیاه و درشت و بینی باریک و دهان بسیار کوچک و صورتی گرد و ماه‌مانند هستند و کمرشان بیش از اندازه باریک است. لطفعلی‌خان تصاویر و سایر نقاشی‌های خود را با خط طغرا امضا می‌کرده‌است و کمتر با نستعلیق صفحه‌ای را رقم کرده‌است. در موقعی که آثار او را در موزۀ ارمیتاژ لنینگراد زیارت می‌کردم، دیدم با قلمو در گوشۀ دست‌چپ نوشته‌است: «برای فرزندم علی (منظور پدر من است) ساخته شده که زینهار گرد هنر نگردد، زیرا مایۀ خواری و ناداری او خواهد بود.» جای خوشوقتی است که او خود به گفتۀ خویش نگروید و تا پایان زندگانی کلک مویین را از دست نداد و صفحاتی بسیار زیبا که نمونۀ کمال هنرمندی است از وی به یادگار ماند و صفحه‌ای از تاریخ هنر ایرانی را به نام خویش اختصاص داد. تهران ۲۳ خرداد مجلۀ نقش‌ونگار، بهار ۱۳۳۶، ص ۲۵.

▪️لطفعلی صورتگر شیرازی از نقاشان صاحب‌سبک دوران قاجار است که در اجرای نقش گل‌ و بوته تبحر خاصی داشته و از نقوش کشیده شده به دست او بر دیوار تالار خانۀ قوام‌الدوله (خانه‌ای که فعلاً در اختیار ایکوموس است) و همینطور سقف ایوان نارنجستان قوام شیراز آثاری ارزنده برجای مانده‌است. از زندگانی وی اطلاعات محدودی در دست است و شاید موثق‌ترین و مفصل‌ترین زندگی‌نامۀ موجود از این هنرمند متنی است که نوۀ هم‌نام او، لطفعلی صورتگر شیرازی نوشته است‌. دکتر صورتگر، مترجم و استاد دانشگاه و صاحب مجلۀ سپیده‌دم شیراز، در این نوشته با قلمی روان و لحنی صمیمی از جد خود یاد می‌کند که خواندنش خالی از لطف نیست. این نوشته برای مجلۀ نقش و نگار در سال ۱۳۳۶ تهیه شده که گویا دسترسی به آرشیو آن مجله محدود است و از این جهت متن کامل را این‌جا می‌گذارم👇

▫️جغرافیای ایران (۲) در احوال آثار قدیمۀ ایران در میان خرابه‌های ری مقدار زیادی از خشت‌های تخته و سنگ‌های تراشیده موجود است که آن‌ها را دهقانان و ارباب زراعت در اثنای زمین کندن از خاک به درمی‌آورند و در مقابل مبلغی بسیار به معماران شهر طهران می‌فروشند.