Hypnos
رفتن به کانال در Telegram
شاید تنها یک سکوت بس بود …..
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
185
مشترکین
-224 ساعت
-137 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
185
عاشقی بر کشتیی آمد به بحر
با معشوقی چو مه رخشان چو قمر
باد تند آمد، کشتی شد به موج
هر کسی مینالید از بیم و اوج
معشوق ترسان شد و لرزان چو بید
عاشق به خنده بدو گفت ای امید
گفت اگر این کشتی امروز غرق شود
تو چه خواهی کرد ای جان و بود؟
گفت ای عاشق اگر من غرق شوم
جانم از تن جدا گردد به نوم
عاشق بخندید و گفت ای نگار
گر کشتی شود غرق، منم زنهار
تن من سپر جان تو باد ای حبیب
جانم فدای تو، به دریای غریب
تو چو کشتی بر سر آب ای صنم
من چو دریا گشتهام در همدمم
گر چه دریا موج بر کشتی زند
لیک بر عشقت دل من میتند
_مولانا
