fa
Feedback
اݪ꯭ـھـ꯭دایـ꯭ة

اݪ꯭ـھـ꯭دایـ꯭ة

رفتن به کانال در Telegram

‌ "سـلام بر ڪسانی ڪە زیبایی‌شان در حیاء‌‌ و غیرتشان نھفتە اسـت."

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
221
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
Repost from Pezhvaak+
به‌ازای میلیون‌ها دنبال‌کننده هم حاضر به نشان‌دادن دشنام کافران به خدا و پیغمبرش نیستم، گرچه این با نیت پاسخ به شبهات باشد. آیا بدون نقل ناسزاگویی به مقدسات نمی‌توان به شبهات پاسخ داد؟ دست‌کم محبت و غیرت دینی را از کسانی بیاموزیم که سخنان فرد هتاک به فردوسی را سانسورشده پخش می‌کردند. علامه ابن تیمیّه (قدس الله روحه) نوشته است: «اسلام‌آوردن هزاران کافر هم به یک کلمه دشنام به پیغمبر ﷺ نمی‌ارزد!». (ابن تيمية، الصارم المسلول على شاتم الرسول، ص۵۰۵)

ابوالحسن فالی (رحمه الله تعالی - متوفای ۴۴۸ هـ) دچار تهیدستی شد؛ از این رو، نسخه‌ای از کتاب «الجمهرة» اثر ابن درید را به قیمت
ابوالحسن فالی (رحمه الله تعالی - متوفای ۴۴۸ هـ) دچار تهیدستی شد؛ از این رو، نسخه‌ای از کتاب «الجمهرة» اثر ابن درید را به قیمت پنج دینار فروخت. در برخی از مجلدات آن کتاب، یادداشتی به خطِ خودِ فالی یافتند که در آن [به صورت شعر] چنین نوشته بود: بیست سال با آن [کتاب] انس گرفتم و اکنون فروخته‌امش، و پس از این جدایی، طولانی شد اشتیاق و دلتنگی‌ام. هرگز گمان نمی‌کردم که روزی آن را بفروشم، حتی اگر بدهی‌هایم مرا تا ابد در زندان‌ها نگاه می‌داشت. اما به سبب ناتوانی، فقر و وجود فرزندانی خردسال [ناچار به فروش شدم]، که غم و اندوهِ من بر آنان جاری گشته است.» پس خریدارِ آن [کتاب] دل‌سوز شد و گفت: «اگر پیش از این [یادداشت] را دیده بودم، کتاب را به او باز می‌گرداندم!» اما فالی [تا آن زمان] از دنیا رفته بود .»
معجم الأدباء جلد ٤ ،صفحه ١٦٤٦ -منقول

میگه که :بخیل نباشین ، صلوات بفرستین.😍❤️

جزاک الله خیرا بخاطر این پست بسیار سودمند بود.

محمد بن سیرین (رحمه‌الله)، از بزرگان تابعین و شاگرد انس بن مالک، مقداری روغن به قیمت چهل هزار درهم خرید. در یکی از مَشک‌های آن، موشی مرده یافت. او گمان کرد که این موش هنگام فشردن (در معصره/کارگاه روغن‌گیری) داخل شده و در نتیجه ممکن است تمام آن روغن‌ها که در آن ظرف بزرگ با هم مخلوط بودند، آلوده شده باشند. به همین دلیل، از شدت ورع و پرهیزکاری، تصمیم گرفت تمام روغن را دور بریزد تا مبادا به دیگران بفروشد و آن‌ها را دچار ضرر یا حرام کند. نتیجه‌ی این کار، ورشکستگی و بدهی سنگین برای او شد؛ به‌گونه‌ای که نتوانست بدهی‌اش را بپردازد و به همین سبب زندانی شد. خودش در این باره می‌گفت: «إني ابتليت بذنب أذنبته منذ ثلاثين سنة» (من به خاطر گناهی که سی سال پیش مرتکب شده بودم، به این بلا دچار شدم)؛ اشاره به این‌که روزی مردی را به خاطر فقرش سرزنش کرده بود و آن را سبب این گرفتاری می‌دانست. تذکرة الحفاظ ذهبی (۱/۶۲)

دیروز داشتم شرح این مسئله فقهی رو میخوندم ، یاد داستان ورع و زهد محمد بن سیرین "رحمه‌الله" در این باره افتادم‌. و فایل صوتی‌ا
دیروز داشتم شرح این مسئله فقهی رو میخوندم ، یاد داستان ورع و زهد محمد بن سیرین "رحمه‌الله" در این باره افتادم‌. و فایل صوتی‌اش را قبلا در کانال بسیار مفید ستارگان هدایت گوش داده بودم.

هم اکنون روستای پدری "سرکل" بارانِ زیبای تابستانی 🥲😁

برای فرزندت چه چیزی به ارث می‌گذاری؟! کلیپ‌های اینستاگرام؟ سریال‌های ترکی و امثال آن؟ غیبت و زبان‌درازی و حسد و کینه‌توزی؟ ای
برای فرزندت چه چیزی به ارث می‌گذاری؟! کلیپ‌های اینستاگرام؟ سریال‌های ترکی و امثال آن؟ غیبت و زبان‌درازی و حسد و کینه‌توزی؟ ای زن، مشغول چه هستی؟ چرا ارزش خویش را کم می‌شماری، در حالی که یک امت به دست تو پرورش خواهد یافت؟ آن‌قدر بخوان و بیاموز که مجاهد و فاتح بعدی، و داعی و فقیه بعدی، در دامان تو بالنده شود. اگر چشمانت از خواندن ضعیف شود، اگر رنج بکشی، اگر از خواب بزنی، باکی نیست؛ تلاش کن که زنی پرورش‌دهنده باشی، نه زنی که دیگران ونااهلان او را می‌پرورانند.

غم و اندوه هیچ سودی برای دل ندارد، و محبوبترین چیز برای شیطان است. نه مطلوب است و نه مقصود و نه سودمند. پیامبر ﷺ از آن پناه برده: "اللهم إني أعوذ بك من الهم والحزن".
ابن القيم | مدارج السالكين ط: عطاءات العلم (١٦٩/٢)
✨@addorossamin | الدر الثمین

سکولار عرب، درباره‌ی زنان مسلمانی که در برمه و ترکستان شرقی سوزانده می‌شوند ، سکوت کرد؛ و درباره‌ی زنانی که در زندان‌های عراق و یمن مورد تجاوز قرار می‌گیرند، خاموش ماند ؛ و زبانش لال شد آنگاه که زنان قدس فریاد کمک سر می‌دادند؛ و ذره‌ای به زنان پاکدامن و عفیف شام اهمیت نداد، در حالی که آنان را به سلول‌های مرگ می‌بردند تا به دست اوباش گروه‌های اسد و ... و روسیه مورد تجاوز قرار گیرند. سپس از لانه‌اش همچون سوسمار بیرون می‌آید تا برایمان درباره‌ی زن در افغانستان سخن بگوید! به خدا سوگند دروغ گفتید؛ مشکل شما نه با زن است و نه با طالبان ، بلکه مشکل شما با خود اسلام است، با خدا و پیامبرش! -منقول

Repost from Pezhvaak+
«اختلاف در فهم یک نص، به این معنا نیست که آن نص معنایی ندارد... اگر دو نفر دربارۀ مالکیت کالایی اختلاف داشته باشند و هرکدام ادعا کند که نسبت‌به آن محق‌تر است، منطق سلیم می‌گوید که باید از هردو شاهد و برهان خواست، نه این‌که از وجود اختلاف نتیجه گرفت که مالکی وجود ندارد!» (فهد العجلان، التسليم للنص الشرعي والمعارضات الفكرية المعاصرة (الرياض: آفاق المعرفة، ١٤٤٤)، ٢١)

قال حذيفة بن اليمان - رضي الله عنه -: "إن الحَق ثقِيلٌ، وهُو مع ثِقلِهِ مرِيءٌ، وإن الباطِل خفِيفٌ، وهُو مع خِفّتِهِ وبِيءٌ، وترك الخطِيئةِ أيسرُ مِن طلبِ التّوْبة، ورُبّ شهوةِ ساعةٍ أورثت حُزنًا طوِيلًا". حذیفة بن یمان رضی‌الله‌عنه گفته است: حق سنگین است، ولی با وجود سنگینی‌اش گوارا؛ و باطل سبک است، ولی با وجود سبکی‌اش مسموم‌کننده. ترک گناه آسان‌تر از طلب توبه است، و بسا شهوت یک لحظه که اندوهی طولانی به‌جا می‌گذارد.
[الزهد، ابن مبارک، ۸۵۰]

بهترین یادگیری ، از دل استادی سختگیر بیرون می‌آید. از نظر این فرد حقیر ، فقه و بسیار از دروس شرعی دیگر را باید نزد استادی آموخت که سختگیر ، منضبط ، صریح و بی‌پرده باشد. استادی که در برابر کوچک‌ترین اشتباه ، شاگرد را تنبیه میکند و به خطایش آگاه می‌سازد. استادی که نسبت به تکالیف ، سخت‌گیر و حساس است ، تکالیف فراوان می‌دهد و آن‌قدر شاگرد را به تلاش و مراقبت وا می‌دارد که گاه ممکن است اشکش را درآورد. از نظر من ، چنین استادی ، دلسوزترین و پرمهرترین استادهاست‌. زیرا سختی‌اش از دلی نگران و مسئول برمی‌خیزد ، نه از بی‌مهری. چراکه آموختن علم شرعی باید با رنج و کوشش همراه باشد ، تا هرگز از یاد نرود و در جان شاگرد ریشه بدواند. و استادی که برای جایگاه علم و منزلت استادی خود ، این‌گونه حرمت قائل است و بر آن حساسیت می‌ورزد ، هم شاگرد را به تواضع بیشتر و احترام راستین در برابر علم و اهل علم رهنمون می‌سازد.

الشتيمةُ والوقيعةُ والتهجمُ عندَ النِّقاش، حيلةُ العاجِزِ وبضاعةُ المُفلس، فإنّ الرَّدَّ بمجردِ الشتمِ والتهويلِ لا يعجزُ عنه
الشتيمةُ والوقيعةُ والتهجمُ عندَ النِّقاش، حيلةُ العاجِزِ وبضاعةُ المُفلس، فإنّ الرَّدَّ بمجردِ الشتمِ والتهويلِ لا يعجزُ عنهُ أحد. ابنُ تيميّة رَحِمَهُ الله میفرماید: دشنام، بدگویی و پرخاش هنگام بحث، حیلهٔ ناتوان و سرمایه مفلس است؛ زیرا پاسخ‌دادن با صرف دشنام و بزرگ‌نمایی، کاری نیست که کسی از انجامش عاجز باشد.
- المجموع ( ٤/١٨٦ ).

در یکی از کتب فقه شافعی ، در باب غسل، به حدیثی بسیار پرمعنا با شرحی درخور تامل بسیار برخوردم که از ام المومنین عایشه رضی‌الله
در یکی از کتب فقه شافعی ، در باب غسل، به حدیثی بسیار پرمعنا با شرحی درخور تامل بسیار برخوردم که از ام المومنین عایشه رضی‌الله‌عنها روایت شده و درباره استفاده از مسک ، به‌ویژه برای بانوان ، سخن می‌گوید. جالب آنجاست که وقتی خواص مسک را جست‌وجو می‌کنیم، درمی‌یابیم که این ماده خاصیت ضدقارچ و ضدعفونی دارد ، و در تنظیم هورمون‌ها نیز بسیار سودمند است ، و فواید دیگر بسیاری نیز دارد. این نمونه‌ای است از آن حقیقت زیبا که در کوچک‌ترین سنت‌های نبوی ، پرمنفعت‌ترین آموزه‌ها نهفته است؛ آموزه‌هایی که هم برای خود انسان و هم برای دیگران سودمندند ، و هم در دنیا و هم در آخرت برایش نفع دارند.

خروس عزیز و زیبایی داریم که از ساعت هم منظم‌تر است. چند شب بیدار ماندم تا الگوی ساعت‌های خواندنش را کشف کنم؛ نتیجه این شد: حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پیش از اذان صبح ، ده بار قوقولی‌قوقو می‌کند ، آن هم بلنددددد ، و بعد ساکت می‌شود. نیم تا یک ساعت بعد از اذان، دوباره شروع می‌کند و چنان با شور می‌خواند که وقتی پنجره را باز می‌کنی ، انگار می‌گویی:عزیزم ، کمی به خودت رحم کن، همه از خواب بیدار شدند ، نگران نباش! بعد که هوا کاملا روشن شد ، حدود ساعت ۶ ، اگر حال و حوصله داشته باشد ، باز هم می‌خواند. خیلی مودب و منظم است ، و ساعت‌های کاری‌اش را با نهایت تلاش رعایت می‌کند؛ به‌خصوص برای اذان‌ها که واقعا تحسینش می‌کنم. پسر خیلی خوبی است.

زندگی، وحشتناک و خشک است، اگر انس دوستان و محبوبان نباشد. شادی بی‌آلایششان، مزاح پاکشان، و روح‌هایی که با تمام درخشش و طراوتشان گرد ما را می‌گیرند. تو خود همان دوست مونس باش برای اطرافیانت همان که وقتی نیست ، جایش خالی می‌ماند، و وقتی هست، حضورش با دیگران فرق دارد.

حتی اگر فکر می‌کنی ناقص هستی، دیر نکن. اگر جای خودت را بگیری بعدا می‌توانی بهتر شوی. اما کاملی که دیر بیاید کمالش هم سودی نخواهد داشت. وقتی در را بستند کامل و ناقص یکی است. دردی که دیر کردن دارد هیچ چیز در این دنیا ندارد.

مما يأسرك في قصص الصّحابة علاقتهم بالقرآن العظيم! قال مجاهد: "عرضت المصحف علىٰ ابن عباس من فاتحته إلى خاتمته أقفه عند كُل آية وأسأله عنها، وقال ابن مسعود: ما في كتاب الله آية إلّا وأنا أعلم فيم أنزلت، وقال الحسن البصري: ما أنزل الله آية إلا وهو يحب أن يعلم ما أراد بها". ـآنچه در داستان‌های صحابه درباره رابطه‌شان با قرآن عظیم، انسان را مسحور می‌ڪند! مجاهد گفت: «مصحف را از فاتحه تا خاتمه‌اش بر ابن عباس عرضه کردم؛ نزد هر آیه توقف می‌کردم و از او درباره آن می‌پرسیدم.» و ابن مسعود گفت: «هیچ آیه‌ای در کتاب خدا نیست مگر آنکه من می‌دانم درباره چه چیز نازل شده است.» و حسن بصری گفت: «خداوند هیچ آیه‌ای نازل نکرد مگر آنکه دوست دارد بداند مرادش از آن چه بوده است.»
درء تعارض العقل والنقل، جلد۱، ص۲۰۸
دانش قرآن ، والاترین دانش‌هاست.