نمیدانم،
رفتن به کانال در Telegram
اینجا قطعهایست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیریست؛ بیتسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
217
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
217
آقای سوسک گفت: «میبینی زندگی چقدر غریب و ملالزده شده است؟ هر که را مینگریم در ورطهٔ یأس فرورفته.» گفتم: «آره خب، این حجم از فلاکت و بگایی ممتد، بیتردید چنین تقدیری را بر آدمی تحمیل میکند.» سیگارم را از جیبِ شلوارکم بیرون آوردم، یکی روشن کردم و میانِ کامها و دودها، در گفتار، تأملات آقای سوسک و صدای بمب ها مستغرق شدم.
217
آقای سوسک بر فراز بام، بر موزاییکها لمیده بود. یک سیگاری از ماریجوانا را تا واپسین ذرهاش کشیده بود، تَهش را در آغوش گرفته و به افقِ آسمان خیره مانده بود. گفت: صدای جنگندهها را شنیدی؟ گفتم: آری. گفت: بیا چند کام بگیر و برای لحظاتی چنین وانمود کنیم که این موشکها، ستارگانِ سرگردان آسمانِ ما هستند.
217
Repost from N/a
باید آنچه را که هستم بپذیرید؛ زیرا من مثل بعضی ها کسی را ندارم که از آسمان برایم متن آماده نازل کند تا برای شما دیکته کنم. من اینجا در تنهایی با ذهنم درگیرم تا کسشعر تفت بدهم.
217
اینجا جای این مباحث نیست. باید دوستان را برای مواجهه با آینده آماده کنیم؛ باید به عواطفشان خلل وارد کنیم تا اعتمادشان نسبت به همگان فروبریزد. چرا هر بار از معنا فاصله میگیری و کس میگویی؟
